![]() |
|
شرح حال و سابقه بیماری من - نسخه قابل چاپ +- انجمن ويتيليگو ايران (http://vitiligo.mihanbb.com) +-- انجمن: بیماران (/forum-41.html) +--- انجمن: شرح حال و سابقه بیماری (/forum-49.html) +--- موضوع: شرح حال و سابقه بیماری من (/thread-22.html) |
شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۲۷-۵-۱۳۸۹ ۰۲:۱۹ عصر من از حدود 2 سال قبل به این بیماری مبتلا شدم که اول از لکه های کوچک روی دست شروع شد از همون موقع به پزشک مراجعه کردم دکتر کار خودش رو میکرد و بیماری هم کار خودش رو و هیچ کدام هم به کار دیگری کاری نداشت در ایران هم که رسم نیست دکتر با مریض حرف بزنه و یا در مورد بیماری برای مریض توضیح بده به محض اینکه وارد مطب شدی با یکی دوتا سئوال کلی شروع میکنه به نوشتن نسخه و در یک چشم بهم زدن یه نسخه به دست شما میده تا برای رمز گشایی ببری پیش جناب داروخانه خوب بگذریم انواع داروها اعم از کپسول و قرص و داروهای ساختنی و پماد و روشهای در معرض آفتاب قرار گرفتن رو تجربه کردم اما بی نتیجه حتی به کسانی که دارهای گیاهی تجویز میکنند و مدعی درمان ای بیماری بودند هم مراجعه کردم و بعد چند ماه مصرف جوشانده های زجر آور گیاهی هیچ نتیجه ای حاصل نشد با پژوهشکده رویان هم تماس گرفتم و یک نویت به من دادند که وقتی مراجعه کردم خانم جوانی منو ویزیت کرد و فرمودند که برید هر وقت پیشرفت بیماری متوقف شد یک سال بعد بیا تا ما سلول درمانی کنیم یعنی برو دنبال نخود سیاه چند وقت قبل به آقای دکتر شریفیان در اصفهان مراجعه کردم که ایشان فرمودند من فقط میتونم کلا پوست رو سفید کنم که در اونصورت دیگه رنگ پوست قابل برگشت نیست ایشون توصیه کردند که به آقای دکتر سعید مسعود در اصفهان مراجعه کنم پیش ایشون هم رفتم دو مرحله دارو تجویز کردند که مرحله دوم نسبت به دارو حساسیت داشتم و دچار مشکل شدم که نسخه سوم رو برای رفع مشکل صادر فرمودن که هنوز به حالت قبل بر نگشته قبل از اینکه به دکتر شریفیان مراجعه کنم توی اینترنت دنبال اطلاعات جدید میگشتم که به چند تا سایت خارجی برخوردم که ادعا میکردند میتونند تا حدودی بیماری را درمان کنند که اکثرا داروهای گیاهی استفاده میکنند مثل نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . همینطور که میدونید خرید از سایتهای خارجی هم یکی از هزار مشکلات ما ایرانیهاست سیستم بانکی ما که آخر بانکداره بانک سر خیابون با بانک ته خیابون ارتباط نداره چه رسد به مستر کارت و ویزا و ..... خلاصه با هر بدبختی بود از سایت اولی که توی دهلی نو هست و آقای دکتر راویش کمال سازنده این کیت گیاهیست خرید کردم و الان حدود 15 روزه که دارم استفاده میکنم تا ببینم چی میشه البته خود دکتر میگه که حدود شش ماه درمان طول میکشه که در افراد مختلف ممکنه این زمان متفاوت باشه ولی من فعلا برای سه ماه دارو گرفتم و دارم استفاده میکنم این کیت شامل سه نوع کپسول گیاهی و یک قطره روغن مانند که بوی روغن نارگیل میده و قهوه ای رنگ و یک پودر قهوه ای رنگ که باید با آب و یا روغن کنجد مخلوط بشه و به پوست مالیده بشه این آدرس سایت برای خرید دارو نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . اینم سایت اصلی دکتر راویش نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۹-۶-۱۳۸۹ ۱۲:۴۰ صبح آقای احمد من دو آرنج دستم دچار ویتیلیگو شده ودرمانها هم جواب نداده و می خواهم پیش دکتر شریفیان بروم آیا فایده داره یا نه؟لطفا راهنمایی کنید.متشکرم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۹-۶-۱۳۸۹ ۰۹:۳۹ صبح (۹-۶-۱۳۸۹ ۱۲:۴۰ صبح)مریم نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .آقای احمد من دو آرنج دستم دچار ویتیلیگو شده ودرمانها هم جواب نداده و می خواهم پیش دکتر شریفیان بروم آیا فایده داره یا نه؟لطفا راهنمایی کنید.متشکرم. سلام خود من که برای صورت و دستهام به ایشون مراجعه کردم گفتند که با لیزر فقط میتونن کل پوست رو سفید کنند که دیگه قابل برگشت نیست . اما من چون دنبال درمان بخشهای بیمار پوستم بودم نه بیمار کردن کل پوست قبول نکردم و به پیگیری هام ادامه دادم تا به چند منبعه خارجی رسیدم که یکیش دکتر راویش بود و الان دارم داروهای ایشون رو استفاده میکنم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Baktash - ۱۳-۶-۱۳۸۹ ۰۲:۳۳ عصر درسال 1368 درحالیکه 20 سال داشتم به این بیماری مصاب شدم ، در آن زمان تداوی بیماری را همانا دادن قرصهای میلونوسیت با سلوشن و پماد آن که ساخت هندوستان بود به بیماران تشکیل میدادوهم در پهلوی آن یک پکیج دیگری بنام لودرمول که همان خصلت و کیفیت را داشت در بازار با میلونوسیت رقابت میکرد اگر در ایران بودی یا افریقای جنوبی یا در آلمان بودی یا امریکا فقط همین دوا بود وبس و هردو به کمک نور آفتاب باید رنگدانه را در جلد درگیر فعال میکردند واما عمده ترین اشکال این نوع تداوی که حتی فعلا هم از جمله متداولترین درمان در بین طبیبان میباشد این بود که طبق جدول تقسیم اوقات کاملا منظم باید باقید زمان دارو مصرف شود و هم اگر بیمار اندکی درتغافل قرار میگرفت و حتی دو دقیقه اضافه تر از موعد در معرض نور آفتاب قرار گیرد نواحی در گیر به سوختگی دچار میشد و مدتی را باید صبر میکردی تا سوختگی تداوی میشد یعدا از صفر آغاز میکردی که هر قدر عزم راسخ در تداوی میداشتی سر انجام به ترک تداوی رضایت میدادی وشانس بهبودی درین گونه تداوی کمتر از 15 درصد بود بر علاوه با قرار گرفتن در معرض نور آفتاب نواحی در سالم تیره میشدند که باعص میشد تفاوت بین نواحی سالم و نواحی در گیر به حد اکثر برسد ،در آن زمان که از انترنت شبکه های وسیع ماهواره و تیلفونهای همراه و غیره اثری نبود هیچ امیدی به تداوی این بیماری دیده نمیشد و حتی حاضربودی به مشوره دوستان ات هرگونه تست و آزمایش را بالایت انجام بدهی در پهلوی طب مدرن اطبای سنتی با تجویز دارو های بسیار غیر استاندارد و غیر موثر مشکلات دیگری را به بیمار باعث میشدند . درین مدت اضافه تر از دودهه من بارها با عزم راسخ و امید زیاد بار ها به تداوی آغاز نمودم اما در اخیر هر مرتبه به همان یک سر نوشت مواجه شدم درین مدت تنها یک ناحیه کوچک در گردنم به طور غیر قابل باور بهبود یافت و بس اما در چند سال اخیر کم کم با همگانی شدن ارتباطات جهانی امیدواری در تداوی بیماری پیدا شده و هر روز با منابع که از طرق متفاوت بیماری را تداوی میکنند بر میخوریم ، هرچند سابقه بیماری من بسیار زیاد است و طبعا اندازه آن هم ، با آنهم میخواهم به دوستان که متاسفانه در سالهای اخیر به این بیماری مصاب شده اند تبریک بگویم که حد اقل در زمانی با این مشکل روبرو شده اند که منابع زیادی ادعای درمان آن را دارند و دور از تصور نیست که عنقریب دیگر این بیمار ی جز بیماری های کاملا قابل علاج قرار گیرد . بکتاش
RE: شرح حال و سابقه بیماری من - setareh - ۵-۷-۱۳۸۹ ۱۲:۰۲ صبح سلام سال 1378 بود که احساس کردم لکه های سفید روی بینی و پیشانی شروع به پیشروی کردن،به چند دکتر حاذق!!مراجعه کردم ولی هیچکدوم تشخیص ندادن.بعد از مدتها یکی از اونها تشخیص ویتیلیگو داد و داروی ساختنی تجویز کرد که خب تاثیری نداشت.توی این مدت پیش دکترهای دیگه هم رفتم و بیماریم تشخیص داده شد و دارو استفاده کردم که خب لکه ها کمتر شد.خداروشکر از پنج سال پیش خیلی بهتر شدن.روی آرنجم و مچ دستم هم لک داشتم.هنوز هم هستن.ولی صورتم نسبتا خوب شد. واقعا نگرانم که دوباره به اون وضع برگرده.زمان اوجش بینی و پیشانیم رو بشدت درگیر کرده بود،حالا هم مدتی رفع میشن و دوباره عود میکنه.قرار گرفتن در معرض آفتات حتی در صورت استفاده از ضدآفتاب بشدت روی ازدیادشون نقش داره. به عنوان یک دختر این بیماری به من استرس زیادی وارد کرده به امید درمان صددرصد برای همه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - یاسی - ۸-۱-۱۳۹۰ ۰۴:۱۵ عصر سلام من 25 سالمه و 5 ساله مبتلا هستم.منم اول دور چشمام درگیر شد.بعدم دور لبم....ولی من چون خیلی سفیدم خیلی خودشو نشون نمی داد....با گذشت زمان م خوب شد. الان روی ترک های ناشی از چاق و لاغریم لک دارم.مشکلم 2تا شده!(بچه ها پوست ماها اصلا نباید آسیبی ببینه وگرنه جاش لک می شه)نمی دونم چیکارشون کنم.لک های من 6ماه بهارو تابستون بدترین وضعیت و 6ماه بعد بهترین حالت رو دارن!! داروی خاصی مصرف نمی کنم....پرهیز غذایی هم ندارم....فقط سعی می کنم اصلا به بیماریم فک نکنم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahram - ۳-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۵۵ عصر 15 ساله که درگیرشم ، فکر کنم همش مربوط میشه به استرس و آفتاب ، آنقدر جلوی آفتاب نرفتم که پوستم روشن شده ،لکه ها دور چشمام و کنار لبم ، روی آرنج و زانو و روی ساعدهام هستن. لیزر و داروهای ساختنی و حتی پماد الیدل فرانسوی هم فایده ای نداشت. پیش دکتر ساعتی میرم که تازه از آمریکا برگشته و میگه اونجا هم طب مدرن حرف زیادی برای گفتن نداره ... یعنی نمیشه قطعی نظر داد که خوب میشی یا نه. روحیه و امید نقش مهمی رو در درمان بازی میکنن. به امید اینکه راه درمان قطعی برای همه ما پیدا بشه. احمد جان امید ما اینجا تویی اگه حالت کامل خوب بشه من میرم هند و امر گرفتن دارو رو برای بچه ها تسهیل میکنم. با تشکر . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۴-۲-۱۳۹۰ ۰۸:۰۵ صبح shahram عزیز سلام امید همه ما بخداست انشاالله که شما و بقیه دوستان هر چه زودتر سلامتی تون رو بدست بیارید من میتونم با اطمینان بگم که دارویی که از دکتر راویش گرفتم کاملا موثر بود و تقریبا بالای هشتاد درصد داشتم درمان میشدم ولی بعلت اینکه دوتا مسئله خیلی مهم رو نتونستم رعایت کنم در مان متوقف شد و من هم دیگه ادامه ندادم اون دوتا مسئله یکی رژیم غذایی بود که بعلت سفرهای کاری نتونستم رعایت کنم (همینطور که میدونید توی سفر امکان رعایت رژیم غذایی این چنینی تقریبا غیر ممکنه) دوم اینکه باید کاری میکردم که عصبی نشم که این یکی از اولی مشکل تر بود مثل اینکه به کسی بگی زیر آفتاب بایست اما سعی کن گرمت نشه وقتی جو و محیط استرس زا و عصبیه و عده ای مرتب فشار خون آدمو به سقف میرسونن کاریش نمیشه کرد من چند بار اینجا خدمت دوستان عرض کردم که اگر بتونید شرایط رو فراهم کنید این دارو انشاالله موثره با آرزوی سلامتی برای شما و همه دوستان RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۷-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۴۶ عصر (۴-۲-۱۳۹۰ ۰۸:۰۵ صبح)ahmad نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .shahram عزیز سلامسلام احمد اقا میشه منو راهنمایی کنید چه جوری میشه دارو رو تهیه کنم من لکه هام زیاد نیست اما دیگه خسته شدم اگه شما جوابمو ندید می خوام کلا سفید کنم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - هستی - ۸-۲-۱۳۹۰ ۰۳:۱۲ عصر سلام آقااحمدلطفامراحلی که برای خریددارولازم است طی شودمرحله به مرحله برامون بنویسیدتاماهم بتوانیم دارو راتهیه کنیم من تسلط به زبان انگلیسی ندارم چکاربایدکنم؟لطفاپاسخ مرازودتربدهید ممنون RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۸-۲-۱۳۹۰ ۰۳:۵۷ عصر (۸-۲-۱۳۹۰ ۰۳:۱۲ عصر)هستی نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام آقااحمدلطفامراحلی که برای خریددارولازم است طی شودمرحله به مرحله برامون بنویسیدتاماهم بتوانیم دارو راتهیه کنیم من تسلط به زبان انگلیسی ندارم چکاربایدکنم؟لطفاپاسخ مرازودتربدهید ممنون نحوه تهیه داروی دکتر راویش رو نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . بطور کامل توضیح دادم اگر باز هم مشکلی داشتی بگو تا راهنمایی کنم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۲-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ عصر سلام احمد اقا من عضو جدیدم خودم مبتلا نیستم ولی همسرم مبتلاس.من خیلی وقته که دارم روش تحقیق میکنم.شما گفتید که یکی از داروهاتون قهوه ایه میشه لطفا ویژگی کامل داروهاتونو بنویسید.و اینکه چرا داروها بعد از 75 روز رویه انگشتان شما تاثیر نداشته؟من خودم تو کار طبم و تا حالا با غازیاقی تونستم تا قسمتی مشکلو بر طرف کنم .کتاب قانون 2 رو هم حفظم.فقط از شما میخوام که به سوالاتم اگه میشه جواب بدید لطفا ضروریه.بعدشم من میتونم خیلی به دوستان کمک کنم اگه قابل بدونن.اینکه چرا رو انگشتاتون تاثیر نذاشته خیلی برام مهمه جوابش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اون دکتره همون گیاهاییرو استفاده میکنه که تو کتاب ابن سیناس به غیر از اونایی که تو کتاب نوشته گیاه دیگه ای نیست.فقط ادم باید برایه هر کدوم تحقیق کنه تا ببینه ایا این دارو موثره یا نه.من همه این کاراییرو که گفته باید و نباید انجام بدیدو میدونم علتش چیه .دوستانی که پول ندارن این همه هزینه کنن من میتونم کمکشون کنم.البته بیماریه که شما دارید بهق نوعیست که در ان مو سفید نمیشه یعنی بیماری به عمق کمی نفوذ میکنه و پس زود تر درمان میشه.فقط از شما خواهش میکنم که اطلاعات بیشتری به من بدید راجبه ویژگی داروهاتون RE: شرح حال و سابقه بیماری من - هستی - ۱۳-۲-۱۳۹۰ ۰۸:۳۵ صبح سلام آقارضا من مدت زیادی هست که مبتلا هستم وموهای نواحی که لکه داره سفیدشده لطفااگردارویی درطب ابن سینا میتواندبه من کمک کندرومعرفی کنید سپاسگزارم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۱۳-۲-۱۳۹۰ ۰۲:۵۵ عصر (۱۲-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ عصر)رضا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام احمد اقا من عضو جدیدم خودم مبتلا نیستم ولی همسرم مبتلاس.من خیلی وقته که دارم روش تحقیق میکنم.شما گفتید که یکی از داروهاتون قهوه ایه میشه لطفا ویژگی کامل داروهاتونو بنویسید.و اینکه چرا داروها بعد از 75 روز رویه انگشتان شما تاثیر نداشته؟من خودم تو کار طبم و تا حالا با غازیاقی تونستم تا قسمتی مشکلو بر طرف کنم .کتاب قانون 2 رو هم حفظم.فقط از شما میخوام که به سوالاتم اگه میشه جواب بدید لطفا ضروریه.بعدشم من میتونم خیلی به دوستان کمک کنم اگه قابل بدونن.اینکه چرا رو انگشتاتون تاثیر نذاشته خیلی برام مهمه جوابش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اون دکتره همون گیاهاییرو استفاده میکنه که تو کتاب ابن سیناس به غیر از اونایی که تو کتاب نوشته گیاه دیگه ای نیست.فقط ادم باید برایه هر کدوم تحقیق کنه تا ببینه ایا این دارو موثره یا نه.من همه این کاراییرو که گفته باید و نباید انجام بدیدو میدونم علتش چیه .دوستانی که پول ندارن این همه هزینه کنن من میتونم کمکشون کنم.البته بیماریه که شما دارید بهق نوعیست که در ان مو سفید نمیشه یعنی بیماری به عمق کمی نفوذ میکنه و پس زود تر درمان میشه.فقط از شما خواهش میکنم که اطلاعات بیشتری به من بدید راجبه ویژگی داروهاتون آقا رضا سلام عرض کنم خدمت شما که از فرمول دارو اطلاعی ندارم که از چه گیاهی در این دارو استفاده شده سه نوع کپسول هست که داخلش بصورت پودره و یک پودرقهوه ای رنگ و همچنین یک روغن قهوه ای رنگ در مورد انگشتان هم اینطور نبود که اصلا اثر نداشته باشه ولی کند تر از بقیه نقاط بود من بدلایلی که نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نوشتم نتونستم درمان را ادامه بدم ولی سه ماهه اول که استفاده کردم نتیجه خیلی رضایت بخش بود که توی عکسها هم معلومه در نقاط آسیب دیده هم سفیدی مو نداشتم در مورد غازیاقی شنیدم ولی امتحان نکردم در پایان خیلی خوشحال میشم که از راهنمایی های شما بتونم استفاده کنم ![]() ![]() ![]() ![]() بروشور داروها را هم از نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . میتونید دانلود کنید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahram - ۱۳-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۳۷ عصر آقا رضا بهمون امید تازه دادید ، خواهش میکنم بیشتر از تجربیاتتون بگید منظورتون از اینکه دوستانی که نمیتونن هزینه کنن به شما بگن تا کمکشون کنید اینه که راه مشابه و ارزونتری بلدید ؟ مشتاقانه منتظر شما هستیم و برای همسرتون هم آرزوی بهبودی کامل دارم. با تشکر شهرام RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۹-۲-۱۳۹۰ ۰۵:۵۲ عصر سلام به همگی چقدر سیستمتون سختههههههه من فکر کردم بهم ایمیل میزنید.ببخشید علت اینکه دیر جواب دادم همین بود .![]() ![]() بچه ها با اراده شما این بیماری کاملا خوب میشه البته با کمک خدا .ببینید اقا ابی کاملا درست و دقیق توضیح دادن براتون.من وقتی مطالب ایشونو خوندم واقعا امیدوار شدم سایت دانش نیوز من خودمو کشتم تا به همه بگم که چیکار کنن اما همه درگیره دارو شیمیایی بودن.من همتونو دوست دارم و از صمیم قلبم میخوام به شما عزیزان کمک کنم. کسایی که نمیتونن با خارج در ارتباط باشن برایه دارو با همین داروهایی که من میگم میشه این بیماریرو از داخل خوب کرد .یه گیاهه به اسم (ورس) این گیاه اگر اصلشو بتونید گیر بیارید معجزه میکنه معجزههههههههههههههههه.من خودم بیشتر عطاریایه ایرانو گشتم اما هیچ احدی نمیدونه حتی این گیاه چه جوریه!!!!!!!!!!!!!!!خیلی برام عجیبه.ازین گیاه در خارج برایه درمان بیماریهایه پوستی من جمله برص استفاده میکنن.احمد اقا از شما عاجزانه خواهش مندم که این گیاه و اگه میتونید از اقایی که تو هنده بپرسید ببینید اونجا داره.این گیاه فقط تو یمن رشد میکنه.ویژگیشم اینه که گیاهی است که بیشتر در یمن میروید تخم ان شبیه کنجد و بعد از رسیدن شکافته میشه و تارهایی شبیه زغفران از ان بیرون میایدو پارچه را با ان رنگ میکنن.یه موقع با اسپرک اشتباه نگیریداااااااااااااااااااااااااا.ورس قرمزه.به قول ابو علی سینا :چیزیست سرخ به رنگ خون مثل زعفران ساییده شده.ان را از یمن میاورند....من شک دارم که این گیاهی که به احمد اقا داده باشه ورسه یا نه.یه عطاری هست که تو کرجه ادعا میکنه که گیاه ورسو داره ولی من خیلی شک دارم بهش.میخوام یه جورایی مطمئن شم شما راهی برایه اطمینان سراغ ندارید. حالا بگذریم از این حرفا بریم سراغ درمان:::زنیان (مخصوص درمان برصه)(1 قاشق چایخوری)و تربد(خیلی خطرناکه باید به اندازه ای که میگم مصرف کنید و در راندن بلغم بسیار موثره روزی نیم گرم یعنی نوک قاشق چایخوری ) وو زنجبیل هم نیم گرم برایه اینکه با تربد قاطی بشه به راندن بلغم کمک میکنه خیلی .روزی نیم گرم )اینارو با عسل بخورید بذر غازیاقی روزی 1 قاشق مربا خوری با عسل تخم کرف روزی نصف قاشق مربا خوری برایه سلامت کبد دم کرده راه دوم اینکه چون زنیان مزه خوبی نداره گفتم با تربد و زنجبیل بخورید و لی بهتر اینکه به صورت دم کرده با تخم کرفس بخورید هروز ناشتا واقعا خوبه و اینکه دارویه مالیدنی برایه دست از دارویه شماره1 دکتر شریفیان استفاده کنید 03112231676 داروخونه زیتون.برایه بدن هم میتونید از دارویه شمیایی استفاده منید هم میتونید از داریه گیاهیی استفاده کنید.گیاهیی:سیاهدانه.فلفل سیاه مازریون گوگرد خردل روغن کنجد. به همراه بادکش کردن لکه ها بعد از مالیدن دارو.شیمیایی زودتر جواب میده.یه نفر حرف خوبی بهم زد گفت برایه داروهایه خوراکی از طب قدیم و برایه داروهایی مالیدنی از طب جدید یپروی کن احمد اقا ما اگه دست به دست هم بدیم میتونیم این بیماریو درمان کنیم من از شما خواهش مندم که درمورد پیدا کردن گیاه ورس منو راهنمایی کنید چون بسیار بسیار بسیار برایه بیماری برص مفیده و به تنهایی میتونه این بیماریو درمان کنه و به درمان سرعت بده. یه نکته مهمو یادم رفت بگممممممممممممممممم اما الان میگم حتماااااا برید حجامت یه جایه مطمئنو بهداشتی.و یه چیزه دیگه خوردن گرمی باعث میشه که خونتون غلیظ بشه شما باید اول برید ازمایش که ببینید غلظت دارید و اگر دارید باید حتما خون بدید و اگر ندارید باید حجامت کنید که با حجامت کردن هم بلغم بیرون میاد و هماز طریق مدفوع.ولی حجامت بلغم سمجو بیرون میاره که هیجوره از بدن خارج نمیشه .هندوانه و کاهو خاکشیر هویج و میوه جات و به اندازه بخوریدوهندوانه و کاهو خاکشیر فراموش نشه.مسدونم هندوانه و کاهو خنکه انچنان سرد نیست .تخم مرغ گوشت گاو و گوساله همه چیزایی که بیرون میفروشن ممنوع.هر چیزی.ماهی ممنوع سرخ کردنی ممنوع. کنجد همه خواص گوشتو داره کنجد بخورید بادام روزی 7 تا خشکبار به صورت خام.کشمش حتما.تو هیچ چیز زیاده روی نکیند.خون بدید حتما تا خونتون عوض بشه چون همه کاره خونه الان اون خونی که داخل بدن شماست بده خون بدید و چیزایه مفید بخورید تا خون تمیز بدن تولید کنه.100 در 100 مطمئن باشید که همتون درمان میشید 100 در 100.بهتون قول یدم.فقط مو به مو چیزایی که گفتمو انجام بدید مو به مو.حتما خون بدید حتماااااااا.ترسو بذارید کنار .اونایی که بلغمین نمیتوننن حجامت کنن.این داروهایی که گفتمو بخورید.عطاری:تهران نرسیده به انقلاب دست چپ عطاریه گیاهان دارویی غازیاقی داره.حدود 200 قده پایین تر از انقلاب به سمت ازادی که میرید.ولی از من میشنوین برایه دارویه مالیدنی از طب جدید پیروی کننین.دیگه لکه نمیزنید با این کارا و چیزایی که گفتم.هر سوالی که داشتید خالصانه در خدمتم راسی لبنیان به جز شیر ممنوع اقا احمد یه خواهشی داشتم گیاه داخل کپسولو عکسشو برام میفرستید لطفا من فکنم اون کپسول توش زنیانه مزه کنید ببینیند مزه یا بویه صابون میده وقتی که مزه میکنید انگاز پودر ماشین لباسشویی خوردید. مازریون و گوگرد و روغن کنجد به صورت مالیدنی عالیهههه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۱۹-۲-۱۳۹۰ ۰۸:۰۲ عصر سلام من هم داروی دکتر راویش رو گرفتم به محض اینکه تاثیراتش رو دیدم به همتون خبر میدم غاز یاقی هم من همه جا از مفید بودنش شنیدم حتما استفاده کنید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahram - ۱۹-۲-۱۳۹۰ ۰۸:۲۳ عصر آقا رضا توضیحات عالی .... مرسی به حوصله و دقتتون. azar خانم خیلیا دارو رو گرفتن و رفتن و دیگه اینجا نیومدن که ببینیم اثر داشته یا نه ..... امیدوارم شما تا آخرش اینجا سر بزنید و سلامتیتونو با بچه های فروم جشن بگیرید به امید بهبودی همه دوستان. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - soli - ۱۹-۲-۱۳۹۰ ۰۸:۵۵ عصر سلام من سهیلا هستم تازه عضو این سایت شدم احمد اقا میخواستم ازتون خواهش کنم امکانش هست که من از شما تقاضا کنم و پول داروها رو به شما بدم تا برام از دکتر راویش دارو بگیرین شما فکر میکنم راحتتر میتونید یه دتیا ممنون میشم لکه های من محدود و کم در ناحیه شکم هست حدود 15% از کل بدنم خواهش میکنم جوابمو بدین بازم ممنون RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۹-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۳۴ عصر سلام به اقا شهرام و بقیه دوستان.وای بجه ها اگه بتونید ورسو گیر بیارید غالی میشه من هر شب خابه ورسو میبینم .اگه غول چراغ جادو بیاد بگه چی میخوای میگم یه عالمه ورس میخوام .همه دست به دعا شن برایه من تا بتونم ورسو پیدا کنم اذر خانوم حتما غازیاقی ازون جایی که گفتم بگیرید.واقعا عالیهههه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - شیرین - ۲۰-۲-۱۳۹۰ ۰۱:۰۹ صبح سلام من شیرین هستم 28سالمه و22ساله که این بیماریودارم اوایل خیلی محدودبودبعضی وقتاخودبه خودکم میشد ولی الان داره پیشرفت میکنه خیلی ازاین موضوع ناراحتم.خوشحالم که تواین انجمن عضوشدم که حداقل بتونیم حرفه دلمونوبزنیم چون همه هم دردیم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Ebi - ۲۰-۲-۱۳۹۰ ۰۲:۲۵ صبح درود بر آقا رضا و بقیه دوستان درباره گیاه ورس مختصر اطلاعاتی پیدا کردم که شاید مفید باشه . نامهاي ديگر اين گياه وَرَس، ورث، بُلَيحه، زاير، ضريع و افساني ميباشد. 1. طبع آن گرم و خشك است. 2. از اين گياه به عنوان ماده رنگي استفاده ميكنند. 3. براي درمان جرب خاكستر اين گياه را به قسمت جربدار ميمالند. به هر حال من همچنان خواب غازیاقی رو میبینم .چون هنوز نتونستم توی اهواز گیر بیارم .اگه آقا رضا آدرس دقیقتر و اسم عطاری رو بتونید بگید ممنون میشم شاید بتونم به یکی بسپارم که واسم بیاره.اگه 2روز پیش این آدرس داده بودین برادرم تهران بود واسم میگرفت .خدا بگم چی کارت نکنه ![]() ![]() یه چیز دیگه داروی دکتر شریفیان رو بصورت غیر حضوری نمیشه از داروخونه تهیه کرد ؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - salimsm - ۲۴-۲-۱۳۹۰ ۰۷:۲۸ صبح سلام دوستان سلیم هستم 26 سالمه و حدود 12 ساله که ویتیلیگو وسط صورتم باهامه، قبلا خیلی بابتش ناراحت بودم ولی چند وقتی که دیگه برام عادی شده امیدوارم همه بیمارا شفا پیدا کنن.. یه سوالی داشتم راجعبه سلول درمانی رویان که کسی هست از بچه ها که مراجعه کرده باشه ؟ آیا درمان شده ؟ برگشت پذیر که نیست ؟ ممنون RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۲۴-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۴۲ صبح (۲۴-۲-۱۳۹۰ ۰۷:۲۸ صبح)salimsm نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام دوستانسلام موسسه رویان در صورتی سلول درمانی انجام میده که حداقل یکسال بیماری متوقف شده باشه . وسعت پیشرفت بیماری کم باشه و هزینه درمان هم بالاست در مورد موثر بودن این روش و درصورت درمان شدن هم هیچ تضمینی برای بازگشت مجدد بیماری نیست و کلا این موسسه هنوز در حال تحقیق بر روی این بیماریه و نتیجه قطعی حاصل نشده RE: شرح حال و سابقه بیماری من - salimsm - ۲۴-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۵۲ صبح (۲۴-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۴۲ صبح)ahmad نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .(۲۴-۲-۱۳۹۰ ۰۷:۲۸ صبح)salimsm نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام دوستانسلام ممنون احمد جان اینو میدونم که بیماری باید متوقف شده باشه و 6 ماه دارویی نباید استفاده کرده باشیم هزینه هم که 600 تا 1 میلیون ، چاره ای نیست فکر کنم ارزششو داره آخه تو صورتمه مژه و قسمتی از ابرو هامو سفید کرده... ولی این که میگین هنوز در حال تحقیقن و تضمینی برای برگشت نیست اینو بگم که یکی از دوستان که برای اشعه میرفت دکتر بهش گفته که سلول درمانی درمانش قطعیه و برگشتم نداره.. حالا باز باید بیشتر تحقیق و بررسی کنیم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۲۴-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۱۸ صبح چیزایی که گفتم عین حرفای خود موسسه هست که به من گفتند شاید از اول اینو میگن که اگر در مورد کسی درمان موثر نبود و یا برگشت داشت طرف شاکی نشه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - salimsm - ۲۴-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۴۴ صبح من که باشون صحبت کردم گفتن درمان قطعیه و برگشت نداره یه وقت گرفتم واسه مرداد ماه اونجا همه چیرو باید باشون طی کنیم پول کمی که نیست بهشون میخواهیم بدیم (در مورد درمان شما تازه خوندم خیلی خوشحال شدم تاثیر داشته براتون ولی حیف که نشده ادامه بدین) RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۲۴-۲-۱۳۹۰ ۱۲:۰۹ عصر (۲۴-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۴۴ صبح)salimsm نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .من که باشون صحبت کردم گفتن درمان قطعیه و برگشت نداره انشالله که درمان شما موفقیت آمیز باشه براتون آرزوی شفای عاجل و سلامتی دارم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - my7diamonds - ۳۰-۲-۱۳۹۰ ۱۲:۱۴ عصر (۸-۲-۱۳۹۰ ۰۳:۱۲ عصر)هستی نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام آقااحمدلطفامراحلی که برای خریددارولازم است طی شودمرحله به مرحله برامون بنویسیدتاماهم بتوانیم دارو راتهیه کنیم من تسلط به زبان انگلیسی ندارم چکاربایدکنم؟لطفاپاسخ مرازودتربدهید ممنون سلام هستی جان من امروز دارو بدستم رسبد من هم تسلط به زبان انگلیسی نداشتم اما خیلی رلحت از طریق سایت نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . خیلی راحت شروع به چت و ارسال ایمیل کردم طرز استفاده توی سایت هست فقط کافی ی شما فارسی بنویسی و متن لاتین رو جلو متن خودت ببینی
RE: شرح حال و سابقه بیماری من - هستی - ۳۰-۲-۱۳۹۰ ۰۱:۴۲ عصر سلام دوست عزیز my 7 diamonds بسیارازشماسپاسگزارم امیدوارم داروها باعث بهبودی شما شوند من هم تصمیم داشتم داروها راتهیه کنم ولی روش خریدش برایم آسان نبود بنابراین به خاطرشرایط فعلیم فتوتراپی راانجام میدهم انشالا بعداز پایان دوره فتوتراپی برای خریدداروها حتما ازشما کمک میگیرم بازهم ممنون برای شما آرزوی سلامتی دارم و منتظرخبرهای خوبی ازطرف شماهستیم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مجید - ۶-۳-۱۳۹۰ ۰۱:۵۶ عصر سلام مجید هستم 26 سالمه. از 7 سالگی با هم هستیم. شروع از قوزک پام و خیلی سریع (1 سال) یکی از پاهام + دو آرنجم درگیر شد. از درمان اون موقع شروع با مالیدن داروی آبکی روی لکه ها و در معرض خورشید قرار دادن (فکر میکنم پسورالن + UVA) بعد رفتم پیش یک آخوندی که میرفت هند دارویی مثل قیرمیداد که بمالم روی لکه ها و در معرض نور خورشید قراربدم+خوردن سرکه صبح ناشتا+خوردن آب زرشک نمیدونم چرا 9 سالگی متوقف شد تا 2 سال پیش 1 استرس شدید داشتم حس کردم بیماری فعال شد پشت دستم لکه های خیلی خیلی کوچیک میدیدم درمان با اگزایمر لیزر بی نتیجه الآن 6 ماهه هامیوپاتی رو شروع کردم روی لکه ها اثرنداشته اما در کل خیلی خوبه مخصوصا روحی ..... در حال حاضر اعتقادی به درمان های پزشکی رایج ندارم چون اصلا درمان نیست فقط می خواد ظاهرو درست کنه. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - شیرین - ۶-۳-۱۳۹۰ ۰۶:۰۷ عصر آقامجیدخوش آمدید دقیقا درگیریتون مثله منه منم متوقف بوددرحدهمون قوزک وآرنج ولی الان1ساله عودکرده اونم به خاطراسترسی که بهم واردشده باهمه احترامی که به نظردوستان دارم ولی من معتقدم فقط وفقط باید آرامش روحی داشت تاعودنکنه اگه میخایم زیادترازاین که هست نشه فقط راهش همینه اگراسترس باشه هزارم درمان داشته باشی نتیجه نمیده این نظرمنه که الان23ساله با این مریضی اخت شدم هروقت استرس داشتم زیادشدنه لکه هاروهم دیدم درعوض زمانی بوده که خیلی اروم بودم حتی لکه ها کمترم شدن حتی بدون درمااان RE: شرح حال و سابقه بیماری من - هستی - ۶-۳-۱۳۹۰ ۰۷:۳۵ عصر سلام آقارضا اینهم ترجمه متن با استفاده از شاخ و برگ گیاهان در درمان چین و ژاپن، psoralea است که در میان گیاهان کلید گسترده توسط herbalists مورد استفاده در درمان اگزما، برص و همچنین از دست دادن مو. علاوه بر فواید آن در درمان اختلال پوست، مبارزه psoralea استاف (باکتری ظاهر می شود در خوشه) عفونت ها و در عین حال، invigorates قلب است. Psoralea به عنوان zhi بو گو که به معنای واقعی کلمه را به انگلیسی نشان دهنده 'رزین استخوان tonify' ترجمه شناخته شده است. شاخ و برگ گیاهان است همچنین مفید برای بهبود کلسیفیکاسیون استخوانی و یا اضافه کردن کلسیم، و این روند باعث می شود در حالی که ارزش psoralea درمان اختلالات استخوانی مثل پوکی استخوان و شکستگی استخوان. متشکل از ماده ای به نام psoralen که یک عنصر قوی به منظور افزایش رنگدانه پوست و در نتیجه مفید در درمان برص، یک بیماری است که در آن از تکه های پوست رنگدانه خود را از دست می دهد. تجربه نشان داده است که وقتی از خارج بر روی پوست و یا تزریق زیر جلدی - رنگدانه پوست است که از دست دادن رنگ به کار روند ، psoralens به ارمغان می آورد در مورد رنگ آنها باقی بماند. در همان زمان، psoralens بهبود جریان خون و افزایش فعالیت به تولید ملانین (رنگدانه) در مناطق ناسالم از پوست است. در اینجا یک کلمه از احتیاط برای افرادی که متقاضی psoralea در پوست است. باید که در خاطر سپرد که از ویرایشگر خارجی psoralea در پوست میشود و ممکن است حساس پوست و منجر به اثرات آلرژیک زمانی که به خورشید قرار گرفته است. میوه psoralea که یک طرفه، همانطور که شامل دانه و همچنین seedpods در نظر گرفته دارای خواص غنی داروی مقوی غرایز جنسی هستند و به عنوان مقوی برای اندام های تناسلی استفاده می شود. میوه psoralea به طور گسترده بکار می خواهیم به تحریک جنسی است. دانه میوه psoralea دارای خواص متعددی است و گفت : داشتن ضد باکتری، anthelmintic (ماده ای که حذف کرم های انگلی)، داروی مقوی غرایز جنسی، قابض، قلب، سمیت سلولی، د - obstruent، مدر (ماده ای که باعث افزایش جریان ادرار)، معرق (ماده ای که باعث افزایش عرق کردن)، محرک، معدی (چیزی که مربوط به معده) و توابع مقوی. پزشکان طب گیاهی استفاده گسترده ای دانه psoralea برای درمان بیماری های تب دار، انزال زودرس، ناتوانی جنسی، پشت درد کمتر، ادرار کردن مکرر، بی اختیاری، خیس کردن رختخواب و بسیاری دیگر از اختلالات فیزیکی است. دانه های میوه ها psoralea نیز مفید در درمان مشکلات پوستی مختلف از جمله جذام و leucoderma (از دست رفتن رنگدانه پوست). هر دو میوه و همچنین بذر psoralen گیاه محصور است ، که با ارزش برای فعال کردن پوست برای ایجاد رنگدانه های جدید وقتی که در باز به نور خورشید و از این رو به طور موثر مورد استفاده برای درمان بیماریهایی مانند برص و پسوریازیس (بیماری پوستی است که در با تکه های فلس مانند قرمز مشخص شده). علاوه بر این ، عملکرد ضد باکتریایی از میوه psoralea بدن افت می کند توسعه و یا رشد از tuberculos مایکوباکتریوم. میوه ها از psoralea برداشت هنگامی که در رسیدن پاییز. میوه ها ممکن است مورد استفاده تازه و یا حتی آب از دست داده و برای استفاده های بعدی ذخیره می شود. ریشه بوته هستند موثر در درمان پوسیدگی دندان و یا پوسیدگی دندان. شاخ و برگ گیاهان نیز تولید بسیار ارزشمند درمانی رزین مخلوط روغن یا oleoresin است که مفید در درمان مشکلات کلیوی ، ضعف جنسی ، انزال زودرس ، درد پشت و یا درد در ناحیه کمر از پشت. psoralea گیاه درمانی مفید است و به طور گسترده ای مورد استفاده در درمان اختلالات متفاوت است. در زیر فهرستی از مزایای psoralea برای شرایط دقیق فیزیکی است. سرطان -- تحقیقات نشان داده است که گیاه psoralea محصور عناصر مانند bavachinin ، corylfolinin و psoralen. همه این مواد موجود در گیاه کم کردن سرعت رشد سریع از استئوسارکوم و همچنین سلولهای سرطانی ریه. از این رو ، داروها آماده با psoralea توسط herbalists برای درمان این شرایط خاص از سرطان توصیه می شود.پسوریازیس -- همانطور که در بالا ذکر شد، بوته psoralea منابع طبیعی psoralens، مجموعه ای از ترکیبات که شامل جزء فعال دارو های سنتی برای درمان پسوریازیس است. به طور قابل ملاحظه، psoralens بسیار موثر هستند در حالی که ارائه درمان اشعه ماوراء بنفش نور برای درمان پسوریازیس. برص -- psoralea است موثر در مبارزه با برص، در جایی که بیماری از دست دادن رنگ پوست خود را در قسمت های مختلف بدن تکه. در مطالعه انجام شده چند وقت پیش، 49 نفر مبتلا به برص به مدت حدود شش ماه به درمان psoralea قرار داشته است. در پایان مدت زمان، آن است که از این 49 بیمار، 14 درصد به طور کامل درمان شدند وجود داشت، در حالی که یکی دیگر از 19 درصد اصلاح رنگ در کمتر از دو سوم از منطقه آسیب دیده پوست RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۶-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ عصر سلام هستي خانوم مرسي با ترجمه اندرلاين ترجمه كرديد؟ اذر خانوم سلام .به اون اقايي كه گفته بوديد راج به ورس بگم گفتم كه من اين گياه ميخوام ببينيد شما ميتونيد از عربستان برام بياريد دوستانمم ميخوان .گفت يكي از دوستام كارت بازرگاني داره به اون بگم ببينم ميتونه كاري كنه.شما هم بهش بگيد يه بار ديگه سلام هستي خانوم مرسي با ترجمه اندرلاين ترجمه كرديد؟ اذر خانوم سلام .به اون اقايي كه گفته بوديد راج به ورس بگم گفتم كه من اين گياه ميخوام ببينيد شما ميتونيد از عربستان برام بياريد دوستانمم ميخوان .گفت يكي از دوستام كارت بازرگاني داره به اون بگم ببينم ميتونه كاري كنه.شما هم بهش بگيد يه بار ديگه سلام اقايه my 7 كاشكي يه اسم انتخاب ميكردي برادر.ببخشيد شما همسر اذر خانوميد؟؟؟؟شما كسي رو ميشناسيد تا بتونه از عربستان ورس رو برامون بياره؟؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - my7diamonds - ۷-۳-۱۳۹۰ ۰۱:۴۳ عصر (۶-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ عصر)رضا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام هستي خانوم مرسي با ترجمه اندرلاين ترجمه كرديد؟ سلام رضا جان خوبی شما احسان هستم بله شناختن که نه اما الان اونجا ی آشنا دارم نمیدونم بتونه بیاره یا نه من اسم لاتین این گیاه رو می خوام و حتی اگر نام عربی داره بهم بگین ببینم چیکار می تونم کنم من ی دکتر گیاهان دارویی صحبت کردم گفت ت ایران هست این دارو امروز 7-3-90 دارم میرم ببینمش و ی صحبتی کنم خبرشو به شما میدم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۹-۳-۱۳۹۰ ۱۰:۴۹ صبح سلام احسان جان fleminga rhodocarpa اسم علميشه waras اسم عربيشه . تو ايران فك نكنم باشه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - salimsm - ۱۱-۳-۱۳۹۰ ۰۷:۱۷ صبح (۶-۳-۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ عصر)مجید نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .[/size]مرسی شیرین جان سلام مجید جان چقد ناامیدی..! جایی که خودتو معرفی کردی گفتی پا و آرنج دستت درگیر شدن ، ولی لکه من تو صورتمه، بعضی وقتا میگم کاش تو صورتم نبودو مثلاً تو دست و پام بود.. ولی باز خدارو شکر میکنم چرا که میتونست خیلی بدتر از اینم باشه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۱-۳-۱۳۹۰ ۱۲:۲۵ عصر فوق فوقش درمان 1 سال طول میکشه.اینکه انقد ناراحتی نداره دوست عزیز.انقدم افسرده نباش مثل بقیه بچه ها با روحیه باش به خدا اینطوری خیلی به نفعته.این بهت کمک میکنه تا زودتر خوب شی.ما با هم ورسو پیدا میکنیم از داروهایه مالیدنی دکتر شریفیان هماستفاده میکنیم 03112231676 .غازیاقی هم خورید.به علاوه داروهایی که گفتم.ما باین کار نتیجه گرفتیم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - salimsm - ۱۴-۳-۱۳۹۰ ۰۷:۵۶ صبح (۱۲-۳-۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ صبح)مجید نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .مرسی سلیم جان
RE: شرح حال و سابقه بیماری من - سجاد - ۲۱-۳-۱۳۹۰ ۰۳:۵۵ عصر سلام آقا مجید من تو یک فکر موندم که منظورت از این متن چیست؟سلام مجید هستم 26 سالمه. از 7 سالگی با هم هستیم.همین باهم هستیم نفهمیدم یعنی چی اگه میشه بگید ممنون RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۱-۳-۱۳۹۰ ۰۶:۲۱ عصر من بگم یعنی اینکه از 7 سالگی بیماریشون شروع شده RE: شرح حال و سابقه بیماری من - سجاد - ۲۱-۳-۱۳۹۰ ۰۷:۴۸ عصر سلام آقارضا آره بگو. ممنون RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Peyman.Gh - ۲-۴-۱۳۹۰ ۰۱:۱۰ عصر سلام پيمان هستم 19 سالمه...! حدودا 1 سالي ميشه كه به بيماري "ويتيليگو" مبتلا شدم و الان شايد بگم حدود يك-سوم شايدم بيشتر پوست صورتم رنگدانه-شو از دست داده و به رنگ شيري شده...! همينطور قسمتي از پاهامم شده/ پيش متخصص پوست رفتم چندباري از پمادهاي موضعي مصرف كردم اما انگار كه بيشتر شده بودن...! در حال حاضر بعد از يك ماه كه ديدم پمادهاي موضعي تاثيري نداره رفتم عطاري و تصميم گرفتم كه از طب سنتي استفاده كنم و عطار محلولي درست كرد و گفت كه 40 روز مصرف كن خوب ميشه...امروز سي و سومين روزه كه دارم مصرف ميكنم...! چند نقطه ريز (سلول هاي رنگدانه) فعال شدن...اما فقط چندتا نقطه خيلي ريز...! ك در مقابل كل صورت من كه به رنگ شيري دراومده هيچ تاثيري نداشته. ديگه هيچ اعتماد به نفسي ندارم/ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲-۴-۱۳۹۰ ۰۷:۰۷ عصر سلام اقا پیمان شما باید این بیماری رو از داخل خوب کنید نه از سطح پوست. لطفا جواب چند تا از سوال هایه منو بده مرسی: نام و نام خانوادگی و رشته تحصیلی ![]() 1 اب دهانتون رویه بالشت میریزه صب که از حواب پامیشید؟ 2 چقدر تو روز تشنتون میشه و تمایل دارید اب بخورید؟ 3خود پوستتون سفیده؟ 4 موهایه لکه ها سفید شده؟ 5چشماتون صبا که پا میشید پف کردس؟ به این سوالام حتما دقیق جواب بدید . این بیماری با داروهایی گیاهی کاملا قابل درمانه.و ما درمان شدیم . سابقه تیروئید دارید؟ از داروهایه خوردنی هماستفاده کردید؟ جلویه هر سوالم جواب رو بنویسید ![]() سلام اقا پیمان شما باید این بیماری رو از داخل خوب کنید نه از سطح پوست. لطفا جواب چند تا از سوال هایه منو بده مرسی: نام و نام خانوادگی و رشته تحصیلی ![]() من دوتایی میبینم یا نوشته هام دوتایی میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۲-۴-۱۳۹۰ ۱۰:۵۳ عصر اقا پیمان اصلا نگران نباش خوب میشی مثل ما که تازه داریم یه تغیراتی میبینیم اقا رضا شماهم مطمئن باش چشات سالمه دوتایی نمی بینی نوشته هات دوتایی میاد RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Peyman.Gh - ۳-۴-۱۳۹۰ ۰۱:۰۳ صبح خب آخه من هرجايي كه رفتم يا بهم پماد دادن\ يا محلول روغن كرچك هم يكي از كساني كه ويتيليگو داشت بهم گفت مصرف كنم تا پوستم يك دست بشه اما مصرف نكردم...! و اما جواب سوال شما آقا رضا: پيمان قلي نژاد هستم و كارداني كامپيوتر-نرم افزار مي خونم...! 1 اب دهانتون رویه بالشت میریزه صب که از حواب پامیشید؟ بله بيشتر اوقات 2 چقدر تو روز تشنتون میشه و تمایل دارید اب بخورید؟ از ميزان آب مصرفي معمولي كمي بيشتر (دقيقا نميدونم) 3خود پوستتون سفیده؟ پوستم سفيد بود اما الان بدليل اينكه آفتاب مستقيمه پوستم يه خورده سياه شده و لكه ها بيشتر نمايان شدن...با اينكه از ضدآفتاب خارجي استفاده ميكنم. 4 موهایه لکه ها سفید شده؟ بله كنار ساج هام كه لكه در اومده موهاي روشم سفيد شده\ التهه قبلا موهاي سفيد مخصوصا ريشم هم سفيد بود تقريبا بيشتر جاهاش اما الان فقط روي ساجم كمي موهاي سفيد واقع شده 5چشماتون صبا که پا میشید پف کردس؟ خير\ چشمام پف كرده نيست به این سوالام حتما دقیق جواب بدید . این بیماری با داروهایی گیاهی کاملا قابل درمانه.و ما درمان شدیم . سابقه تیروئید دارید؟ سابقه تيروئيد رو نميدونم\ چون تا الان ك پيش متخصص پوست رفتم هيچ تشخيصي ندادن يا اصلا راجع به اين قضيه حرفي نزدن. از داروهایه خوردنی هماستفاده کردید؟ خير؛ از دكتر درخواست كردم اما فقط پماد موضعي داد...! از عطاري هم ك درخواست كردم گفت هم خوردني هست هم محلول موضعي كه فعلا محلول موضعي رو بهم داده و گفته 40 روز مصرف كن كه 4 روز ديگه ميشه 40 روز و تاثير خاصي نداشته...! لطفا راهنماييم كنين چون واقعا دارم زجر ميكشم. آذر جان ممنون بابت همدرديتون اما بايد بگم كه يك سوم شايد بيشتر پوست صورتم لكه دراومده و واقعا واسم سخته مخصوصا وقتي تو فضاهاي اجتماعي هستم و ديد ديگران رو نسبت به خودم ميبينم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۳-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ صبح سلام پیمان جان .خانوم من هم بیشتر از 70 در صد صورتش لک داشت که الان پاک پاک شده. شما از امروز هر چی که میگمو بخور اول از همه بلغم خونت باید میزون شه با این دارو:تربد نیم گرم(تربد سمی هست و اگر بیشتر از نیم گرم بخورید کله پا میشید شوخی کردم بابا نترس.ولی اگر بیشتر بخوری خیلی حالت بد میشه و ممکنه که کله پا بشی.پس حتما حتماحتما روزی نیم گرم یعنی نصفه یکم کمتره ق چایخوری سر صاف با زنجبیل که اونم نصف ق چایخوری و عسل اینارو باهم قاطی میکنی و زنیان که ضد لکه به مقدار یک ق چایخوری سر صاف زیاد نشه ها با این دارویی که گفتم قاطی میکنی و سیاهدانه 1 ق چایخوری .اینارو همرو باهم قاطی میکنی با عسل هروز صبح ناشتا میخوری.هر وقت شورع کردی به دارو خوردن روزشو تو تقویم علامت بزن و به من هم بگو .برایه شب: ریشه زرشک رو از عطاری بگیر بشور اسیاب کن اگه ریشش پوست داشت اصلا پوستشو نگیر چون بیشتر خاصیتش تو پوستشه پس اسنو اسیاب کن به مقدار نیم گرم یعنی نصف ق چایخوری سر صاف با بذر اسیاب شده غازیاقی به مقدار نصف ق غذا خوری سر صاف با یه مقداره کمی زیره یه مقدار کمی زردچوبه اینارو با هم قاطی میکنی و شب با شکم خالی میخورید.وتخم کرفس رو به اندازه 1 ق چایخوری دم میکنید و بعد از ظهر میخورید حتما. من خواص همه اینارو میدونم و میدونم به چه دردی میخورن خیلی هم گفتم ولی دیگه نا ندارم بگم همشون دست به دست هم میدن و این بیماریرو خوب میکنن ولی اگه میخواستید بدونید که هر کدوم به چه دردی میخورن به من بگید تا بنویسم براتون. پرهیز غذایی:ماهی و گوشت گاو وگوساله و اسفناج و تمام لبنیات و ترشی جات ومیوه هایه کال و ترش و شاهی و تخم مرغ وغذاهایه تند و مضر کبد و تنقلات بیرون و غذاهایی که بیرون میفروشن و هرچیزی که تو مغازه ها میفروشن بازم اگه یادم اومد مینویسم. غذاهایه مفید :نعناع و ریحان و سیب و اناناس و انبه و جعفری و طالبی و گلابی و فلفل دلمه و کلم و کاهو (تسویه خون)و خاکشیر و (زرشک به مقدار 1 ق غذاخوری برایه رفع صفرا) کرفس (خیلی خوبه انتی اکسیدان قوی هست و سیستمه ایمنی رو قوی میکنه) لیمو ترش وتمام خشکبار به صورت خام (هروز خوردن 7 عدد بادوم و 10 تا فندق و پسته واجبه برایه شما) و کنجد اسیاب شده با عسل به اندازه 2 ق غذا خوری یا 1 ق غذاخوری. خیلی چیزایه دیگه هم هست که مینویسم براتون اگه یادم اومد. اگه این کارایی که گفتمو انجام بدید کمتر از 2 ماه جواب میگیرید ولی باید 40 روز بگذره از خوردن اینا چون بدن باید پاکسازی بشه.من بهت قول میدم که شما هم خوب میشی.ما که اینکارارو انجام دادیم و به 2 ماه نریسیده جواب گرفتیم. سوالی داشتید در خدمتم اقا پیمان شما چه قرصایی میخورید؟ غلظت خون دارید؟ تیروئید چی؟ حتما به این 3 تا سوال من جواب بدید ممنون . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۳-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۳۰ عصر اقا رضا انبه مطئنید خوبه؟ من یه جا خوندم واسه بلغمی ها ممنوعه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۳-۴-۱۳۹۰ ۰۱:۳۹ عصر سلام آقا رضاوخانم .خوشحالم که دارید خوب میشوید.من قبلا براتون ایمیل وپیام گذاشتم اما جواب ندادید .من هم میخواستم رژیم گیاهی بگیرم ومی خواستم ببینم میتوانم از داروهای آقا پیمان استفاده کنم ؟البته من آب دهانم نمیریزه ـچشمم پف نمیکنه وموهای ناحیه لکه ها سفید نشده.سابقه تیرویید ندارم-زیاد هم آب نمی خورم.پوستم سفیده.ممنون اگه جواب بدید. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۳-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۴۵ عصر اره استفاده ازون دستور برایه عموم ازاده ![]() فقط یه مطلبی رو یادم رفت بگم انبه گرم و خشکه ولی زیاد خوردنش بده چون تولید خلط میکنه هفته ای یه نصف لیوان به خاطر ویتامینش خوبه ولی زاید خوردنش ضرره چون تولید خلط میکنه اره استفاده ازون دستور برایه عموم ازاده ![]() فقط یه مطلبی رو یادم رفت بگم انبه گرم و خشکه ولی زیاد خوردنش بده چون تولید خلط میکنه هفته ای یه نصف لیوان به خاطر ویتامینش خوبه ولی زاید خوردنش ضرره چون تولید خلط میکنه موز هم میتونید بخورید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Ebi - ۳-۴-۱۳۹۰ ۰۵:۱۶ عصر موز هم مثل انبس . زیاد خوردنش تولید خلط میکنه !! RE: شرح حال و سابقه بیماری من - TURK_ATILA - ۴-۴-۱۳۹۰ ۱۰:۲۹ صبح سلام آقا رضا من از 12سالگي دچار اين بيماري شدم اول ازدست وپا وبعد هم ساير اندامها بصورت قرينه در بدنم اين بيماري ظاهر شد مهمترين درماني كه كردم با استفاده از روش فتوتراپي بود كه از اول پاييز شروع كردم و در بدنم خوب نتيجه مي داد ولي متاسفانه در اول عيد با گرم شدن هوا همه رنگدانه ها مجددا ناپديد شدند يه سه تا چهار ماهي هم هميوتراپي يا طب هالستيك امتحان كردم ولي جواب نگرفتم ولي صورتم كاملا سفيد شده بود وچيزي مشخص نمي شد ولي در اسفند ماه بخاطرريزش موهاي سرم دكتر برام اسد فوليك و قرص روي و ويتامين eتجويز كرد و همچنين د رعيد 20روز بصورت مداوم 10تا پسته 10تا بادام هندي و 10تا بادم شيرين براي تقويت بدنم خوردم الان تو صورتم لكه هاي قهوه اي تو ناحيه گيجگاههم پيداشده و به سرعت رو به پايين صورتم سرايت مي كنه كه اين مساله خيلي نارحتم كرده وباعث افسردگي شديدم شده چون مي خواستم برم خواستگاري ولي خجالت مي كشم نمي تونم برم دكتر هم رفتم يه داروي تركيبي با يه ضد آفتاب قوي بهم داده كه لكه ها رو ببره تا 40روز مصرف كردم ولي لكه ها از بين نرفت بيشتر هم شد الان دوباره مي خوام پيشش برم .سوال من اينكه اگه لكه ها از خوردن آجيل و داروهاست چرا فقط صورتم اين طوري شده و جاهاي ديگه تاثيري نداشته اگه تاثير آفتاب رو هم در نظر داشته باشيم چرا دستها وجاهاييكه آفتاب گير لكه نيافتاده . در مورد حرفهاي شما هم من 10سال قبل پيش يه عطار كرد در شهر پسوه در يك روستا نزديك مرز عراق رفتم كه يه محلول گياهي داد كه هر روز بخورم و تقريبا رژيم غذايي شما را در مورد غذا ها رو اونهم گفت ولي من باورش نكردم و به توصيه اش عمل نكردم چون خيلي سخت بود . الان شايد شما و ساير دوستاني كه اين بيماري كه از نزديك اين بيماري رو لمس كردن مي فهمن كه من چي ميگم واقعيتش آقا رضا بعد از بيست سال ديگه حوصله زيادي واسه درمان نمونده از يه طرف ديگه هم اگه درمان مشكل و زمانبر باشه فكر مي كنم خيلي ها نتون انجامش بدن . من قبلا هم بهتون پيام دادم ولي شما جواب ندادين . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۴-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۳۳ صبح وااااااااااااییییییییییی من معزرت میخوام ازینکه جواب پیغام شما روندادم اصلا یادم نمیاد به خداااا ببخشید.عوضش همین جا جبران میکنم. ببینید همه ماها که تو این انجمن هستیم بیشتر از 14 سال به این بیماری مبتلا هستیم اگه اینطوری باشه همه ما باید بیخیال درمان بشیم و یه گوشه خونه زنویه غم بغل بگیریم!!!!!!! انسان همیشه باید امید داشته باشه با این امید خیلی از کارهایه سخت اسون میشه. صورت خیلی زودتر از جاهایه دیگه جواب میده حتی بدون دارو و من فکر میکنم که اون به خاطر افتاب هست که صورت شما رنگدونه اورده .اونقدر که صورت در معرض افتاب هست دست نیست و اونقدر که افتاب رو پوست نازک صورت تاثیر میذاره رو دست نمیذاره. من به شما یه پیشنهادی دارم که به نفعتونه خیلی زیاد به نفعتونه شما بیاید اینو درمان فوقش 1 سال طول میگشه ولی با این کار هم به نفع خودتون میشه هم به نفع بچه ایندتون. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Peyman.Gh - ۴-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۳۵ عصر (۳-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ صبح)رضا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام پیمان جان .خانوم من هم بیشتر از 70 در صد صورتش لک داشت که الان پاک پاک شده. سلام آقا رضا ممنون بابت كمك و همدرديتون...! من اين 2 3 روزي امتحان دارم\ تموم كه بشم اين متني كه واسم نوشتين رو روي كاغذ ميارم و تهيه ميكنم...! فعلا تو اين 2 3 روز از همون محلولي ك عطار بهم داد استفاده ميكنم آقا رضا من كلا قرصي مصرف نكردم؛ اين 2 تا سوالتون هم نميدونم چه جوابي بدم...! نميدونم غلظت خون دارم يا نه! يا اينكه نميدونم الان تيروئيد دارم يا نه...! قبلا كه سابقه اي در اين زمينه نداشتم. آخرين پماد موضعي كه مصرف كردم دكتر گفته بود واسه اين بيماري ساخته شده كه رنگدانه رو فعال كنه اما 1 ماه زدم تاثيري نداشت (البته شايد الان اين چندتا سلول ريز كه رنگدانه توليد كرده اثر همون پماد بوده باشه و محلول هيچ اثري نداشته باشه) اسمشو دقيق يادم نيست فكر ميكنم مودوپروك (Modoprouk) بود قيمتش هم 11000 تومن بود...! اسم دقيقش يادم نيست خونه پمادشو دارم اگه كسي از دوستان خواست بگه كه من رفتم خونه اسمشو اينجا پست كنم. آقا رضا بازم ممنون\ من چند روز ديگه شروع ميكنم...! RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۴-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۵۵ عصر سلام خوشحالم که میخواید چند روزه دیگه شروع کنید. شما بعد از امتحانتون برید پیش دکتر پروین نوابی تهران هست .طرفایه شهرک غرب و پل مدیریته .یادم نیست درست .براتون ادرسشو میذارم اگه پیدا کردم.اون چند تا قرص میده برایه پوست و چند تا قرص ویتامین و اسید فولیک میده که ضروریه براتون.سیستمه ایمنی بستگی به این قرصا هم داره . و بعد این داروهایی که گفتمو مصرف کنید. پروین نوابی چندتا پماد هم میده که وقتی به خانومم داد خیلی تاثیبر داشت.فقط یه چیز دیگه ام بگم اینکه همه پماد ها بالایه 1 ماه جواب میدن حتی قوی ترینش.شما باید دائما مصرف میکردید.حالا اشکال نداره شما برید پیش این دکتره و داروهایی که گفتمم بخورید و برایه دست هم زنگ بزنید داروخونه زیتون اصفهان 03112231676 دارویه شماره 1 شریفیان رو برایه دست سفارش بدید.ولی مهمترینش داروهایی که گفتمه چون باید از داخل درمان بشه.اگه از داخل درمان بشه خیلی سریعتر جواب میگیرید و دیگه لکه ها برنمیگرده و جولویه پیشرفتشم کاملا میگیرید. فقط دوستان یه چیزه دیگه هم بگم من دیشب داشتم رویه استرس و تاثیرش رو سیستمه ایمنی تحقیق میکردم که فهمیدم استرس رویه سیستمه ایمنی تاثیر بدی میذاره .منم به این نتیجه رسیدم چون تو این چند هفته که ما سعی کردیم استرس نداشته باشیم داروهای خیلی سریعتر جواب دادن و حتی لکه ها هم خود بخودی پاک شدن بعضیهاشون. اینطوری نباشه که بگید من استرس دارم پس دارو نمیخورم داروهاتون رو بخورید و بزنید فقط با خودتون تمرین کنید که استرس نداشته باشید خودتون رو با کارهایه جور واجور سر گرم کنید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Ebi - ۴-۴-۱۳۹۰ ۰۱:۰۳ عصر (۴-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۳۵ عصر)Peyman.Gh نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .(۳-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ صبح)رضا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام پیمان جان .خانوم من هم بیشتر از 70 در صد صورتش لک داشت که الان پاک پاک شده. آقا پیمان این پماد اسمش Moduproc (مدوپروک) هستش که ایرانی پماد الیدله و حاوی سه دهم درصد تاکرولیموسه . تاکرولیموس هم ماده ی اصلی و مشترک سه پماد الیدل ،تروپتیک و همین مدوپروکه . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۴-۴-۱۳۹۰ ۰۱:۱۹ عصر آقا رضا میخواستم بپرسم همه داروهای بالا باید آسیاب شده باشند؟واینکه برای جبران کلسیم بدن چی بخوریم وچقدر در روز؟وآیا میتوان از گوشت مرغ وبرنج استفاده کرد؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۴-۴-۱۳۹۰ ۰۵:۳۱ عصر اقا رضا ببخشید من اینقدر سوال میکنم در مورد شیر آیا تا 1 لیوان در روز اشکال نداره؟چون من از پوکی استخوان واقعا میترسم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۴-۴-۱۳۹۰ ۰۶:۵۴ عصر سلام مریم خانوم لبنیات نمیتونید بخورید به جاش باید برید دکتر و دکتر به شما قرص کلسیم و ویتامین ث و مولتی ویتامین و اسید فولیک بده که خیلی ضزوزیه. چون همیه اینا رابطه مستقیم با سیستم ایمنی داره. بعد به مطلبی راجع به جذب کلسیم بگم موقع مصرف کلسیم نباید به هیچ عنوان تو معده شما غذایی باشه که حاوی اهن هست چون کلسیم و اهن دو عنصر متضاد هستند و هر دو مانع جذب اون یکی میشن .اینو در نظر داشته باشید موقع خوردن کلسیم.مریم خانوم میل خودتونه ولی نه تنها من بلکه همه دکترایی که تا حالا کتاباشونو خوندم و هر سایتی که سر زدم نوشته بود لبنیات بلغم میاره و خود ابن سینا نوشته بود که شیر لک سفید میاره من که نمیخورم حالا بازم میل خودتونه. راستی یه چیزی راجع به تربد بگم تربد مسهل هست و شما باید مصرف اونو بعد از 15 روز ترک کنید .چرا؟برایه اینکه ممکنه روده هاتون دچار اختلال بشه و اینکه ریشه زرشک رو هم حتما بعد از 1 ماه ترک کنید چون اگر مدام بخواید ازش استفاده کنید مانع جذب ویتامین ب تو روده میشه و برایه روده و معده مصرف مداوم و زیادش ضرر داره. زرشک رو همونطور که تو مطلب بالا گفتم باید کمتر از نصف ق چایخوری خورد . سلام مریم خانوم لبنیات نمیتونید بخورید به جاش باید برید دکتر و دکتر به شما قرص کلسیم و ویتامین ث و مولتی ویتامین و اسید فولیک بده که خیلی ضزوزیه. چون همیه اینا رابطه مستقیم با سیستم ایمنی داره. بعد به مطلبی راجع به جذب کلسیم بگم موقع مصرف کلسیم نباید به هیچ عنوان تو معده شما غذایی باشه که حاوی اهن هست چون کلسیم و اهن دو عنصر متضاد هستند و هر دو مانع جذب اون یکی میشن .اینو در نظر داشته باشید موقع خوردن کلسیم.مریم خانوم میل خودتونه ولی نه تنها من بلکه همه دکترایی که تا حالا کتاباشونو خوندم و هر سایتی که سر زدم نوشته بود لبنیات بلغم میاره و خود ابن سینا نوشته بود که شیر لک سفید میاره من که نمیخورم حالا بازم میل خودتونه. راستی یه چیزی راجع به تربد بگم تربد مسهل هست و شما باید مصرف اونو بعد از 15 روز ترک کنید .چرا؟برایه اینکه ممکنه روده هاتون دچار اختلال بشه و اینکه ریشه زرشک رو هم حتما بعد از 1 ماه ترک کنید چون اگر مدام بخواید ازش استفاده کنید مانع جذب ویتامین ب تو روده میشه و برایه روده و معده مصرف مداوم و زیادش ضرر داره. زرشک رو همونطور که تو مطلب بالا گفتم باید کمتر از نصف ق چایخوری خورد . مریم خانوم باید همرو اسیاب کنید. برنج و مرغ هم من میخورم چون الان بدنم پاکه. برنج اشکالی نداره مرغ هم کم بخورید طبع برنج کته گرم هست مریم خانوم باید همرو اسیاب کنید. برنج و مرغ هم من میخورم چون الان بدنم پاکه. برنج اشکالی نداره مرغ هم کم بخورید طبع برنج کته گرم هست زاستی اینو بگم که یا اصلا به کارایی که میگم عمل نکنید یا اینکه اگه میخوایدکارایی که میگم رو انجام بدید همرو باهم انجام بدید اینکه یکیو انجام بدید و اون یکیو انجام ندید به خودتون صدمه میزنید انواع ویتامین ها و کلسیم و اهن و روی و پروتئین و انتی اکسیدانهایه تو میوه جات و چیزایی که گفتم بخورید ضروریههه ضروریهه اگه اینارو به بدن نرسونید جواب نمیده داروها.روزی 7 تا بادوم و 10 تا فندق و پسته ضروریه اینارو هم جدا جدا بخورید بذارید اون یکی هضم بشه بعد از چند ساعت اون یکیو بخورید. کلسیم هم بااهن با هم جذب نمیشن باید جدا جدا بخورید زاستی اینو بگم که یا اصلا به کارایی که میگم عمل نکنید یا اینکه اگه میخوایدکارایی که میگم رو انجام بدید همرو باهم انجام بدید اینکه یکیو انجام بدید و اون یکیو انجام ندید به خودتون صدمه میزنید انواع ویتامین ها و کلسیم و اهن و روی و پروتئین و انتی اکسیدانهایه تو میوه جات و چیزایی که گفتم بخورید ضروریههه ضروریهه اگه اینارو به بدن نرسونید جواب نمیده داروها.روزی 7 تا بادوم و 10 تا فندق و پسته ضروریه اینارو هم جدا جدا بخورید بذارید اون یکی هضم بشه بعد از چند ساعت اون یکیو بخورید. کلسیم هم بااهن با هم جذب نمیشن باید جدا جدا بخورید نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . به این سایتا سر بزنید. نمیدونم چرا هر چی منویسم دوتایی میاد؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - هستی - ۴-۴-۱۳۹۰ ۰۸:۰۰ عصر لطفا دوستانی که توانستند ریشه زرشک وبذر غازیاقی تهیه کنند شماره عطاریه که از اونجا تهیه کردید رو بزارید ممنون فاطمه خانوم درمورد بذر تربد همون 15 روز باید مصرف کنیم یا اونو مدتی باید قطع کرد و دوباره شروع کرد؟ درمورد ریشه زرشک هم همینطور؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۴-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۳۶ عصر خیلی ممنون از توضیحاتتون فاطمه خانم. هستی جان من ریشه رزشک وبذر غازیاقی را از میدان انقلاب همون جایی که آقا رضا آدرس داد گرفتم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۴-۴-۱۳۹۰ ۱۰:۲۳ عصر پس مراقب خوردن زرشک و تربد باشید ببینید من چند بار گفتم بهتون یه موقع طوری نشه. مصرف ریشه زرشک رو بعد از 1 ماه قطع کنید و مقدارشم نصف کمتر ق چایخوری و تربد هم نصف کمتر ق چایخوری پس مراقب خوردن زرشک و تربد باشید ببینید من چند بار گفتم بهتون یه موقع طوری نشه. مصرف ریشه زرشک رو بعد از 1 ماه قطع کنید و مقدارشم نصف کمتر ق چایخوری و تربد هم نصف کمتر ق چایخوری RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahram - ۴-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۰۷ عصر بچه ها یه چیزی در مورد تاثیر ایمان به درمان و دوری از استرس بگم بهتون ... من 15 سال و بیشتره که پیش یه دکتر میرم (دکتر ساعتی) کارش هم درسته ها ، ولی روی من جواب نمیداد داروهای مالیدنیش (حتی الیدل) ولی از وقتی اومدم اینجا فقط بخاطر روحیه ای که گرفتم و رعایت رژیم بلغمی ها همون داروی مالیدنی دکترم داره روی پوست دور چشمم و شکمم تاثیر میذاره و اندازه لکه ها به نصف کاهش پیدا کردن ولی چون برای دور چشم مضر هست جرات نمیکنم بیشتر از این به چشمام نزدیک بشم..... آقا رضا(همسر) ، ابی جان ، احمد آقا و همه بچه هایی که اینجا فعالید خواهش میکنم اینجا رو ترک نکنید حتی اگه خوب خوب هم شدید به بقیه کمک کنید تا اونام خوب بشن .... منم همین کارو میکنم ... برای همه عمر و میدونم همینجا هممون میخندیم به یه درمان ساده و قطعی .... RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۵-۴-۱۳۹۰ ۰۱:۲۵ عصر اقا شهرام درست میگید ایمان به تاثیر دارو ،تاثیرشو دوبرابر میکنه .من ایمان دارم به داروهایی که میگم و این ایمان رو به همسرمم دادم و استرس هم به هیچ وجه نداریم الان کتف و شکم و ساعد بدون دارویه مالیدنی پاک شد.ما فعلا دارویه مالیدنی به بعضی از جاها نمیزنیم چون میخوایم امتحان کنیم ببینیم که این داروها جچوری جواب میدن RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Peyman.Gh - ۵-۴-۱۳۹۰ ۰۴:۴۹ عصر سلام به آقا رضاي عزيز و تمامي دوستان انجمن واسه كمك و همدردي با هممون...! ببينيد دوستان من متن زير رو از يه انجمن ديدم الان آدرسش اينه : نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . متنش : متن زير متعلق به پروفسور دكتر انجين ژانگ است كه از كتابي در كتابخانه كاربردي طب سنتي چين انتخاب شده است . او سردبير و نويسنده اين كتاب بود كه در حال حاضر اين كتاب در آكادمي Asante طب چيني در دانشگاه Middlesex لندن تدريس مي شود . (Middlesex University Archway Campus, 2-10 Highgate Hill, N19 5LW, London, U.K) ويتيليگو (برص - لك و پيس) يك اختلال توليد رنگدانه است كه در آن ملانوتيسها (سلولهائي كه رنگدانه توليد ميكنند) در پوست و غشاهاي مخاطي و شبكيه تخريب شده اند . در نتيجه لكه هاي سفيد پوست در نواحي مختلف بدن ظاهر مي شوند . موئي كه در نواحي مبتلا به ويتيليگو رشد ميكند معمولا سفيد است. تقسيم بندي درمان علائم متداول 1) درمان داخلي نشانه ها و علائم اصلي : لكه هاي سفيد رنگي در اندازه شكل و تعداد متفاوت با حاشيه هاي شفاف در مان اصلي : تقويت كليه و ترويج گردش خون و برطرف كردن چرخه بيماري زا دستورالعمل 1 : قرص مركب از ميوه Tribulus : ميوه tribulus spirodela ريشه multiflower knotweed xanthium ريشه angelica چيني scorpion safflower ساقه زيرين chuanxiong همه گياهان فوق پودر شده بصورت قرص روزي 3 بار هر مرتبه 10گرم مصرف شود. دستورالعمل 2 : دستورالعمل Yang Hengyu : astragalus root Chinese angelica root white peony root red peony root dried rehmannia root prepared rehmannia root multiflower knotweed root wolfberry fruit dodder seed ligusticum rhizome tribulus fruit dahurian angelica root peach kernel safflower همه گياهان فوق بصورت جوشانده گياهي مصرف مي شود. دستورالعمل 3 : جوشاندن ريشه Multiflower Knotweed : multiflower knotweed root black sesame seed red peony root white peony root albizia bark dried rehmannia root prepared rehmannia root prunella spike flatstem astragalus seed gentian root safflower polygala root Chinese angelica root red sage root همه گياهان فوق بصورت جوشانده گياهي مصرف ميشود. 2) درمان خارجي مخلوط 5گرم از realgar, sulphur و giant typhonium tuber و 2گرم از litharge و 15گرم cnidium fruit و 5/0گرم calomel into fine powder و مخلوط آن با سركه براي استفاده بر روي قسمت آسيب ديده دو بار در روز و استفاده از پودر زنجبيل براي مالش قسمت مبتلا شده دو بار در روز . بيمار با اين روش بمدت بيش از 3ماه درمان ميشود. _________________________________________________________________ گفتم شايد واسه بعضي از دوستان مفيد باشه/ راستي آقا رضا امروز رفتم پيش عطار و اين حرفايي كه بهم گفتين تا عمل كنم رو بهشون گفتم... گفتم ك بلغم بايد تنظيم بشه و كلا اين مريضي از داخل بايد بهبود پيدا كنه... و گفتم كه اون محلول تاثير خاصي نداشت؛ و الان يه ماده درست كرد و بهم داد كه گفت بلغم خون و تنظيم ميكنه و احتمالش خيلي بالاست كه لكه ها از بين برن. گفت تا 15 روز مصرف كنم/ دوستان اگه جواب گرفتم طريقه مصرف رو بهتون ميگم...! 2هفته ديگه. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۵-۴-۱۳۹۰ ۰۵:۰۸ عصر مرسی اقاپیمان میشه طریقه درست کردنشو بگید میخوام بدونم ازچی درست شده مرسی اره باید بلغم زاید دفع بشه و بلغم اصلی که جز 4 اخلاط هست تنظیم بشه طبعتون روباید معتدل نگهدارید. اینکه لکه هایه ششخصی با خوردن دارویه بلغم میره این یعنی فقط بلغم این وسط مزاحمه ولی اگه نرفت این به این معنیه که بدن یه عامل میخواد تابهش کمک که تا رنگدونه بسازه و ویتامین بدنتون کمه و سیستمه ایمنی دچار اختلال هست(سیستمه یمنی فقط بلغم نیست به یه مواد دیگه ای احتیاج داره تا تقویت بشه مثل انتی اکسیدانها و ویتامینث و ای و ا) مرسی اقاپیمان میشه طریقه درست کردنشو بگید میخوام بدونم ازچی درست شده مرسی اره باید بلغم زاید دفع بشه و بلغم اصلی که جز 4 اخلاط هست تنظیم بشه طبعتون روباید معتدل نگهدارید. اینکه لکه هایه ششخصی با خوردن دارویه بلغم میره این یعنی فقط بلغم این وسط مزاحمه ولی اگه نرفت این به این معنیه که بدن یه عامل میخواد تابهش کمک که تا رنگدونه بسازه و ویتامین بدنتون کمه و سیستمه ایمنی دچار اختلال هست(سیستمه یمنی فقط بلغم نیست به یه مواد دیگه ای احتیاج داره تا تقویت بشه مثل انتی اکسیدانها و ویتامینث و ای و ا) RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مجید - ۵-۴-۱۳۹۰ ۰۵:۱۱ عصر سلام به همگی دوستان آقا رضای عزیز اگه ممکنه داروهای مصرفی خوراکی و مالیدنی و رزیم غذایی و .. 1 بار دیگه {قول میدم آخرین بار باشه } به صورت 1موضوع جدید تو قسمت پزشکان ثبت کنی . اگر تغییراتی هم بود همونجا اصلاح کنیدبچه های انجمنم اگه موافق باشن پستی اونجا نمیزارن که موندگار بشه راستی در مورد غلظت خون بیشتر توضیح بدید چطور میشه فهمید داریم یا نه همین طور حجامت RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۵-۴-۱۳۹۰ ۰۶:۲۳ عصر سلام اقا مجید باید ازمایش بدبد تا بفهمید غلظت دارید باحجامت هم میشه فهمید اگه خون غلیظ اومد از بریدگی بیرون خونتون غلیظه.برایه بر طرف کردنش دکتر اسپرین میده .ما مصرف نکردیم چون دکتر نرفتیم باید دکتر بریم بعد خودش برامون دارو بنویسه. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مجید - ۵-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۲۲ عصر مرسی رضا جان ممنون از راهنماییتون دوستان اگه ممکن در موضوع داروها پرهیزها غذاهای مفید پست نذاریم سوال جوابا تشکر و............ فقط مطالبی که قرار موندگار باشن بذاریم تا کسانی که جدید میان گیج نشن RE: شرح حال و سابقه بیماری من - soli - ۶-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۰۱ صبح اقا مجید اگه منظورتون من بودم پیاممو حذف کردم از اونجا من سوال کرده بودم... RE: شرح حال و سابقه بیماری من - soli - ۶-۴-۱۳۹۰ ۰۵:۵۲ عصر ناراحتی نداره اتفاقا خیلی خوبه فقط من موقعی که اونجا پست میذاشتم نمیدونستم که نباید چیزی ننویسیم. یه سوال از اقا رضا داشتم ما به همراه این داروهای گیاهی که معرفی کردید میتونیم از داروهای گیاهی مالیدنی هم استفاده کنیم همونایی که خانمتون استفاده میکنن؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۶-۴-۱۳۹۰ ۰۷:۰۵ عصر اره میتونید از دارویه مالیدنی گیاهی و شیمیایی استفاده کنید به شرطی که این دو دارو با هم تداخل نداشته باشن RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مجید - ۶-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۳۹ عصر ![]() سلام آقا رضا اینو به عنوان تربد به من فروختن خودشه? تو سایتا این جوری نوشتن ساقۀ زیرزمینی آن که به سبب صمغ موجود در آن در طب سنتی مستعمل است به شکل قطعاتی استوانه ای شکل به قطر انگشت ضخیم و به طول 12-10 سانتی متر در بازار عرضه می شود. سطح آن ناصاف دارای پستی و بلندی و یا پیچیده و دارای شیارهای طولی نامنظم، رنگ قسمت بیرونی ساقۀ زیرزمینی تیره کمی مایل به قرمز و مغز آن پس از شکستن سفید و روشن است و سوراخهای متعدد کوچکی در مقطع آن دیده می شود که پر از مادۀ صمغی به شکل قطرات کوچک زرد رنگ است که همان مادۀ اما.... RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۶-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۵۴ عصر با اجازه ی اساتید اقا مجید این خودشه فقط اسیاب کنید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مجید - ۷-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۲۴ صبح مرسی آذر خانم اما رنگش به قرمزی نمیرنه راستی توشم صمغ زرد رنگ نیست راستی شما چرا از پیشرفت درمانتون چیزی نمیذارید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - هستی - ۷-۴-۱۳۹۰ ۰۸:۰۸ صبح مگه نباید بذر تربد رو مصرف کرد؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۷-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۵۴ صبح هستی جون تربد باید بگیری همین که اقا مجید عکسش رو گذاشته من جایی نخوندم که گفته باشن بذر تربد اقا مجید من تو درمانم پیشرفتی ندیدم جز اون 2 نقطه ای که رنگ دانه اورده تازه پس رفتم دیدم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - hamid59 - ۱۱-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۴۵ صبح سلام . من امروز عضو انجمن شدم . 5/1 ساله ددرگیر درمانم و کمی پیشرفت کردم . تحت نظر دکتر مستوفی در مشهد هستم - داروس ساختنی مالیدنی + قرص که یک روز در میان میخورم و مدت زمان معینی میرم زیر افتاب . از مباحث شما خیلی عقب هستم . من رو راهنمایی کنید .چکار کنم . روی صورتم اصلا لک سفید ندارم یک نقطه کوچک بود که بلافاصله بعد از شروع درمان محو شد . لکه های روی دستم در حال کم شدن هستند اما لکه های سر انگشتهام در حال افزایشند. لکه های روی ساق پاهام خیلی کم رو به بهبودند. غازیانی چیه ؟ از کجا میشه تهیه اش کرد ؟ اقارضا داروی گیاهی چی بخورم ؟ از کجا بخرم ؟ من رو هم راهنمایی کنید . دکتر راویش کیه و مطبش کجاست ؟ تابحال کسی تحت درمانش بوده و نتیجه گرفته ؟ سایتش انگلیسیه و نمی دونم چطور باید باهاش در تماس باشم و دارو بگیرم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmadkh57 - ۱۸-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۰۲ عصر سلام.من تازه عضو شدم و خوشحال از وجود چنین انجمنی.14 سال پبش در اثر یه درگیری دندونای یه بنده خدایی خورد به مشت من.و جای زخمش سفید شد.بعد انگشت بغلش بی دلیل سفید شد و آرنج دو دستم.عکسها رو ضمیمه کردم.تو این 14 سال دیگه تغییری نکرد.اما طی این 3 ماه ریشه ناخن هام اول ریشه ریشه میشه و بعد سفید. با دکتر راویش که تو همین سایت مکاتبه کردم،گفت ویتلیگو،س.هزینه درمان 6 ماهه،500 دلار و 3 ماهه 265 دلار باید براش بفرستی،فکر نکنم قابل اطمینان باشه. تو ایران اگه پزشک حاذقی میشناسید لطفا معرفی کنید. اینم لینک عکس ها: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . خیلی نگرانم.لطفا راهنماییم کنید. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - hamid59 - ۱۸-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۱۱ عصر با سلام اونجور که من تو انجمن خوندم اقایان احمد و بیژن از داروهای دکتر روایش استفاده کردندو خیلی هم راضی بودند . خانم اذر هم تازه شروع کردند و هنوز نتیجه ای ندیدند . من خودم هم مایلم برای سه ماه داروهای دکتر راویش رو امتحان کنم .اما هنوز اقدام نکردم . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۱۸-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۱۴ عصر سلام من هم در اثر تصادف این جوری شدم اما بیماریم پیشرفت می کرد دائم همه جام رفتم اما بدتر شدم حتی لیزر اگزایمر با اون هزینه های سنگینش فایده نداشت ولی داروی راویشو که گرفتم خوب بوده اما نه زیاد یه کم تغیر کرده با همین داروهای گیاهی که تو انجمن هست جلوی پیشرفتش رو میگیرید درمان هم با داروهای دیگه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - آرام - ۲۸-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۴۰ عصر سلام من امروز تازه با این سایت آشنا شدم. من تقریبا 20 ساله که مبتلا هستم. و هر کاری که فکرشو بکنید از لیزر و داروی گیاهی و آفتاب و قرص و کرم و دکتر شریفیان! و .... همه رو امتحان کردم. اما الان نزدیکه 8 ساله که ثابت مونده. دیگه بریدم. می خوام برم از اون کرم های سفید کننده استفاده کنم که کل بدنم یه دست بشه. به نظرتون مشکلش خیلی زیاده؟ میشه از عوارضش براک بگین و راهنماییم کنین؟ ممنونم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Ebi - ۲۸-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۴۳ عصر سلام آرام خانم به انجمن خوش اومدین شما چند درصد از بدنتون سفید شده؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - آرام - ۲۸-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۴۳ عصر (۲۸-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۴۰ عصر)Ebi نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام آرام خانم سلام ممنونم ازتون تقریبا 30 درصد اما درست جاهاییکه تو چشم هستن و همین دیگه خیلی کلافم کرده RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Ebi - ۲۸-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۴۸ عصر اگه 30 در صده فکر نمی کنم سفید کردن راه خوبی باشه لطفا مطالب انجمن رو کامل مطالعه کنید شاید توی تصمیم گیری کمکتون کنه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Morteza - ۲۹-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۴۸ عصر سلام من هم 26 سالمه و 5 ساله که به این بیماری مبتلا شدم. 5 سال پیش یک لک سفید رو باسنم و آرنج دست چپم بود. لکه روی باسن بزرگ شد اما ارنج خیلی کم. اون زمان دکتر یه محلول ساختنی بهم داد با ویتامین و آمپول بتامتازون LA. یک ماه مصرف کردم و دیگه ادامه ندادم. خدا رو شکر تا هفته قبل رشد نداشت یا خیلی کم بود. اما از هفته قبل یه لک کوچک روی صورتم و مچ دستم ظاهر شده... نگران شدم سریعا رفتم دکتر بازم یه محلول ساختنی و یک پماد مدوپروک با ویتامین بهم داده.. امیدوارم اگه خوب نشه حداقل رشد نکنه... یک قضیه که فک کنم خیلی موثره: من 5 سال قبل به علت شرایط زندگیم استرس زیادی داشتم و از لحاظ روحی بهم ریخته بودم که این لکه ها پیدا شدن... دو هفته ایی هم هست که این استرس دوباره سراغم اومده... شهریورماه مراسم دامادیمه و از لحاظ روحی و فشار عصبی کلا بهم ریختم من مطمئنم که این قضیه رابطه مستقیم با بیماریم داره... ------- یه قضیه دیگه هم برام چند روزه سئوال شده: 5 سال قبل من در جایی زندگی می کردم که نزدیک به یک دکل مخابراتی بود. و دقیقا سه هفته است محل سکونتم رو عوض کردم و نزدیک به یک دکل هستیم. فکر میکنم امواج مخابرانی در محدوده ایی که وسیع هستن باعث تشدید لک ها میشه... دوستان اگه راهکاری برای کنترل استرس دارن بیان کنن. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - هستی - ۲۹-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۰۲ عصر سلام برای اطلاعات بیشتر به سایت دکتر محمود معظمی مراجعه کنیدhttp://namaava.com ايجاد بالانس در مغز ـ جمع كردن افكار در كاهش استرس دكتر سپورتا، محقق استرس، معتقد است: «استرس در مغز ايجاد ميشود.» ارزيابيها عملاً نشان ميدهند، كسي كه مدام يك خاطره بد را در ذهن خود متبادر ميسازد، درست به اندازه كسي كه بهطور واقعي و ملموس با اين واقعه تأسفبار دست و پنجه نرم ميكند، تحت استرس و فشار قرار ميگيرد. استرس هميشه در بدن موذيانه و مخفي عمل ميكند. انسان با افكاري منفي مانند: «من هرگز از عهده اين كار برنخواهم آمد.»، «حتماً همه فكر ميكنند كه من كار احمقانهاي كردهام.» و «نكند سرانجام اين كارم بد باشد.»، ناخودآگاه و بيهوده خود را تحت فشار ميگذارد. كساني كه خود را از شر اين افكار مزاحم رها ميكنند و اصلاً و ابداً در مورد عاقبت كار فكر بد به خود راه نميدهند و در ذهن خود به استقبال فاجعه نميروند و به قول معروف بيخيال هستند، استرس در وجود آنان نقشي ندارد. بهترين راهبردها عليه استرس در هيچ داروخانهاي، قرص براي درمان صددرصد استرس وجود ندارد، اما دكتر سپورتا متخصص استرس، نسخهاي قطعي براي ما ميپيچد: «عشق و علاقه، استرس را درمان ميكند.» اين تنها به دوستداشتن انسانهاي ديگر محدود نميشود، بلكه عادات مورد علاقه ما و تمامي چيزهايي را كه باعث نشاط و شادي ما ميشود، در برميگيرد. جايي كه عشق و خوشحالي باشد، استرس دمش را روي كولش ميگذارد و آرام از معركه ميگريزد. اين مسئله در محيط كار هم صدق ميكند: كارهايي را كه ما با ميل و علاقه انجام ميدهيم، ناخودآگاه بدون استرس انجام ميشوند، هر چند كه سخت و طاقتفرسا باشند! آداب فرهنگي در ايجاد يا رفع استرس نقش آداب فرهنگي صحيح در رفع استرس «هر روز صبح با خيال راحت يك صبحانه مفصل ميل كردن و آرام به سر كار رفتن، قبل از رفتن به رختخواب با خانواده خوش و بش كردن و خنديدن، بعدازظهرها به پيادهروي و گردش رفتن، روي هم رفته آداب و رسوم برنامههاي منظم روزانه هر فرد در كاهش استرس او نقش بسزايي دارد. اين آداب و رفتار تكراري هستند كه روزها و هفتهها را براي فرد ميسازند. سعي كنيد يك برنامه منظم و مرتب براي هر روز خود طراحي كنيد. عادات آموخته شده خوب، به فرد اطمينان و اعتماد ميبخشد و قدرت استقامت را در او افزايش ميدهد او حداقل يك جايگزين خوب براي مشغلههاي فكري روزانه ا RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۳۰-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۵۰ صبح سلام اقا مرتضی این بیماری یچ ربطی به دکل مخابراطی نداره خیالتون راحت. شما سیستم ایمنی بدنت پایینه استرس هم بدترش میکنه. ببینید این کاری که من میگم رو انجام بدید روزی تخم کرفس و چای سبز رو با هم دم کنید روزی 3 بار به اندازه 1 ق چای خوری سر صاف تو یه لیوان اب گرم . زنیان روزی ناشتا ق چایخوری سر صاف بخورید همینوطری بذارید تو دهنتون اب رو هم روش بخورید و پشتش اگه غسل طبیعی دارید یه کم بخورید. بعد غازیاقی 1 ق چایخوری و زنجبیل نیم گرم و تربد نیم گرم(حتما نیم گرم باشه بیشترش خیلی خطرناکه) و زردچوبه توک ق چایخوری اینارو با هم قاطی کنید هر شب با شکم خالی بخورید . این کارارو انجام بدید . ازتون عاجزانه خواهش میکنم که استرس نداشته باشید لطفا چون خیلی بده.به این فکر کنید ککه اگه ارامش داشته باشید خوب میشید.از پماد پروتپیک 1 درصد برایه صورتتون استفاده کنید حتما حتمااااا .تا شهریو.ر هم خوب میشید.رژیم غذایی که نوشتم تو بخش غذاهایه مفید رو هم حتما رعایت کنید. برایه ارنجتون هم از دارویه دکتر شریفیان 03112231676 استفاده کنید.داروخونه زیتون تو اصفهان مبارک باشه عروسیتون فوقش اگه درمانتون طول کشید میتونید از پماد مخصوص ویتیلیگو که برایه پوشانندگی ازش استفاده میشه استفاده کنید اینایی که گفتمو حتما انجام بدید من خیلیییییییییییییییییی نتیجه گرفتم. اقا مرتضی خیلی دعام کنید تو خلوتتون خیلی محتاجم به دعا مرسی درضمن خود کرفس یا اب کرفس رو حتما استفاده کنید حتماااااااااا.یادتون نره هاااا RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۳۰-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۲۸ صبح آقا رضا سلام بذر غازیاقی را باید نصف ق غذاخوری مصرف کنیم یا 1 ق چای خوری ؟چون قبلا گفته بودید نصف ق غذا خوری. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Morteza - ۳۰-۴-۱۳۹۰ ۰۹:۵۱ صبح رضا جان خیلی خیلی ممنون وقتی پست شما رو خوندم امبدوارتر از قبل شدم به مواردی که گفتید حتما رجوع و رعایت می کنم همه ما محتاجیم به دعا. در احادیث و روایات بر استجابت سریع دعا در حق دیگری تاکید شده. همه برای هم دعا کنیم انشالا همه مریضا بهبود پیدا کنند. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Pargol - ۳۰-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۰۸ عصر سلام جناب مرتضی، با توجه به عقیده که آقا رضا عنوان کردن ،من معتقدم که انواج مغناطیسی در روحیات و به وجود آمدن استرس میتونه دخالت داشته باشه . همانطوری که ملاحظه میکنید وقتی با گوشی تلفنتون برای مدت طولانیی صحبت میکنید ، احساس خستگی و عصبانی بودن بهتن میتونه دست بعده، و این به دلیل انواج مغناطیسی بر مغز میباشد. (این نظر خودمهها ) هها،اما به دور از شوخی ، من فکر میکنم محیط سالم برای زندگی حتما تاثیر mossbat بر روحیه و کاهش استرس دارد . انواج مغناطیسی میتونه حتا بأعث بوجود آمدن بیماریهای بدخیم تر هم باشه. دوست عزیز اگر کمی در اینترنت مطالعه کنید شاید به نتیجهٔ بهتری برسید. دستورهای عمل آقا رضا رو هم مطالعه کنید و انجام بدین ، مطمئنا موثر خواهد بود. ازدواج هم که استرس نداره، آسون بگیرید در نتیجه زندگی هم آسون خواهد بود .
RE: شرح حال و سابقه بیماری من - HooMan - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۰۵ عصر سلام دوستان تصادفی این سایت رو پیدا کردم از گوگل.منم 5 - 6 ساله گرفتار این بیماری هستم.هومان 29 ساله از تهران.الان سر کار هستم و ماشالا سایتتون پر مطلبه.سر فرصت همشو میخونم ببینم اینهمه راه که شماها رفتین چی هستن و نتیجه چی شده.والا اصلا اطلاع رسانی تو این زمینه وجود نداره و اصلا نمیدونم تو ایران بقیه چه کار میکنن.من کلا 4 جلسه لیزر رفتم و ول کردم.ولی راستش 2 ماهه یه روش درمان رو شروع کردم.یه پسره رو دیدم که ویتیلیگو داشت توی صورتش خیلی وسیع.البته خوب شده بود و وقتی گفت با دقت فراوان تونستم آثاری رو ببینم که اگه نمیگفت اصلا نمیفهمیدم.منم رفتم همون دکتر.لکه سفید دور چشمهایم 80 درصد خوب شده که البته تازه 2 ماهه شروع کرده.الان دارم انگشتای دستامو شروع میکنم اگه جواب داد حتما خبر میدم چون هم کم هزینه هست و بدون آفتاب و لیزره فقط پماد میمالی و 4 تا قرص ویتامین میخوری. از صاحب این سایت هم تشکر میکنم که اینجا رو درست کرده تا بچه ها دور هم از نظرات هم استفاده کنن.واقعا ایده جالبی هست.فعلا بای RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Ebi - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۰۸ عصر (۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۰۵ عصر)HooMan نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام دوستانسلام آقا هومن ،اگه امکانش هست اسم پمادو قرص هایی که مصرف می کنید رو بگید. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - لیلا - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۵:۵۰ عصر سلام . من لیلا هستم آقا رضا من جوابم رو کجا باید ببینم؟ در مورد پسرم راهنماییی خواسته بودم خیلی بهتون نیاز دارم خیلی خیلی غصه اش رو میخورم کمکم کنید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - soli - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۵:۵۹ عصر سلام اقا هومن بله اگه امکان داشته باشه اسم پماد و قرصا رو به ما هم بگید. ممنون RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۶:۱۷ عصر (۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۵:۵۰ عصر)لیلا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام . من لیلا هستمسلام لیلا خانم به قسمت داروها وپرهیزها وغذاهای مفید مراجعه کنید در آنجا آقا رضا داروهای گیاهی نوشته که همه میتوانند از آن استفاده کنند .همه مطالب را با دقت بخوانید. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - لیلا - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۶:۲۷ عصر خسته نباشید . من اتفاقی با این انجمن آشنا شدم . تو این مدتی که این بیماری رو شناختم مدام تو اینترنت دنبال راهی می گردم. خیلی زیاد غصه پسرم رو می خورم هر وقت نگاش می کنم.... ولی وقتی مطالب شما رو خوندم انگار یه نفر بهم گفت تحمل کن و نا امید نشو . حال می خوام از آقا رضا و آقا احمد بپرسم این داروهای دکتر راویش برا سن پسرم مناسبه ؟براش تهیه کنم ؟ دوم اینکه به من هم بگید چی کا کنم از همون دستور داروهای گیاهی که برا بقیه می نویسید . مرسی از همه تلاشهاتون پسرم ۸ سالشه دو ساله که در گیر شده خیلی از جاهای بدنش هست صورتش هم هست . در حال حاضر ویتیکس براش می زنم و کورتون اش هم دیگه تمام شده . دکترش گفته دو ماه دیگه اگه جواب نداد که نمیده باید از اشعه استفاده کنه ولی من دلم راضی نیست دکتری هم که بردمش تهرانه دکتر احسانی و دکتر رضوانی ببخشید خیلی حرف زدم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۶:۲۹ عصر سلام ببخشيد من اين بخش رو نديدم ليلا خانوم حتما به بخشي كه مريم خانوم گفتن بريد حتما_بعد پسرتون رو ببريد دكتر تا بهش پماد و قرص كلسيم و ويتامين ث و مولتي ويتامين و اسيدفوليك بده و ازمايش ببريدش ببينيد تيروييد و اختلال هرموني داره؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۷:۴۶ عصر سلام لیلا جان اصلا اشعه برای بچه ها مناسب نیست یعنی ضررش بیشتر از نفعش هست. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - لیلا - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۷:۴۷ عصر آقا رضا من منتظرما می خوام برام بنویسی چه داروهایی و چقدر بهش بدم در مورد داروهای دکتر راویش هم بگید که براش بگیرم یا نه راستی یه سوال دیگه این روغنی که احمد آقا می گه برا کسایی که همه بدنش رو گرفته و هنوز متوقف نشده جواب میده ؟ من همین ویتیکس هم که براش می زنم کلی اذیت میشه خیلی وقت میبره آقا رضا ببخشید تو رو خدا فکر می کنم اگه خودم در گیر بودم اینقدر خودم رو به در و دیوار نمیزدم تا یه راهی پیدا کنم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۰۲ عصر لیلا خانم چقدر شما استرس دارید نگران نباشید خوب میشه حتما به حرفای اقا رضا که تو اون بخش نوشتن برید قرص ویتامین هم به پسرتون بدید بهش ارامش بدید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - لیلا - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۰۹ عصر مریم جون خودمم دلم به اشعه راضی نیست عزیزم مرسی از همراهیت RE: شرح حال و سابقه بیماری من - HooMan - ۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۹:۲۹ عصر (۱۱-۵-۱۳۹۰ ۰۵:۵۹ عصر)soli نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام اقا هومن بله اگه امکان داشته باشه اسم پماد و قرصا رو به ما هم بگید. ممنون سلام.به آقای ابی تو پیام خصوصی جواب دادم.پماد نیس اشتباه گفتم نوعی محلوله.متاسفانه نمیدونم محتویاتش چیه.میرم از دکتر داروساز میپرسم که بگه توش چیه بعد خدمتتون میگم.یه قطره خوراکی هم داده یادم رفت به ابی بگم.اسمش لوگول هست.فکر کنم برای درمان اختلالات تیروییدی باشه.قرص هم که paba و قرص گیاهی آلگومد و همچنین اسید فولیک هم داده + آمپول ویتامین ب. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۲-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ صبح اقا هومن ميشه ادرس دكترتون رو به ليلا خانوم بديد_ ليلا خانوم پيام خصوصي كه فرستادم رو خونديد_قرص امگا3هم مهمه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - HooMan - ۱۲-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۵۶ عصر (۱۲-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ صبح)رضا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .اقا هومن ميشه ادرس دكترتون رو به ليلا خانوم بديد_ بله.تهرانه.فقط اینجا میشه داد یا باید حتما خصوصی داد ؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahram - ۱۲-۵-۱۳۹۰ ۰۹:۰۴ عصر هومن جان آدرس دکتر رو عمومی کنید هر کسی خواست میتونه استفاده کنه. متشکرم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۲-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۰۴ عصر نه همین جا اگه بذارید ممنون میشم که ما هم استفاده کنیم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - amir001 - ۱۳-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۳۲ صبح فکر کنم این دکتر من میشناسم چون دقیقا همین داروها رو که اقا هومن گفته تجویز میکنه اولین جلسه هم که معاینه می کنه اول یک ازمایش کلی مینویسه داروخانه ای که داروها و پما د دست سازشو درست می کنه کنار مطب شه اسمش دکتر مقبل زاده است مطبشم انتهای خیابان نیرو هوایه دقیقا نمی دونم ولی شماره مطبش برای گرقتن وقت وادرس اینه 77438894 RE: شرح حال و سابقه بیماری من - HooMan - ۱۳-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۴۲ صبح (۱۳-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۳۲ صبح)amir001 نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .فکر کنم این دکتر من میشناسم چون دقیقا همین داروها رو که اقا هومن گفته تجویز میکنه اولین جلسه هم که معاینه می کنه اول یک ازمایش کلی مینویسه داروخانه ای که داروها و پما د دست سازشو درست می کنه کنار مطب شه اسمش دکتر مقبل زاده است مطبشم انتهای خیابان نیرو هوایه دقیقا نمی دونم ولی شماره مطبش برای گرقتن وقت وادرس اینه 77438894 بله امیر جان.2 تا مطب هم داره.اینم شماره مطبش توی نیاورانه 22801543 روزای 1 شنبه و 3 شنبه صبح تا ظهر برای وقت گرفتن تو نیاوران تماس بگیرید.شماره تلفن دفتر نیروهوایی هم که امیرجان نوشت.امیدوارم اگه این روش درمان رو استفاده نکردین استفاده کنید و نتیجه مثبت بگیرید. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - لیلا - ۱۳-۵-۱۳۹۰ ۰۴:۰۹ عصر سلام آقا هومن من ۱ ماه پیش تهران بودم همه گفتن دکتر احسانی یه دکتر هم رفتم که با رویان همکاری میکنه دکتر رضوانی . دکتر احسانی تا دیدش گفت لکه هاش خیلی زیاده باید اشعه استفاده کنه ولی من گفتم نمیخوام شاید با دارو جواب گرفتم گفت روزی ۴_۵ ساعت باید بشینی پماد بمالی تازه متوقف هم نمیشه یعنی کار% یعنی کار الکی . خلاصه نتیجه دو تا نسخه این شد : پماد ویتیکس پماد پروتپیک اسید فولیک قرص آلوورا . الان حدود یک ماه و نیم شده لکه هاش پهن تر شده بع از ویتیکس هم باید بره تو آفتاب یکم پوست سالمش تیره شده و لکه ها خودسون رو بیشتر نشون می دن . بد تر شد ... حالا می خوام داروهای آقل رضا رو بگیرم تهران اومدم حتما پیش دکتر شما هم میبرمش . مرسی که آدرس دادید . یعنی کار الکی . خلاصه نتیجه دو تا نسخه این شد : پماد ویتیکس پماد پروتپیک اسید فولیک قرص آلوورا . الان حدود یک ماه و نیم شده لکه هاش پهن تر شده بع از ویتیکس هم باید بره تو آفتاب یکم پوست سالمش تیره شده و لکه ها خودسون رو بیشتر نشون می دن . بد تر شد ... حالا می خوام داروهای آقل رضا رو بگیرم تهران اومدم حتما پیش دکتر شما هم میبرمش . مرسی که آدرس دادید . چقدر غلط املایی داشتم آخه با موبایل یکم سخته RE: شرح حال و سابقه بیماری من - هستی - ۱۵-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۰۳ عصر سلام لیلا خانوم من امروز که رفتم فتوتراپی برای پسرتون سوال کردم گفتند هیچ اشکالی نداره که فتوتراپی انجام بشه چندنفری هم 7- 8 ساله دارند که فتوانجام میدن یه نفرشون فقط دولکه روی زانو داره به هرحال هرطور که خودتون صلاح میدونید امیدوارم که هرچه زودتر خوب شن RE: شرح حال و سابقه بیماری من - mahtab nami - ۱۵-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۰۸ عصر اسم من علی و 40 ساله هستم از حدود هشت - نه سالگی به این عارضه دچار شدم و تقریبا همه نوع داروی گیاهی و شیمیایی را استفاده نمودم و تنها چیزی که متوجه شدم این است که سه عامل اگر رعایت گردد سبب می شو که این بیماری مهار گردد : 1 / دوری از اضطراب و استرس 2/ رژیم غذایی مناسب 3/ دوری از آفتاب تنها داروی شیمیایی که بنده از آن استفاده کردم و جواب گرفتم دارویی بود که دکتر شریفیان تجویز نمودند البته این دارو را قبلا آماده شده درداروخانه طرف قرارداد با دکتر بود و ایشان با داروخانه تماس می گرفتند و من با مراجعه به آنجا دارو ی ترکیبی راتهیه می کردم البته مبلغ دارو گران بود ولی تاثیر آن خیلی بالا بود و چون نسخه نداشت نمی دانم ترکیبات آن چه بود با توجه به اینکه بنده 32 سال است با این بیماری دست و پنجه نرم می کنم ولی در صورت من این بیماری اصلا مشهود نیست و فقط دست هایم چندین لکه دارد البته این را اضافه کنم که بنده الان و در حال حاضر از ویتامین ها ، پودر پوتابا (محصول کشور آلمان) استفاده می نمایم البته چندی پیش در کنار دریا شخصی وقتی دست هایم دید گفت که بنده نیز این بیماری را داشتم ولی با خوردن فلفل سبز چه تند و چه شیرین به مدت سه ماه ظهر و شب همراه غذا به تعداد ده تا بیست عدد تمام بیماری ام خوب شد و بنده نیز حدود یک هفته است که این دستور را اجرا نموده ام و منتظر نتیجه آن هستم از شمایی که این بیماری رادارید خواهش مندم که در روز های آفتابی حتی در زمستان حتما از کرم های ضد آفتاب استفاده نمایید لازم به ذکر است که بنده از نوعی لیزر نیز استفاده کرده ام که دردناک بود ولی کارایی آن فراوان و بعد از یک هفته در تمام نقاط سفید دانه های قهوه ای رنگ پر شد ولی بعد از قطع درمان دوباره به حالت اول خود برگشت و این را هم یاد آوری نمایم که خوردن لبو و قارچ و سیاه دانه را به همراه عسل هیچ گاه فراموش نکنید. و بعضی ها را هم دیده ام که اصلا به بیماریشان فکر نکرده اند و خود به خود خوب شده اند با توکل به خدا همیشه پیروز و سلامت خواهید بود RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahram - ۱۵-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۲۴ عصر مهتاب خانم خلاصه و مفید توضیح دادید و این ممکنه به خیلیا کمک کنه (امیدوارم) و امیدوارم شما هم از اثر مثبت این کمک بهره مند بشید. فقط سوالی که دارم اینه که پوتابا دقیقا کارش چیه ؟ چون مطلب زیادی مرتبط با ویتیلیگو براش پیدا نکردم. به امید سلامتی. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۵-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۵۳ عصر سلام علی اقا به جمع ما خوش امدی. من فاطمه هستم علی اقا همراه داروهای شیمیایی که مصرف میکنید حتما داروهایی که تو بخش غذاهای مفید که نوشتم رو هم استفاده کنید چندتا پرهیز غذایی هم نوشتم که اگه اونارو هم رعایت کنید خیلی به درمانتون کمک میکنید. این بخش رو اگه تو این سایت پیدا نمیکنید تو گوگل سرچ کنید میاد چون من این بخش رو تو این سایت نمیبینم علی اقا من الان 1 سال هست که دارم تحقیق میکنم خوردن قارچ خیلی ضرر داره براتون. راستی فلفل تند خیلی برای کبد بد هست و کبد رو از کار میندازه.فلفل دلمه ای هم خوردن زیادش خیلی ضرر داه روزی یک مقدار بسه و اینکه برای اونایی که ناراحتی اعصاب وو سوزش معده دارن خوب نیست ولی سیاه دانه خیلی خوبه . من بهتون قول میدم که خوب خوب میشید چیزایی که نوشتم هزینش خیلی کمه و راحت پیدا میشه . فقط قبل ا ز مصرف باید یه ازمایش خون کامل بدید تا ببینید که خدایی نکرده چیزی تو خونتون کم یا زیاد نباشه. اصلا استرس نداشته باشید خو خوب میشید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - لیلا - ۱۶-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۵۵ صبح هستی جون ممنونم که به فکر پسرم بودی عزیزم باید سوال کنم ببینم بندر عباس این کارو انجام می دن یا نه چون من ساکن اونجام . حتما می پرسم . مرسی از لطفت از خدا می خوام که تو این ماه پر برکت به هممون سلامتی ببخشه . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۱۶-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۴۳ صبح (۱۵-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۵۳ عصر)رضا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام علی اقا به جمع ما خوش امدی.نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . فاطمه خانم از موتور جستجوی انجمن هم برای جستجو در مطالب انجمن میتونید استفاده کنید و زودتر به نتیجه میرسید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۶-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ صبح ببخشید احمد اقا نمیدونستم![]() احمد اقا ازتون خواهش میکنم که شماره حسابتون رو بدید خواهش میکنم فردا میخوام برم بیرون خواهش میکنم شماره حسابتون رو بدید و مبلغ رو هم بگید خواهش میکنم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - mmahla - ۱۶-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ عصر سلام آقااحمد. ترخدا هزینه دارو دکتر راویش و طرز تهیه رو کامل بنویسید. من تازه عضو شدم و اطلاعاتم خ کمه. شهرستان زندگی می کنم و تقریبا همه بدنم پر شده بجز صورت و دستام. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۱۶-۵-۱۳۹۰ ۰۵:۵۴ عصر (۱۶-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ عصر)mmahla نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام آقااحمد. ترخدا هزینه دارو دکتر راویش و طرز تهیه رو کامل بنویسید. من تازه عضو شدم و اطلاعاتم خ کمه. شهرستان زندگی می کنم و تقریبا همه بدنم پر شده بجز صورت و دستام.سلام دوست عزیز همه این چیزا رو من مفصل توضیح دادم و فکر نمیکنم جای سوالی باقی مونده باشه فقط به بخش خودش باید مراجعه کنید از لحاظ قیمت هم امسال کمی گرونتر شده و برای دوره شش ماهه 500 دلار با هزینه پست باید پرداخت بشه اینجا راههای ارتباط با دکتر روایش نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . و اینجا روش خرید دارو نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . این هم قیمت فعلی دارو برای دوره های یک تا شش ماهه
RE: شرح حال و سابقه بیماری من - mahtab nami - ۱۷-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۰۱ صبح (۱۵-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۲۴ عصر)shahram نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .مهتاب خانم خلاصه و مفید توضیح دادید و این ممکنه به خیلیا کمک کنه (امیدوارم) و امیدوارم شما هم از اثر مثبت این کمک بهره مند بشید. سلام پودری است که از خانواده پا با (مدل ایرانی اش)می باشد ولی کیفیت جنس آن به دلیل اینکه ساخت کشور المان است بهتر است و ضرر آن کمتر می باشد این پودر را یکی ااز دوستان چندین سال این بیناری را داشت استفاده کرد و بیماری او خوب شد این پودر در داروخانه های 13 آبا ن و هلال احمر یافت می شود. کار آن رنگ دانه سازی و عدم ازدیاد این بیماری است (۱۶-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۴۳ صبح)ahmad نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .فلفل سیاه و ویتی لی گو را با هم سرچ کنید به جواب های خیلی خوبی می رسید دررابطه با ارتباط این دو با هم(۱۵-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۵۳ عصر)رضا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام علی اقا به جمع ما خوش امدی.نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . قارچ و لبو باعث رنگ دانه سازی در بدن می شود به همراه سیاه دانه این کار روم یکنند RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۷-۵-۱۳۹۰ ۰۹:۰۵ عصر اره فلفل سیاه رو خودم خونده بودم .بعد از افتاب یا همراه افتاب زدنش باعث رنگدونه سازی میشه.خوردنش اصلا خوب نیست. قارچ بلغم شدید میاره به نظر من خوردنش اصلا خوب نیست. شما چه مدته که ازین دستور العمل استفاده میکنید؟؟؟ ایا بهتر شدید یا جلویه بیماریرو گرفته؟؟ اگه ممکنه با دقت جوتب سوالاتم رو بدید ممنون میشم اخه خیلی برام مهمه مرسی RE: شرح حال و سابقه بیماری من - mahtab nami - ۱۸-۵-۱۳۹۰ ۰۴:۱۰ صبح بنده از فلفل سیاه تقریبا چند روزی است که استفاده می کنم البته در نت از خاصیت های فلفل سیاه در درمان وی تی لی گو مطالب بسیار زیادی نوشته شده است ولی من با کسی که خوب شده بود صحبت کردم می گفت که به مدت سه ماه از این فلفل های سبز تند و شیرین (فلفل دلمه ای منظور نیست) تقریبا روزی ده الی 15 عدد استفاده کرده و تمام بیماریش درمان شده است و چون با غذا مصرف نموده است هیچ مشکلی به وجودنیامده است . قارچ هم به دلیل رنگ دانه سازی که دارد بیشتر پزشکان ان را تجویز می نمایند ولی چون من به مدت زیادی و منظم مصرف نکردم اثری دران ندیدم و معتقدم که اگر می خواهیم به طور کامل و ریشه ای بیماری مان درمان گردد باید از درو ن درمان نماییم ولی اگر می خواهیم لکه ای از صورت و بدنمان خوب شود باید از کرم هاو لوسیون ها آن را درمان نماییم. و من صورت خود را به این ترتیب درمان ( لوسیون ها ی ترکیب ی تجویز شده توسط پزشک ) می نمایم لازم به ذکر است هرگاه بدن ما از نظر ویتامین ها دچار کمبودمی گردد این بیماری رشد زیادی می نماید ووسیع تر می گردد و به نظرم باید ما از نظر داخلی چکاپ کامل شویم تا بدانیم قوای بدنی مان و سیستم دفاعی آن در چه وضعیتی می باشد چون اگر سیستم ایمنی بدن ما ضعیف گردد باعث می شود که سلول های بدون رنگ دانه بر سلول های رنگ دانه دار غلبه نمایند و باعث ازدیاد این بیماری گردند. و به بنده بعد از دادن چنین ازمایشاتی ثابت شد که سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و بااستفاده از داروهای مکمل وویتامین ها و نیز فقط استفاده از پماد بتامتازون یک درصد قسمت های مختلف روی دستم خوب گردید البته باز هم می گویمنداشتن استرس اضطراب و مشغله فکری دردرمان این بیماری بسیار مهم می باشد ومصرف این داروها می تواند در افراد مختلف تاثیرات گوناگونی داشته باشد و یک سوال از شما داشتم چگونه می توانم متوجه شوم بلغمی هستم یا صفراوی و یا غیره باتشکر RE: شرح حال و سابقه بیماری من - hamid59 - ۱۸-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۴۳ عصر فاطمه خانم ببخشید از کجا بدونم گرم مزاجه ؟ چقدر روغن بادوم با ترید بخوره ؟ ببخشید خیلی اذیتتون کردم . شرمنده . اخه راهنمایی فوری لازم داشتم و خدا شما رو رسوند که الان بیاید انجمن . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۱۸-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۴۵ عصر سلام تو اينترنت سرچ كنيد مشخصات مزاجهارو نوشته RE: شرح حال و سابقه بیماری من - hamid59 - ۱۸-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۵۰ عصر ممنونم . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Morteza - ۱۹-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۱۷ صبح چند وقت پیش در یکی از همین تاپیک ها قسمت های درگیر بدنم رو نوشتم. از اون زمان تا الان برای صورتم از پماد مدوپروک استفاده می کردم شبی یک بار می مالیدم خدا رو شکر لکه ی کوچکی که روی صوررتم ایجاد شده بود کاملا رفع شد. برای آرنجم هم از یه داروی ترکیبی استفاده می کنم. روزی دو بار به موضع می مالم ترکیبات این دارو رو از دکترم پرسیدم (بتامتازون-PG-IPA) گاهی اوقات موضع بعد از مالیدن شروع به سوزش می کنه. رنگ دانه ایی پراکنده ایجاد نشده اما حس میکنم حاشیه های موضع به داخل در حال ترمیم هستن و لک ها در حال کوچک شدن. من مواردی که در بهبود دیدم اینطور بود که رنگدانه ها پراکنده در موضع ساخته شدن و به مرور لکه رو پر کردن... اما من حس میکنم بهبود لکه هام دقیقا عکس جریان پیشرفتشون هست یعنی لکه ها دارن از حاشیه به داخل کوچک میشن... کسی مورد مشابهی دیده؟! قبل از مصرف دارو اطراف لکه ها پوستم تیره شده بود اما الان اون تیرگی دور لکه ها هم کاملا برطرف شده و رنگ طبیعی پوستم رو داره...علاوه بر این داروها من ویتامین e بصورت کپسول و عسل (روزانه دو قاشق) مصرف می کنم و سعی کردم اصلا به این قضیه فکر نکنم و با اینکه مراسم دامادیم بعد ماه رمضونه استرس هامو کنترل کنم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - soli - ۱۹-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ صبح سلام اقا مرتضی بله دکتر منم میگفت اصولا لکه ها باید از بیرون به سمت داخل رنگدونه بیارن یعنی رفته رفته وسعتش کم بشه تا کاملا از بین بره که این روند کنده و ماهها طول میکشه. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۱۹-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۱۶ عصر اقا مرتضی دست منم همین طور جریان درمانش داره پیش میره از قسمتای بیرونی رنگدانه سازی شروع شده RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مریم - ۱۹-۵-۱۳۹۰ ۰۷:۱۰ عصر سلام دوستان در این سایت انواع مزاجها وسردی وگرمی همه خوراکیها را نوشته. نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - HooMan - ۲۰-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۲۹ صبح (۱۳-۵-۱۳۹۰ ۰۴:۰۹ عصر)لیلا نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام آقا هومن من ۱ ماه پیش تهران بودم همه گفتن دکتر احسانی یه دکتر هم رفتم که با رویان همکاری میکنه دکتر رضوانی . دکتر احسانی تا دیدش گفت لکه هاش خیلی زیاده باید اشعه استفاده کنه ولی من گفتم نمیخوام شاید با دارو جواب گرفتم گفت روزی ۴_۵ ساعت باید بشینی پماد بمالی تازه متوقف هم نمیشه یعنی کار% والا لیلا خانم اشعه که بد نیست.همون فتوتراپی دیگه.تو اینترنت الان هرچی بگردین بهترین راه رو فتوتراپی میدونن.شما که الان لکه هات داره زیاد میشه خیلی رعایت کن و تو آفتاب اصلا نرو و به فکر اعصاب و استرس باش.توی بخش وضعیت درمان من توضیحات بیشتری در مورد این دارو دادم لطفا مطالعه کنید. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - HooMan - ۲۰-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۳۰ عصر (۱۹-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۱۷ صبح)Morteza نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .چند وقت پیش در یکی از همین تاپیک ها قسمت های درگیر بدنم رو نوشتم. از اون زمان تا الان برای صورتم از پماد مدوپروک استفاده می کردم شبی یک بار می مالیدم خدا رو شکر لکه ی کوچکی که روی صوررتم ایجاد شده بود کاملا رفع شد. سلام.چرا برای صورت از مدوپروک و برای دستها از بتامتازون استفاده میکنید؟ یعنی چرا از 2 ترکیب متفاوت ؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - TURK_ATILA - ۲۲-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۳۲ صبح سلام آقا هومن از صميم قلبم دعا مي كنم كه تا روز داماديت بيماريت بهبود پيدا كنه . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - شیرین - ۲۲-۵-۱۳۹۰ ۰۷:۴۳ عصر (۲۰-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۳۰ عصر)HooMan نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .(۱۹-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۱۷ صبح)Morteza نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .چند وقت پیش در یکی از همین تاپیک ها قسمت های درگیر بدنم رو نوشتم. از اون زمان تا الان برای صورتم از پماد مدوپروک استفاده می کردم شبی یک بار می مالیدم خدا رو شکر لکه ی کوچکی که روی صوررتم ایجاد شده بود کاملا رفع شد. سلام اتفاقا منم همینطور یعنی لکه ها ازحاشیه به داخل کم شدن بعضی مواقع پرنگتربوده که الان طبیعی شده.ولی من ازمدوپروک به آرنج هم استفاده میکنم حتی پشته پلک وکم وبیش نتیجه داده. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۳-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ صبح اره بعضیاز جاها اینطوریه .لپ من لکه هاش از حاشیه کوچیک میشد ولی گوشه لبم رنگدونه زد داخل لکه ها .پیشونیمم از حاشیه کم شد چونم هم رنگدونه زد توش زیاااااااد .با پروتپیک RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۲۳-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۰۷ عصر ولی من اصلا چونم حتی یک رنگدونم نیاورده با داروی راویش حالا با پروتپیک ببینم چی میشه فاطمه جون یعنی صورت شما این همه لکه داشته ولی وقتی دیدمتون اصلا فکر کردم صورتتون از اولم لکه نداشته همش فکر میکنم میشه این لکه های پلکم خوب شن RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۴-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۴۸ صبح اذر جون به چی قسم بخورم که خوب میشی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟باز که رفتی تو فاز استرس کههه میدونی من 6 ماه دارو میزدم رو صورتم تا خوب شدم!!!!!!!!!!!!! چرا انقدر عجولی عزیزم؟؟؟ عجله کار شیطونه اروم باش خوب میشه پروتپیک بزن خیلی قویه ولی توقع نداشته باش که 2 3 ماه خوب شی .مال من به جون خودم 2 ماه تمام طول کشید تا تازه اثر کنه من در این حد صبور بودم.مگه چونه شما هم لک داره؟؟؟؟؟ صصصصصصصصصصصصصصبببببببببببببببببببببببببوووووووووووووووووووووووووووووووورررررررررررررررررررررررررر بببببببببببببببببباااااااااااااااااااااااااااااااشششششششششششششششششششششششششش ![]() ![]() ![]() اولین تاثیر رو رو پیشونیم گذاشت که پاک شد بعد از 2 ماهبعد پلکم بعد لپم بعد چونه و زیر چونه بعد لب و زیر لب . این مال زمانی بود که ما تازه داروارو پیدا کرده بودیم و من حاضر نبودم که زنیان بخورم میگفتم مزه کرم میده من اون زمان غازیاقیو زنجبیل و تربد میخوردم بعد کم کم پی بردم که زنیان خوبه حالا زنیان و سیاه دانه و تخم کرفس دم کردنی و چای سیز به داروهام اضافه شده.که الان راضیم از وضعیتم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahin61 - ۲۴-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۳۹ عصر سلام به دوستان عزیز من 5 سال پیش روی پلکم یه لکه سفید زد درست یه ماه قبل از اینکه به سربازی برم دکتر رفتم همون الیدل و بتامتازون بهم داد مصرف کردم تا اینکه رفتم سربازی و بعد از اون دیگه لکه سفیدی نزد حتی توی سربازی که تماما استرس بود و اون لکه هنوز مونده تا اینکه دو سال بعد روی بینیم لکه کوچیکی زد و پیشرفتی نکرد و تا اینکه امسال 7 ماه پیش مقداری از ریش من به اندازه یه سکه کاملا ریخت که دکتر یه دارو برای ریشم داد (محلول) که الان خوب شده یعنی موها دو ماهه برگشت و دکتر گفت برای روی بینیت هم الیدل بزن و هر صبح کپسول پابا بخور دارم به همراه چند آمپول کورتنی همه این کارا رو انجام دادم اما لکه یه جا خوب میشه اما کنارش یکی دیگه میزنه اما یه چیز عجیب اینکه از قبل از عید دو سه تا لکه کوچیک توی صورتم یعنی نزدیک شقیقم زد و از روز عید به بعد یه حالت عجیبی پیدا کردم بدنم یه مقدار لرزش خفیف درونی داره و تپش قلب دارم و هنوز ادامه داره مخصوصا وقتی صبح ها که از خواب بیدار میشم احتمال میدم عوارض آمپول های کورتن باشه کنار شقشقم لکه ها بعد از چند مدت با الیدل بر طرف شده دوباره کنارشون لکه سفیدی میزنه برای تپش قلبم و لرزش پیش دکترای اعصاب رفتم دارو دادن اما خوب نمیشه من اینو دارم حس میکنم یه تغییری توی بدنم رخ داده ویا فعل و انفعالاتی داره توی بدنم رخ میده بعضی جاهای پوستم رنگ پوستم کم رنگ میشه ولی کاملا نمیره نمیدونم دلیلش چیه ولی میدونم این بیماری پوستی مربوطه به پوست نیست بلکه این به علت ازدیاد یه عنصری در بدن هست که به پوست زیادیش آسیب میزنه میدونم استرس هیچ تاثیری روی اون نداره اما غم و نا امیدی داغونش میکنه باید به هر دارویی که میخوری یقین داشته باشی ایمان نه فقط یقین و صبر محض راستی اینم بگم هر جای لکه که تحریک بشه مثلا جوش بزنه لکه کم کم بهبودی پیدا میکنه تو این شک نکنید چون خودم دیدم اینم بگم من آزمایش تمام عناصر بدنم رو دادم و همه عالی بودن به غیر از یکی که هیچ دکتری به اون اهمیت نمیده و جوابش متاسفانه چند روز پیش به علت عدم پیگیری رسید بدستم اون هم بال بودن زیاد مس در بدنم بود بله مس از فلزات سنگین درون بدن که کسی به اون اهمیت نمیده کمبود مس خیلی کم پیش میاد حتی توی ارزونترین غذاها وجود داره اما ازدیاد اون وحشتناک هست و باعث افزایش ضربان قلب تهوع خستگی بی دلیل و افزایش چندین برابر آدرنالین خون یعنی تاثیر روی پوست میشود و مس از جمله موادی هست که بالا و پایین رفتنش در پوست اختلال ایجاد میکند و اینم بگه ویتامین سی از جمله موادی هست که در جذب مس اختلال ایجاد میکنه لطفا ویتامین سی را کنار بزارید هیچ دکتری اطلاعات درستی در مورد مس نداره اما توی بعضی از مقالات جدید و با منبع موسخ در مورد مس بحث شده و عوارض اون بر پوست وکسی از دکترا ی ایرانی اهمیت نمیدن و نمیدونن چه جوری میشه اونو کاهش داد اما طی تحقیقاتی که من توی مقالات کردم یکی از راههای آن استفاده از کلاژن هست که یه مقدار خودش سمی و توصیه نمیشه اما بهترین و مفیدترین راهش مصرف روزانه روی تنها هست چون تنها روی هست که میتونه مس رو از ترکیب خارج و از بدن دفع کنه واینم بگم کمبود مس هم روی پوست تاثیر میزاره لطفا روی حرفهای من فکر کنید حتما یه آزمایش خون بدید ضرر که نداره من مطمئنم اغلب توی مس مشکل داریم ببخشید اینقدر دارم حرف میزنم چاره ای ندارم باید همه دست به دست هم بدیم و هر کسی اطلاعاتی داره در اختیار بقیه بزاره حتی کوچکترین اطلاعات شاید بسیار مهم باشند خورن روی روی رو فراموش نکنید ویتامین سی رو بزارید کنار غذاهایی که سرشار از مس هستن و باید از خوردن اونا پرهیز کنیم (اونایی که مس بالا دارن): میگو - مرغ - ماهی - حبوبات- خیار سبز - طالبی - و خصوصا سویا و محصولات سبوس دار غذاهای ترش سرشار از ویتامین سی هستن برای همین بچه ها میگن نخورید چون در جذب و دفع مس اختلال ایجاد میکنه ولی همه این دکترا میگن ویتامین سی بخورید به خدا دارن اشتباه میکنن مس باید برای مردها بین 70-150 و زنها 70 - 155 باشه از من 190 یعنی فاجعه و اینو بگم ویتیلیگو یکی از بیماریهای ساده ازدیاد مس هست اما مهمترینش از بین رفتن کبد و مرگ ناگهانی هست یرید در مورد ازدیاد فلزات سنگین توی بدن تحقیق کنید ببینید چه عوارضی داره مطمئن باشید ویتیلیگو در اثر افزایش یه عنصر و صدمه به سیستم ایمنی بدن به وجود میاد و یکی از اونا مس هست بیایید توی این انجمن نقاط مشترکمون رو در مورد این بیماری بررسی کنیم تا شاید علت رو پیدا کنیم ما میخواهیم بیماری رو درمان کنیم که علت اونو نمیدونیم به همین علت برای درمانش دست به خوردن آشغالی میزنیم که بعدها بیماریهای بدتری ایجاد میکنن من به شخصه به مواد شیمیایی ایمان بیشتری دارم چون علم در سراسر دنیا به اون اهمیت داده و اغلب دانشمندان روی مواد شیمیایی تحقیق میکنن و این عطاری ها در ایران برای خودشون کاسبی راه انداختن و هر چیز آشغالی رو به خورد مرد بی اطلاع مثل من نویی میدن لطفا از پست بعدی همه8 به این سوالات خواهشا جواب بدید آیا تپش قلب دارید آیا احساس لرزش و بی حالی دارید آیا گاهی اوقات دچار افسردگی موقت و غم توصیف نشده ای میشوید آیا صورت شما با خوردن غذاهای گرم مثل پسته ..... جوش میزند آیا پوست شما بعد از خوردن مواد غذایی یا وعده غذایی مقداری چرب میشود چه نوع موسیقی گوش میدید غمگین یا شاد شغل و یا مشغله فکری شما چیست چه موضوعاتی بیشترین ترس رو در شما ایجاد میکند آیا نگران آینده هستید و دلهره بی دلیل دارید لطفا پاسخ بدید تا به نتیجه ای برسیم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۴-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۵۷ عصر سلام اقا شاهین من قدیما مطالبی درباره کرتون خوندم این عوارضی که گفتی برای کرتون هست شک نکن .دیکه مصرف نکن کرتون رو خیلی برای قلب بده داغون میکنه ادم رو. خوب اینی که شما تعریف کردی (البته من نصفه خوندم بقیشو بعد از این مطلبی که نوشتم میخونم) از بیماریت من اینطور برداشت کردم که پیشرفت چندانی نداره .شما چرا از داروها و پرهیزهایی که نوشتم تو بخش داروها و پرهیز ها و غذاهای مفید استفاده نمکنی؟این کارو انجام بده خیلی سود میکنی .دیگه هم لک نمیزنی .این که شما لک میزنی برای اینکه که سیستم ایمنی شما ضعیفه اگه سلامتیت برات مهمه دیگه کرتون استفاده نکن. راستی بچه ها من اینو نمیخواستم بگم چون میترسیدم بگم بعد شما تو دلتون بگید که چقدر از هر چیز ایراد میگیره پماد بتامتازون کرتون داره و خود دکترایی که اونو برای شما تجویز میکنن میگن استفاده از بتامتازون بعد از 2 هفته ممنوعه.یه چیز دیگه هم بگم تا خودتون از سود یا زیان دارویی با خبر نشدید و دربارش تحقیق نکردید استفادش نکنید کرتون راحت از طریق پوست به داخل بدن و قلب نفوذ میکنه خب الان بقیشو هم خوندم چه جالب اگه بخوایم ازمایشی از تمام فزات خون بگیریم باید چی بکیم به ازمایشگاه؟ ![]() اقا شاهین شما خیلی مطالب جالبی گفتید اما تو یه چیز اشتباه کردید میدونید سیستم ایمنی بدن ربط مستقیمی به ویتامین ث و ای داره و هچنین انتی اکسیدانهایی که تو مواد گیاهی و دمکردنی ها هست مثل چای سبز و کرفس و تخم کرفس دمکردنی و سیاه دونه و... سیستم ایمنی خود ویتامین ث و ای هست .واقعا خیلی خوشحال شدم که شما مارو راهنمایی کردید بابت ازمایش فلزات خون . ببینید توی گردو خیلی روی هست کلا توی اجیل اما مس هم هست حالا نمیدونم اگه ما اجیل (خام) بخوری برات خوبه یا نه؟ اشتباه نکنید گیاه خیلی عالی هست درمان همه بیماریها تو طبیعت هست ولی هر گیاهی هم خوب نیست (خیلی دقت کنید که گیاه مصرف میکنید روی ناباروریتون تاثیر نداشته باشه) اهمیت عنصر روی(zn) در بدن ؟ به موزات آهن و کلسیم، عنصر روی نیز یکی از مهم ترین عنصرها برای بدن می باشد. کمبود روی در بدن می تواند عامل و یا تشدید کننده خیلی عوارض از جوش صورت گرفته تا دیابت باشد. چرا که روی عملکرد گسترده ای را در بدن دارد و همچنین برای ساخت انسولین (هورمون تنظیم کننده قند خون) و حذف سموم مضر و حفظ سلامت سیستم ایمنی لازم است. به ویژه مردان باید مراقب دریافت مقادیر کافی از روی باشند چرا که بخشی از روی بدن آنها طی فعالیت جنسی تحلیل می رود چرا که اسپرم حاوی غلظت بالایی از عنصر روی می باشد. روی در طیف گسترده ای از غذاها یافت می شود ولی غنی ترین منابع آن عبارتند از: گوشت (به ویژه گوشت بره ) ، جو، تخم مرغ، آجیل و صدف خوراکی. مکملهای روی میتوانند دارای این فواید باشند: کمک به جلوگیری از سرطان جلوگیری ودرمان ریزش مو تقویت فعالیت سیستم ایمنی تسریع بخشیدن به بهبود زخمها درمان آکنه جلوگیری از دژنراسیون ماکولا (از بین رفتن بینایی که در افراد مسن اتفاق میافتد) درمان بعضی از موارد بی اشتهایی عصبی (بی اشتهایی نشانهای از کمبود روی است و افراد در دهه دوم زندگی بیشتر در معرض خطر کمبود روی ناشی از فقر غذایی هستند). تقویت و بهبود باروری مردان مخصوصاً در بین سیگاریها. درمان روماتیسم مفصلی (با داشتن آثار ضد التهابی). درمان بیماری ویلسون (یک اختلال ناشی از ذخیره بیش از حد مس). کاهش تغییرات در حس چشایی طی درمان سرطان. تقویت حس چشایی و بویایی. بعضی از بیماریها، بر روی جذب روی تأثیر میگذارند یا باعث افزایش نیاز به روی میشوند. لذا این بیماران از مکملهای روی سود RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahin61 - ۲۴-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۲۱ عصر سلام از ماست آقا رضا بدون تعارف بگم من خیلی از اطلاعاتی که شما تو این انجمن گذاشتید استفاده کردم احساس میکنم اینایی رو که میگید با اطمینان کامل میگید و من باورشون دارم اما یه چند وقتی هست یه دکتر گیاهی توی شهرمون اومده که مشهدی هست و دو سال توی هند روی ویتیلیگو تحقیق کرده و یه دستوری هم داره که میخاد بعد از ماه رمضون برام تجویز کنه چون با اعتماد بنفس کامل میگفت درمان میشه بهش گفتم غازیاقی داری گفت دارم ولی اگر یک تن غازیاقی هم بخوری برای این بیماری فایده نداره اینو با اطمینان کامل گفت اگر چه من به داروهای گیاهی ایمانی ندارم اما میدونم پرهیز غذایی خیلی دراوان تاثیر داره آقا از اینکه گفتید که کرتن باعث تپش قلب من شده احساس مسکنم اینبار هم درست میگید چون آخرین باری که کرتن زدم درست همون روز دچار لرزش و تپش شدم ولی خدایی نمیدونستم کرتن بتامتازون میتونه وارد قلبم بشه من تا چند ماه پیش روزی دو تا پرتقال میخوردم خیلی زرشک میخوردم برای اینکه جوش نزنم فکر کنم از همون موقع دوباره بیماریم اود کرد و همه اینها سرشار از ویتامین سی هست میخام بدونم آیا سردی یکی از عوامل اصلی این بیماری هست یا خیر اینو میدونم که اصلا ورزش تاثیری در اون نداره چون خیلی از ورزشکارا رو دیدم این بیماری رو دارن لطفا اینو به من بگید که سیستم ایمنی ضعیف شده یا اینکه داره بر علیه بدن عمل میکنه اینکه من باید سیستم ایمنی رو قوی کنم یا نه چون کرتن میدن که سیستم ایمنی رو ضعیف کنه که بی جهت به بدن آسیب نزنه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۴-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۵۰ عصر سلام اقا شاهین علت اصلیه اصلیش غلظت بلغم تو خون هست. اصلا به این فکر نکنید که ویتامین ث روی این بماریتون تاثیر بد داره .این سردی تو مواد غذایی هست که عامل اصلی هست درمورد زیاد خوردن خوراکیها باید بگم که زیاد خوردن هر چیز هر چیز حتی بهترینها هم برای بدن ضرر داره همیشه به اندازه بخورید همیشه نه کم نه زیاد درمورد غازیاقی (من فاطمه هستم همسر رضا) من چند ماه پیش فقط غازیاقی میخوردم حدود 3 ماه پشت سر هم ولی اصلا اصلا تاثیر نداشت تا اینکه قانع شدم که زنیان و سیاه دونه و تخم کرفس بخوررم .که این روی من خیلی تاثیر داشت .ببینید من غازیاقی میخوردم و مثل همه ادما گه گدالی میرفم به صورت روز مره و عادی تو افتاب تا اینکه میدیدم افتاب رو پوستم تاثیر بد داشت و لک زدم ولی الام که زنیان و سیاهدونه و تخم کرفس میخورم خیلی سیستم ایمنی رفته بالا که من عمدا روزای متوالی میرفتم تو افتاب تا ببینم چی میشه تا اینکه دیدم افتاب نه تنها روی من تاثیر بد نداره بلکه خیلی چندجا لکه ها داره پاک میشه و رنگدونه هام تو جاهایی که قبلنا کمرنگ بود پرنگ و رنگ پوستم شده ولی غازیاقی مکمل هست تمام داروهایی که نوشتم مکمل هم دیگن و بدون هم به خوبی کار نمیکنن RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۲۴-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۰۲ عصر فاطمه جون من زیر چونم به اندازه ی یک بند انگشت لک داره راستی تخم کرفس رو با چای سبز چه جوری دم کردش رو می خوره ببببببد مزست من از دارو زدن زود خسته میشم ایشالا بتونم تا 1 سال ادامه بدم اخه بعضی جاها با داروی راویشم رنگدونه نزدن مثلا گردنم اما دستام خوب جواب داده تو ارنجمم رنگدونه اورده به صورت نقطه های خیلی ریز ولی الان درمانم خیلی کنده وقتی تربد زنجبیل می خورم دارو خوب جواب میده غاز یاقیم که هر شب 2 تا کپسول می خورم فاطمه جون من زیر چونم به اندازه ی یک بند انگشت لک داره راستی تخم کرفس رو با چای سبز چه جوری دم کردش رو می خوره ببببببد مزست من از دارو زدن زود خسته میشم ایشالا بتونم تا 1 سال ادامه بدم اخه بعضی جاها با داروی راویشم رنگدونه نزدن مثلا گردنم اما دستام خوب جواب داده تو ارنجمم رنگدونه اورده به صورت نقطه های خیلی ریز ولی الان درمانم خیلی کنده وقتی تربد زنجبیل می خورم دارو خوب جواب میده غاز یاقیم که هر شب 2 تا کپسول می خورم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۴-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۴۸ عصر اذر جون چقدر خوشحال میشم وقتی میای تو انجمن و مطلب مینویسی. چقدر شما عجولی!!!! بابا صبر کن گردنت هم خوب میشه.افتاب میری؟؟ اذر جون یه سوال حیاتی دارم ازت .سرگیجت خوب شد؟کدوم کپسولت رو نخوردی که سر گیجت خوب شد؟؟ اسمش چی بود؟ چه رنگی بود ؟ایننو خیلی دقیق جواب بده. خب دستات که خوب شد اگه دیدی گردنت داره دیر خوب میشه یا کلا بدنت وقتی که دیگه نخواسی دارویه راویش رو بزنی دارویه شریفیان رو بزن ولی حالا صبر کن بذار تا داروی راویش تموم بشه اگه دیدی تموم شد و نمیتونی بخری دوباره یا به هر دلیلی نخواسی دیگه گیاهی بزنی به پوست شیمیایی بزن .اذر جون به من نگفت که برای داروی شریفیان پوست هیچ موقع افتاب نبینه به من گفت که به خود دارو رو دستت افتاب نخوره نه اینکه کلا پوستت وقتی هم که نمیزنی افتاب نبینه.شما مطمئنی؟ فاطمه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahin61 - ۲۵-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۰۷ صبح سلام آقا رضا من چند تا سوال دارم لطفا جواب بدید که یه سری چیزا برام روشن بشه چون واقعا دارم گیج میشم من نمیدونم چه مزاجی دارم یعنی گرم مزاجم یا سرد فقط اینو میدونم که من تا یه چیز گرم مثل تخمه پسته یا گردو بخورم سریع به یه دقیقه هم نمیکشه که صورتم جوش میزنه و میخاره چند سالی هست که بلافاصله بعد از یه ذره گرمی سریع سردی میخورم من اغلب دستم و پاهام سرد هست مخصوصا تو زمستون اما این چند وقت که هندونه و خیار سبز و پرتقال نمیخورم دستام گرمه راستی از کجا باید بفهمم من بلغمی هستم یا صفراوی آخه این جوری که تو سایتهای مختلف گفته شده یه مقدار حالات بلغمی دارم یه مقدار صفراوی همه جا گفته شده بلغمی ها اغلب درشت اندام و چاق وسفید رو هستند و این کاملا برعکس منه من هر سال یه بار یه حالتی میشم کاملا بی انرژی و سردم میشه و تا صبح میلرزم و حتی نمیتونم راه برم تا یکی دور روز اینطوری هستم و در اون موقع هیچ گرمی روی من اثر نداره یهنی اگر یک کیلو پسته هم بخورم یه دونه گرمی هم تو اون دو روز نمیزنم لطفا برای من و دوستان مشخص کنید این صفرا و بلغم چه تفاوتی دارند و اصلا بلغم یعنی چه و افراد بلغمی چه خصوصیاتتی دارند با تشکر فراوان RE: شرح حال و سابقه بیماری من - اویشن - ۲۵-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۳۷ عصر سلام من آویشن هستم که مدتها است این بیماری رو دارم خانم آقا رضا به تازگی یک لک کوچک گوشه لبم زده به نظر شما از پروتوپیک استفاده کنم یا داروی آقای دکتر شریفیان با توجه به اینکه پروتوپیک را باید تهیه کنم اما داروی شریفیان را دارم داروی دکتر شریفیان بعد از چه مدت جواب میده چون الان حدود 4 ماهه دارم روی دستها م استفاده میکنم اما جواب نگرفتم آیا ادامه بدهم ؟و ایا داروی پروتوپیک روی دست و پاهم تاثیر داره ؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نیلوفر - ۲۵-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۲۴ عصر سلام بچه ها من نیلوفر 25 سالمه ده ساله که این بیماری رو دارم اما خسته شدم از دکترای زیادی که فقط پول میگیرن یه 5 ماهی هست که دیگه دکتر نمیرم اما دارم بدتر میشم تورو خدا یه دارو یا یه دکتر خوب بهم معرفی کنید خیلی گناه دارم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۲۵-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۴۷ عصر اره فاطمه جون تو دارو زدن عجولم اگه زور همسرم نبود باور کن این 3 ماهه داروی راویشو نمی زدم یعنی بعد 10 سال که این مشکلو دارم این اولین باره که طولانی دارو میزنم اونم 3 ماه من هیچ دارویی رو قطع نکردم فقط تربد نخوردم و اینکه دارم هر روز میوه می خورم اما کم بعد اینکه داروی راویش تموم شه دیگه نمی خوام بگیرمش شیمیایی میزنم اره خودم با خانم دکتر عشقی صحبت کردم گفت کلا افتاب نبینه حتی گفت از دستکشم استفاده کن تو افتاب اما یه سوال دیگه ماکارونی میشه بخورم الان 4 ماهه نخوردما ( مثل نی نی کوچولوا ) مرسی که اینقدر خوبی فاطمه جون سلام اویشن جون پروتوپیک من فکر کنم مال صورته داروی شریفیانم دیر جواب میده برای دست فکر کنم بالای 6 ماه باید بزنید (۲۵-۵-۱۳۹۰ ۱۰:۲۴ عصر)نیلوفر نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام بچه ها من نیلوفر 25 سالمهسلام نیلوفر جون من حدودا 5 سال دارو نزدم اما دستام که هیچی لک نداشت پر شد از لکه اما الان 3 ماه کمتره دارم دارو میزنم رزیم غذایی گرفتم و اصلا به بیماریمم فکر نمیکنم تازه بهتر شدم برو تو بخش داروها پرهیزها و غذاهایی مفید اونجا اقا رضا کلی مطلب نوشته حتما بخون با دقت حتما بریا غصم نخورم توام زودی خوب میشی RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۵-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۳۷ عصر سلام به همگی فاطمه هستم قبل از هر چیز اول به اذر خاوم بگم که شما اصلا نباید دارویه گیاهی رو ترک کنید تا بعد از اینکه کاملا خوب شدید تازه اون موقع هم باید از یه سری دم کردنی ها استفاده کنید این رویادتون باشه که بدن ما مستعد این بیماری هست و با یه غفلت کوچیک بجوری ضرر میبینیم پس اذر خانوم شما حتما به دارو خوردن ادامه بدید نیلوفر خانوم سلام خوبی ؟شما چرا انقدر استرس داری خدایی نکرده سرطان که نداری زبونم لال که علاج نداشته باشه.هر چی که تو بخش غذاهای مفید نوشته شده رو حتما انجام بده مو به مو .حتما ازمایش بده (چکاپ کامل) از دوستای گلم خواهش میکنم که هرکسی ادرس دکتر خوب سراغ داره به نیلوفر خانوم بده .نیلوفر خانوم شما باید ویتامین و کلسیم و اهن و امگا3 مصرف کنید حتما به دکترتون بگید و حتما یه دکتر خوب و بیست تو تهران برید.شما بیشتر از اینکه به دارویه شیمیایی نیاز داشته باشید به ویتامین و ... نیاز دارید. علت اصلی غلظت بلغم تو خون هست .پرهیزارو رعایت کنید حتما .داروهایی که گفتم رو به غیر از ریشه زرشک مصرف کنید. حتما روزی یه مقدار خشکبار خام مصرف کنید. نیلیفر خانوم من بهتون قول میدم که خوب خوب میشید.با این کارا هم از پیشرفت جلوگیری میشه هم ممکنه که خود به خود بعضی از قسمتاتون خوب شه اما ازین داروها فقط توقع توقف بیماری و کمک برای بهبودی داشته باشید.حتا از یه دارویه خوب شیمیایی استفاده کنید به نظر من پروتپیک و الیدل خیلی خوب هستن .برای دست هم یه دارویه ترکیبی قوی استفاده کنید . نیلوفر جوووووونننننننننن اصلا غصه نخور عزیزم .یه چیزی هم بگم من الان دارو نمیزنم ولی با این داروهایی که میخورم یه رنگدونه کوچیک رو انگشت پام اورده .خیلی برام عجیب بود. این یعنی دارو رو من جواب میده . اذر خانوم اخه من بدنم یه جوره شما یه جوری نمیدونم اگه بخوری برات خوبه یا بده نمیدونم .ولی گوشت گاو و گوساله نخور ببینسد من اطلاعات دقیقی ندارم ولی شما به رنگ پوشت و لاغری یا چاقی توجه نکنید شما به حالت هایه داخلی توجه کنید مثل اب دنتون رو بالشت میریزه شبا یا تا سردی میخورید سردیتون میشه و ازینجور چیزا .ولی همه ما حتما بلغم تو خونمون غلیظ شده که دچار این بیماری شدیم وکسایی که هنوز پیشرفت دارن یکی از عامل هاش اینه که بلغم هنوز تو خونشون غلیظه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - hamid59 - ۲۶-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۱۸ صبح سلام فاطمه خانم من همسر حمیدم ، داروهای گیاهی رو سفارش دادم از تهران واسمون بیارن دو روز دیگه دستمون میرسه . وقتی داروها رو گرفتم اول درباره مصرفش با شما مشورت میکنم تا با اطمینان مصرف کنه چون نمی خوام خدایی ناکرده براش دردسر درست کنم . RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نیلوفر - ۲۶-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۰۵ عصر سلام بچه ها من نمیدونم باید از کجا شروع کنم اخه نمشه که همه داروهای گیاهیو که با هم خورد لطفا یه نفر بهم بگه از اول اول کدومو شروع کنم به خوردن لطفا اخه من خیلی وضعیتم داغونه تورو خدا لطفا شاید باورتون نشه اما این روزا همش به فکر اینم که خودمو بکشم تورو خدا بم کمک کنید این آیدیمه nilofarazimi@yahoo.com منتظرتونم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۲۶-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۲۸ عصر نیلوفر جون این چه حرفیههههههههههههههههههههههه اااااااااااااااااااااا همه ی داروهارو باید با هم بخوری تو اون بخش اقا رضا کامل نوشته مثلا غاز یاقی و زنیان و تربد و زنجبیل باید همه روزه مصرف بشه مرسی فاطمه جون من داروهای گیاهیمو قطع نمی کنم ولی 4 ماه دیگه ترجیح میدم داروی مالیدنی شیمیایی استفاده کنم ولی من کلا راضیم اما یکم عجولم وقتی عکس دستم رو که مال 80 روز پیش بود مقایسه میکردم با امروز کلی خدارو شکر کردم شاید دارو رو انگشتام تاثیر نداشته اما پشت دستم خیلییییی تغییر کرده ولی اگه این انجمن نبود من اصلا دارو نمیزدم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - soli - ۲۶-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۴۹ عصر سلام نیلوفر جون هر روز صبح ناشتا یه قاشق چایخوری سر صاف زنجبیل+سیاهدانه+زنیان+تربد نصف ق چایخوری با عسل قاطی میکنی میخوری بعد از ظهر تخم کرفس به اندازه یک ق چایخوری به همراه چای سبز دم میکنی بعد از نیم ساعت میخوری اخر شب موقع خواب بذر غازایاقی اونم به اندازه یک ق چایخوری سر صاف به همراه ریشه زرشک میخوری چون تلخه من با عسل میخورم اینا رو تهیه کن و هر روز بخور فقط حواست باشه تربد و ریشه زرشک رو به اندازه یه ماه مصرف کنی چون مضره هر روز هم باید ویتامین بخوری کلسیم اهن مولتی ویتامین اسید فولیک امگا3 البته برو دکتر تا یه نسخه بده همینجوری همه رو با هم مصرف نکن وسط روز هم سعی کن اجیل خام بخوری مثل پسته فندق بادوم و...راستی عزیزم میوه و ابمیوه هم یادت نره هویچ خیلی خوبه ایشالا که نتیجه میگیری بچه هم نشو که از اون حرفا مینویسی نمیدونم خود کشی و از این جور حرفا هم سن هم هستیم درکت میکنم ولی گفتن و فکر کردن تو اون موارد بچه بازیه خدای نکرده زبونم لال بیماری لاعلاجی که نداریم توکل کن به خدا.... RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۶-۵-۱۳۹۰ ۰۷:۳۰ عصر سلام به همه دوستان بچه ها یه خبر خیلی عالی بدم اونم اینکه یکی از ارنجام کاملا و بدون دارو خوب شد ماله من یهو رفت نه کوچیک شد نه رنگدونه اورد البته اون یکی ارنجم کوچیک شده.یه لکه انداره یه سکه داشتم که کوچیک شده اون یکی هم کاملا رفت بدون هیچ داروی مالیدنی ای.زنیان خیلی عالیه .البته نمیشه گفت زنیان تنها ولی تو این داروها زنیان هست که کار اصلی رو میکنه(خوردن زیادش مضره ها) همه داروها با هم کمک میکنن تا بیماری خوب شه.تمام لکه هایه ریزی که زده بودم قبل از اینکه دارو بخورم تمامش رفته فقط لکه هایه درشت مونده که اونم کم کم خیلی اهسته بدون هیچ دارویه مالیدنی ای داره میره. یکی از انگشتای پامم دوبتره یه رنگدونه ریز اورده. یعنی کلا میشه گفت که دو تا رنگدونه ریز اورده. فاطمه نیلوفر چون من هزار برابر بد تر از تو بودم من اصلا نمیدونستم باید چه دارویی مصرف کنم تا با خدا عهد کردم که اگه راه رو بهم نشون بده به هر کسی که ببینم اینطوریه تا جایی که روم بشه که بهش بگم تو خیابون که من میدونم شما باید چی کار کنی بهش کمک میکنم. نیلوفر خانوم من 1 ماه بعد از عید شروع کردم به دارو خوردن تا الان داروها اصلا خارجی نیستن بعضی هاشون تو هر عطاریی پیدا میشه .فقط باید همت کنی و صبر داشته باشی .عزیزم از صمیم قلبم دارم این حرف رو بهت میزنم شما خوب خوب میشی نگرانی و ناراحتی برات سمه اگه میخوای به خودت کمک کنی این ناراحتی روا از تنت دور کن به خدا توکل کن به خدا قسم خیلی راحت کمکت میکنه. اذر خانوم کلا انگشت دست دیر خوب میشه ولی این بهترین کاره که دارویه سیمیایی بزنی و دارویه گیاهی بخوری. نیلوفر جون برای داروهایه خوردنی شیمیاییت باید حتما به یه دکتر خیلی خوب مراجعه کنی مثل دارویه باپا و ... فقط بچه ها کلسیم رو با اهن نخورید چون هیچ کدومش جذب نمیشه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۲۶-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ عصر وایییییییییییییییییییییییییی فاطمه جون خیلی خوشحالم اونقدر که نمی تونم بگم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahram - ۲۶-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۴۸ عصر نیلوفر جان استرس عامل اصلی پیشرفت بیماری هست ... بشین همه نوشته های بچه ها رو بخون و تصمیم بگیر به درمان . ببین منم از وقتی اومدم اینجا روند درمانی خوبی داشتم و خیلی راضیم. مشکلاتتو در میون بذار اینجا همه کمک میکنن. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - HooMan - ۲۷-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۱۵ صبح (۲۲-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۳۲ صبح)TURK_ATILA نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام آقا هومن سلام دوست خوبم.از شما خیلی ممنونم.منتها من صحبت آقا مرتضی رو نقل قول کردم و ایشون قراره داماد بشن که من هم براشون آرزوی سلامتی و خوشبختی رو دارم.با تشکر RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نیلوفر - ۲۷-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۴۹ عصر سلام مرسی که همه هستین خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم الان اروم ترم مرسی سهیلا جان RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۲۷-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۱۹ عصر (۲۷-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۴۹ عصر)نیلوفر نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام مرسی که همه هستین خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم الان اروم ترم مرسی سهیلا جانسلام ما هم خوشحالیم که شما رو درجمع خودمون داریم اگر به اون سوالاتی که پرسیدم جواب بدید من یا بقیه دوستان شاید بهتر و بیشتر بتونیم بهتون کمک کنیم سوالات رو تکرار میکنم چقدر از بدنتون درگیره چه معالجاتی تا حالا انجام دادید چقدر نتیجه نتیجه داشته این معالجات در ضمن مطالبی رو که فاطمه خانم (با نام رضا ) به شما گفتند به حساب دلداری و امید دادن خشک و خالی نزارید من با اطمینان به شما عرض میکنم که اگر به توصیه های ایشون عمل کنید حتما معالجه خواهید شد . انشاالله RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نیلوفر - ۲۷-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۲۹ عصر من الان قطع میشه اینترنتم شب واستون مینویسم مرسی RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نیلوفر - ۲۸-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۲۵ صبح سلام الان همتون خوابین و نیلوفر ابیه تنها بیدار از اول واستون میگم"راهنمایی بودم که متوجه شدم قوزکای پام لکه های سفیدین اینجا که رفتم دکتر یه دکتر تو شیراز بهم معری کرد خلاصه که رفتمو یه تیکه از پوست پای مارو بریدن خانم دکتر و گفتن واسه ازمایشه و بعدش کلی پماد و دارو ساختنی که باید بدش تو افتاب میرفتم و ...سرتونو درد نیارم که بی نتیجه بود و منو مامانمم که کم حوصله از این دکتر به اون دکتر تقریبا ایرانو دور زدیم"بازم بگذریم...تا چند سال پیش وقتی میرفتم افتاب لکه هام توشون دونه های رنگی می اومد اما بعد مدتی متوقف میشد...دکترای شیمیایی رو رها کرده و رفتم گیاهی که حداقل اون بهم امید میداد و مگفت اگه اعصابت خوب باشه خوب میشی اما اون موقعها به دلایل مشکلاتم نمیتونستم .با این حال پیش همون حجامتم کردم بازم رنگدونه ها اومدن و منم خوشحال اما بازم برگشتن و من باز رفتم دکترای شیمیایی همون جلس اول فرستادم نوردرمانی .30جلسه رفتم اونجا.وقتی تو کابین بودم حمد و سوره میخوندم و دعا میکردم .خلاصه لکه های زانوم رون های پام و لکه هایی که پراکنده رو بدنم مثل شکممم و کمرم بودن پاک شدن فقط موندن جاهایی که مو نداشتن که اونام زیاد نبود .اون روزا بهترین بودن واسم .پوستم کمی برنز شد اما کم کم طی چند هفته خوب شد.حال کرده بودم از خدا و دکتره.باز ما رفتیم خوابگاه و دانشگاه و ول کردنه دارو و افتاب و بی خیالی و....البته دکتری که بعد از اون رفتم گفت لیزر بیشتر مواقع با لکه های بیشتر بر میگرده...خلاصه بعد از چند ماه که میشه الان که در خدمتونم همه بر گشتن الان پاهام زیاد شد ه متاسفانه دستام کوچولو کوچولو.رونام .سینه هام.ارنجم و خیلی کوچولو پراکنده بدنم .خدا رو شکر صورتم فقط پشت پلکم هست.الان یه 5 ماهیه که هیچ دارویی نزدم .هفته دیگه نوبت دکتر مریم ملکی اصفهان دارم.حالا اگه کسی دکتر بهتری سراغ داره لطفا بهم خبر بده.در ضمن داروهایی که سهیلا جون گفت رو فقط زنجبیل و زنیان و سیاهدونه و تخم کرفس رو گیر اوردم بقیه گیرم نیومد.بچه ها من نیلوفر اعلام میکنم که داغووووووووووووووووونم لطفا بگید چیکار کنم بازم میگم خوشالم که اینجام دوووووووووووستوووووووون دارم خیلی.اینم ایدیمه"nilofarazimi@yahoo.com یه چیز دیگه بچه ها جون من الان adslام قطعه نمیتونم همه مطلبای قبلی رو بخونم تا مزاحم شما ها نشم ایشالا هفته دیگه درست میشه و همه رو میخونم میدونم که تکراریه سوالام اما تورو خدا نمیتونم صبر کنم شماها که اطلاعاتتون بیشتره بهم کمک کنین بازم مرسیییییییییی. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - فاطمه - ۲۸-۵-۱۳۹۰ ۰۵:۲۸ عصر نیلوفر خانوم تنها کاری که شما باید در اول کار بکنید به دست اوردن ارامش کامل و حفظ اونه. شما همون کارایی رو که سهیلا خانوم نوشتن انجام بدید همراه با زدن داروی شیمیاییی. دیگه کمکی بالاتر از این نیست به خدا.اصل کار همینه ماها هممون همین کارو انجام میدیم.به علاوه پرهیز کامل ازون چیزایی که نوشتم.همین. میدونم خیلی درکتون میکنم ولی این راهی که میرید درست نیست .ارامش داشته یاشید فقط ارامش .دلیل اصلیه لین بیماری غلظت بلغمه که با داروها و پرهیز درست میشه . قابل توجه همه دوستان: من هم از زیره سیاه و هم از سیاهدانه تو دارویه انتی ویتیلیگو استفاده کردم هیچکدومشم ضرری نداره. فقط اینارو زود مخلوط کنید بذارید 2 هفته ای بمونه داروهایمالیدنی گیاهی من الان چند ماهه که مونده که میخوام برای بدنم استفاده کنم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نیلوفر - ۲۸-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ عصر سلام هیچکی نگفت بالاخره این دکتر مریم ملکی خوبه یا نه؟ من غاز یاقی و ریشه زرشک و تربد رو گیرم نیومد .داروهای مالیدنی چین دیگه؟وای گیج شدم من .فاطمه جون سعی میکنم اروم باشم اما گاهی بد قاطی میکنم.این داروی انتی ویتیلیگو چیه؟ از امروز دیگه هر غذایی نمیخورم.کلی بدنم گرم شده الان. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نرگس - ۲۹-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۱۷ عصر سلام احمد اقا.میشه در مورد یکدست پوست با لیزر بیشتر توضیح بدید.کجا این کارو میکنن.ممنون RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نازگل - ۲۹-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۴۰ عصر سلام آقا رضا من یک جای دیگه این مطلب ونوشتم لطفا جواب بدهید خواهش من یکی یکی چیزهایی که نوشته بودید توی سایت را خوندم فقط الان گیج گیجم لطفا پاسخ من را بدهید ممنون. ببینید درست فهمیدم: 1-باید تربد -زنجبیل -زنیان-ساهدانه- بذرغاریانی-تخم کرفس- ریشه ی زرشک بخورم 2-داروی شیمیایی مصرف کنم اسیدفولیک - دیگه چی؟وقتی می گین کلسیم بخور ولی با اسید فولیک نه یعنی چه؟یعنی یک روز این یک روز اون؟ ........ 3-داروی شیمیایی مگین برای مالیدن روی پوست چه دارویی ؟داروی دکتر شریفیان را می شه سفارش داد چون من در شهرستان هستم. 4-این داروی شماره 1شریفیان برای کجای بدن هست چون من تقریبا همه بدنم به نوعی لک داره؟ 5-پمادی که برای لکه کوچیکه بالای لبم و کنار چشمم هست چی بزنم؟ 6-موضوع ارده چیست که یک جا گفتید خوبه ولی بیشتر صحبت نشده در این مورد؟ خلاصه خواهش می کنم جواب این سوالها را بدهید. 7- راستی این پماد پسورولا که می خواهین بسازین را من هم می خوام درست کنم چه طوری موادشو گیر بیارم .چند روز بعد می شه استفاده کرد. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۲۹-۵-۱۳۹۰ ۰۱:۵۴ عصر ناز گل جون در مورد داروهای گیاهی درست گفتی اونارو باید بخوری اما به مقدارش دقت کن ویتامین هارم باید با تجویز یه دکتر بخورید نه سر خود برید دکتر براتون می نویسن با مقدار مصرف داروی شریفیان خیلی خوبه واسه دسته اما باید طولانی مصرف کنی مثلا 6 ماه و تلفنی هم میشه سفارش بدی اینم تلفن داروخانه ی زیتون 03112231676 برای صورتم فاطمه جون پورتوپیک استفاده کردن کامل خوب شدن منم برای دور چشمم دارم استفاده میکنم ارده هم که هیچی من نمی دونم این دارویی هم که با پسورالا درست میکنن باید پسورالا رو از هند بیارن که احمد اقا زحمتش رو میکشن به ایشون بگید دفعه ی بعد که خواستن سفارش بدن براتون بیارن RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نازگل - ۲۹-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۰۰ عصر آذر جون مرسی خیلی کمک کردین خیلی گیج بودم فقط یک سوال دیگه دداروی دکتر شریفیان فقط برای روی دسته یا کل دست تا کتف.و برای بقیه قسمتها مثلا پا و....از چه دارویی باید استفاده کرد؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۲۹-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۱۹ عصر (۲۹-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۱۷ عصر)نرگس نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام احمد اقا.میشه در مورد یکدست پوست با لیزر بیشتر توضیح بدید.کجا این کارو میکنن.ممنونسلام در مورد سفید کردن کل پوست با لیزر که تقریبا همه جا اینکارو انجام میدن اما درباره انجام اینکار چند تا مورد هست که احتمالا همه میدونن ولی خوب دوباره من میگم ضرری نداره 1 - با این عمل در حقیقت شما بیماری رو به کل بدن گسترش میدید یعنی اگر الان قسمتی از بدن شما به این بیماری مبتلاست این عمل کل بدن رو مبتلا میکنه شاید بگید پس چرا اینکارو میکنن ؟ جواب : برای خلاص شدن از دو رنگ بودن پوست و تسکین مشکل روحی روانی 2- تا اونجا که من میدونم اگر با این روش پوست رو یکرنگ کردید ( سفید کردن ) دیگه بطور کلی راه درمان رو بر روی خودتون بستید و داروهای ترمیمی دیگه جواب نمیده 3 - برای همیشه باید از آفتاب دوری کنید و در صورت ضرورت بیرون رفتن باید حتما از کرم های ضد آفتاب که صد در صد هم ضد آفتاب نیستند استفاده کنید و این کرمها در صورت طولانی شدن مدت بیرون بودن تقریبا هر 45 دقیقه تا یک ساعت و نیم بستگی داره به نوع کرم باید تجدید بشه 4 - احتمال ابتلاء به سرطان پوست وجود داره بخاطر این موارد هست که غالبا عطای این عمل رو به لقای اون بخشیدن و به همین درمانهای موجود اکتفا میکنن RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نیلوفر - ۳۱-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ عصر سلام من اومدم اما انگار هیچکی جواب نیلوفر ابی رو نداده عیب نداره من یکم از داروهای گیاهی رو گرفتم میشه لطفا یکی که الان داره گیاهیارو مصرف میکنه بگه من چیکار کنم من من فقط زنجبیل و تخم کرفس و سیاهدونه و چای سبز رو تونستم گییییییییییییییییر بیارم لطفا یکی کمک کنههههههههههههههههههههههههه با تشکر نیلوفر RE: شرح حال و سابقه بیماری من - ahmad - ۳۱-۵-۱۳۹۰ ۰۳:۰۲ عصر (۳۱-۵-۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ عصر)نیلوفر نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام من اومدم اما انگار هیچکی جواب نیلوفر ابی رو نداده عیب نداره من یکم از داروهای گیاهی رو گرفتم میشه لطفا یکی که الان داره گیاهیارو مصرف میکنه بگه من چیکار کنم من من فقط زنجبیل و تخم کرفس و سیاهدونه و چای سبز رو تونستم گییییییییییییییییر بیارم لطفا یکی کمک کنهههههههههههههههههههههههههسلام نیلوفر خانم شما کجا اومدی که کسی جواب نداد در مورد تخم کرفس نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . نوشتم که اگر بخونید بد نیست در ضمن چون خانم هستید بطور کامل و دقیق بخونید در مورد چای هم اگر بطور کلی بجای چای سیاه از چای سبز استفاده کنی بهتره و همچنین بجای قند یا شکر از عسل در ضمن بخش نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . رو که امروز ایجاد کردم بخونید فکر کنم بد نباشه همچنین مطلب نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد . رو RE: شرح حال و سابقه بیماری من - آرمان - ۴-۶-۱۳۹۰ ۱۲:۴۳ عصر سلام دوستان عزیز و گل.من از سال1382مبتلا به ویتیلیگو شدم و تا سال1390پیش چندین دکتر گیاهی و شیمیایی و هومیوپاتی و...رفتم و اونجور که داروهای شیمیایی تاثیر داشت داروهای گیاهی و روش هومیوپاتی تاثیر نداشت یا اصلا کلا تاثیر نداشت.من از پماد الیدل خیلی راضی بودم چون که چندین درصد از لکه های صورتمو برد بعد به زندگی امیدوار شدم تا اینکه باز لکه هام در روی صورتم پیشرفت کرد به خدا اون لحظه خیلی نا امید شدم از زندگی تا اینکه در مشهد در یک کتاب فروشی یک بنده خدایی همان فروشنده آقای هوشیار را به من معرفی کرد چون که به من گفت که همه ی اقوام من که بیماری های پوستی مختلفی داشتند و پیش این عطار رفتند و نتیجه دیدند و خوب شدند من هم باور کردم چون که فروشنده کتاب هایی را که آقای هوشیار نوشته بودند را به من نشون داد خلاصه من رفتم پیش آقای هوشیار حدود5ماه من تحت درمان آقای هوشیار بودم و لکه های صورتم خیلی کم نتیجه دیدند یعنی خیلی کم کمرنگ شدند توی این 5ماه اما از پیشرفت لکه هام کاملا جلوگیری شد چون خوده آقای هوشیار همون باره اولی که رفتم پیش آقای هوشیار به من گفت طول درمانت حدود1سال اما از پیشرفت لکه هات جلوگیری میشود خلاصه دوستان سرتونو درد نیارم من وقتی که دیدم که توی این 5ماه خیلی کم نتیجه دیدم و خیلی کم لکه های صورتم کمرنگ شدند و لکه های بدنم اصلا نتیجه ندیدند و خوب نشدند حالا نمیدونم چون داروهای آقای هوشیار را دقیق استفاده نکردم نتیجه ندیدم یا اصلا زیاد نتیجه ندیدم دیگه آقای هوشیار رو ترک کردم البته دوستان من قبل از اینکه برم جای آقای هوشیار میرفتم پیش دکتری که با روش هومیوپاتی درمان میکرد اون دکتر به من گفت این بیماری پوستی ویتیلیگو طول میکشد تا کامل کامل کامل درمان شود من هم که دیدم با اینکه چندین ماه تحت درمان این دکتر روش هومیوپاتی بودم و هیچ نتیجه ای ندیدم یا اصلا شاید در لکه های بدنم نتیجه دیدم اما من که فکر میکنم اصلا نتیجه ندیدم چون که لکه هام هم پیشرفت کرد وقتی که دیدم لکه هام پیشرفت کرد اون دکتر روش هومیوپاتی را ترک کردم و رفتم پیش عطار معروف و معتبر مشهد به نام آقای محمد جواد هوشیار.راستی دوستان اسم دکتر هومیوپاتی در مشهد آقای خلیل رحیمی خوش بود که آدرسشم هم مشهد خیابان صیاد شیرازی بود.خوب من از روش شیمیایی از قرصی که معروف به قرص ماهی بود هم استفاده میکردم و از قرص کلیسیم هم استفاده میکردم از الیدل هم استفاده میکردم از محلول ساختنی هم استفاده میکردم که این محلول ساختنی خیلی بهم نتیجه داد حیف که ساختنیه و فرمولشو به خدا قسم که نمیدونم وگر نه که اگر که فرمولشو میدونستم توی این انجمن قرار میدادم.راستی دوستان عزیز و گل من برای لکه های بدنم از قرص متوکسالین استفاده میکردم که قیمت هر جعبش حدود10هزارتومان بود که دکترم گفت100تا دانه از این قرص متوکسالین را استفاده کن اما چون که این قرص متوکسالین به سختی پیدا میشد یا اصلا پیدا نمیشد من به هزار بدبختی حدود80 تا از این قرص را برای لکه های بدنم استفاده کردم و اصلا هم نتیجه ندیدم البته چون که دقیق استفاده نکردم شاید نتیجه ندیدم چون که دکترم گفتم روز درمیان2تا از این قرص را بخور و بعد از30/2 ساعت برو تو آفتاب روز اول 30ثانیه برو تو آفتاب باش روز دوم1دقیقه برو تو آفتاب باش روز سوم30/1دقیقه برو تو آفتاب باش همینطور 30ثانیه به 30ثانیه اضاف کن تا20دقیقه و وقتی که به20دقیقه رسید دیگه همان 20دقیقه را برو توی آفتاب باش RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مسافر - ۲۶-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۰۷ عصر (۴-۶-۱۳۹۰ ۱۲:۴۳ عصر)آرمان نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام دوستان عزیز و گل.من از سال1382مبتلا به ویتیلیگو شدم و تا سال1390پیش چندین دکتر گیاهی و شیمیایی و هومیوپاتی و...رفتم و اونجور که داروهای شیمیایی تاثیر داشت داروهای گیاهی و روش هومیوپاتی تاثیر نداشت یا اصلا کلا تاثیر نداشت.من از پماد الیدل خیلی راضی بودم چون که چندین درصد از لکه های صورتمو برد بعد به زندگی امیدوار شدم تا اینکه باز لکه هام در روی صورتم پیشرفت کرد به خدا اون لحظه خیلی نا امید شدم از زندگی تا اینکه در مشهد در یک کتاب فروشی یک بنده خدایی همان فروشنده آقای هوشیار را به من معرفی کرد چون که به من گفت که همه ی اقوام من که بیماری های پوستی مختلفی داشتند و پیش این عطار رفتند و نتیجه دیدند و خوب شدند من هم باور کردم چون که فروشنده کتاب هایی را که آقای هوشیار نوشته بودند را به من نشون داد خلاصه من رفتم پیش آقای هوشیار حدود5ماه من تحت درمان آقای هوشیار بودم و لکه های صورتم خیلی کم نتیجه دیدند یعنی خیلی کم کمرنگ شدند توی این 5ماه اما از پیشرفت لکه هام کاملا جلوگیری شد چون خوده آقای هوشیار همون باره اولی که رفتم پیش آقای هوشیار به من گفت طول درمانت حدود1سال اما از پیشرفت لکه هات جلوگیری میشود خلاصه دوستان سرتونو درد نیارم من وقتی که دیدم که توی این 5ماه خیلی کم نتیجه دیدم و خیلی کم لکه های صورتم کمرنگ شدند و لکه های بدنم اصلا نتیجه ندیدند و خوب نشدند حالا نمیدونم چون داروهای آقای هوشیار را دقیق استفاده نکردم نتیجه ندیدم یا اصلا زیاد نتیجه ندیدم دیگه آقای هوشیار رو ترک کردم البته دوستان من قبل از اینکه برم جای آقای هوشیار میرفتم پیش دکتری که با روش هومیوپاتی درمان میکرد اون دکتر به من گفت این بیماری پوستی ویتیلیگو طول میکشد تا کامل کامل کامل درمان شود من هم که دیدم با اینکه چندین ماه تحت درمان این دکتر روش هومیوپاتی بودم و هیچ نتیجه ای ندیدم یا اصلا شاید در لکه های بدنم نتیجه دیدم اما من که فکر میکنم اصلا نتیجه ندیدم چون که لکه هام هم پیشرفت کرد وقتی که دیدم لکه هام پیشرفت کرد اون دکتر روش هومیوپاتی را ترک کردم و رفتم پیش عطار معروف و معتبر مشهد به نام آقای محمد جواد هوشیار.راستی دوستان اسم دکتر هومیوپاتی در مشهد آقای خلیل رحیمی خوش بود که آدرسشم هم مشهد خیابان صیاد شیرازی بود.خوب من از روش شیمیایی از قرصی که معروف به قرص ماهی بود هم استفاده میکردم و از قرص کلیسیم هم استفاده میکردم از الیدل هم استفاده میکردم از محلول ساختنی هم استفاده میکردم که این محلول ساختنی خیلی بهم نتیجه داد حیف که ساختنیه و فرمولشو به خدا قسم که نمیدونم وگر نه که اگر که فرمولشو میدونستم توی این انجمن قرار میدادم.راستی دوستان عزیز و گل من برای لکه های بدنم از قرص متوکسالین استفاده میکردم که قیمت هر جعبش حدود10هزارتومان بود که دکترم گفت100تا دانه از این قرص متوکسالین را استفاده کن اما چون که این قرص متوکسالین به سختی پیدا میشد یا اصلا پیدا نمیشد من به هزار بدبختی حدود80 تا از این قرص را برای لکه های بدنم استفاده کردم و اصلا هم نتیجه ندیدم البته چون که دقیق استفاده نکردم شاید نتیجه ندیدم چون که دکترم گفتم روز درمیان2تا از این قرص را بخور و بعد از30/2 ساعت برو تو آفتاب روز اول 30ثانیه برو تو آفتاب باش روز دوم1دقیقه برو تو آفتاب باش روز سوم30/1دقیقه برو تو آفتاب باش همینطور 30ثانیه به 30ثانیه اضاف کن تا20دقیقه و وقتی که به20دقیقه رسید دیگه همان 20دقیقه را برو توی آفتاب باش سلام آقا آرمان مي دانيد كه دكتري كه قرص متوكسالين و همينجوري به شما داده چه ظلمي در حق شما كرده ...قرص متوكسالين كل بدن شما را به اشعه ماوراء بنفش حساس مي كند و تا 24 ساعت بعد از خوردن قرص نبايد به جز مدت كوتاهي كه در آفتاب يا اشعه ماورا بنفش قرار گرفتيد با نور تماس داشته باشيد و بايد تا 24 ساعت بعد از خوردن قرصها حتما از عينك دودي سير جيوه اي استفاده كنيد چون اين حساسيت به شدت به چشمها آسيب مي زند و هر 2-3 ماه يكبار بايد به چشم پزشك مراجعه كنيد وآزمايشهاي كبد را بايد مرتب بدهيد RE: شرح حال و سابقه بیماری من - آرمان - ۲۸-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۲۱ صبح سلام.آخ آخ آخ پس برای همینه که چندماهه که از چشمام گاهی اوقات داره درد میگیره و اشک هام میریزه و چشمام قرمز میشه و میسوزه.خدا لعنت کنه اون دکترمو.ممنونم که راهنماییم کردید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - tara - ۴-۷-۱۳۹۰ ۱۲:۰۶ عصر [quote='azar' pid='748' dateline='1304955177'] سلام من هم داروی دکتر راویش رو گرفتم به محض اینکه تاثیراتش رو دیدم به همتون خبر میدم غاز یاقی هم من همه جا از مفید بودنش شنیدم حتما استفاده کنیدسلام از کجا گرفتین اذز خانوم؟چه طوره جواب داده؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - اویشن - ۴-۷-۱۳۹۰ ۰۱:۳۹ عصر تارا خانم پول دکتر راویش را از خارج کشور واریز کردید؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - tara - ۵-۷-۱۳۹۰ ۰۹:۴۴ صبح (۴-۷-۱۳۹۰ ۰۱:۳۹ عصر)اویشن نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .تارا خانم پول دکتر راویش را از خارج کشور واریز کردید؟سلام نه من ادامه متن اذر خانوم تنوشتم واسه همین شما فکر کردین گرفتم ببخشید
RE: شرح حال و سابقه بیماری من - azar - ۵-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۲۷ عصر به نظر من داروی راویشو نگیرید بهتره به من که اوایل جواب میداد الان نه یعنی به زحمتش نمی ارزه RE: شرح حال و سابقه بیماری من - نازگل - ۱۲-۷-۱۳۹۰ ۰۵:۲۹ عصر سلام به همه من نمی دونم چرا همه دنبال راه های جدید هستند خوب همین راه هایی که احمد آقا و فاطمه خانم گذاشتند را چرا انجام نمیدین ؟ توهین به کسی نباشه خیلی ها اصلا اهل عمل نیستند . خوب از این چند راهی که دارین استفاده کنید و صبور باشید مشکلمون به امید خدا همه حل میشه.درضمن اگر در این بین یه راه جدید ی هم پیدا شد چه بهتر که زود تر جواب بده حالا چرا از این اطلاعاتی که دارین استفاده نمی کنید . 1-داروی شریفیان 2-پروتپیک 3-انتی ویتیلیگو (روغن ریشه زرشک .روغن زیره.روغن نارگیل .روغن بابچی) خوردن سیاهدانه و عسل هرروز خوردن اسید فولیک و مولتی ویتامین حذف سردی ها توکل به خدا بچه هامن یک ماهه اینها را شروع کردم هرکس من و می بینه می پرسه چی کار کردی که داره پوستت خوب می شه تو رو خدا شروع کنید دیگه به درمان خودتون همین ها را استفاده کنید و هر روز بیاین بنویسید چقدر از پوستتون خوب شده تا بقیه هم روحیه بگیرن و ادامه بدهند . همش دنبال راه های عجیب غریب نباشید. آروزی سلامتی کامل برای همه را دارم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - Ebi - ۱۲-۷-۱۳۹۰ ۱۰:۰۲ عصر (۱۲-۷-۱۳۹۰ ۰۵:۲۹ عصر)نازگل نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام به همه قرص جینکو رو هم به اینا اضافه کنید و همچنین صبر و حوصله. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - v.amir - ۱۳-۷-۱۳۹۰ ۰۱:۰۸ عصر سلام vitiligo برجس عبارت است از از دست رفتن رنگ پوست به صورت لکه لکه (که باید از بیماری لوپوس اشتباه گرفته نشه من خیلیارو دیدم که این بیماری رو داشتن و دارو مصرف کردن وخوب نشده ولی با راهنمایی های من مشخص شده لوپوس بوده و بعد تشخیص خیلی خوب مهار شده)غالبا در پوست پشت دست ها صورت و زیر بغل ایجاد میشه ماکولها یا لکه هایی با مشخصات صاف سفید غیر قابل لمس با انگشتان گسترش یافته نواحی بسیار بزرگ بدون رنگ ایجاد می کنن علتش دقیق مشخص نیست ولی احتمالل بیماری خود ایمن سلول های ملانوسیت می میرن و در نتیجه رنگ دانه تولید نمیشه و قابل پیشگیری هم نیست خوبی این بیماری هم اینه که این بیماری خوش خیم و فقط مشکل زیبایی داره برین خدا رو هزار مرتبه شکر کنین بیماری لوپوس علاوه بر زیبایی قسمت های زیادی از بدن از جمله ریه ها کلیه ها و مفاصل رو در گیر میکنه بیمارایی که ما میبینیم هی باید ازمایش های مختلف خون مفاصل و غیره بدن قرصایی که مصرف می کنن برای چشم مضره باید معاینه چشمی مرتب حالا سری بعد درمانایی که برای بیماری vitiligo انجام شده رو میگم خیلی بیمارانی میان پیش ما که واقعا بیماری شما در برابرشون هیچه نا امید نشید و خدا رو هزار مرتبه شکر بکنین توصیه من به شما اینه که در کنار درمانتون اصول مذهبی نماز و ... به جا بیارین که خیلیارو دیدم همین بیماری رو داشتن با این توصیه اه به راحتی درمان شدن امتحان کنید جز سود درو نخواهید کرد تا بعد RE: شرح حال و سابقه بیماری من - سجاد - ۱۳-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۴۵ عصر سلام دوست عزیز من قران را ختم کردم اونقدر نذر و نیاز هم کردم اما هیچ فایده ای ندیدم همون طور که قبلا هم گفتم خدا بی عدالته و حرفمو هیچ وقت هم پس نمیگیرم و نخواهم گرفت.به چند دلیل1-فرق ما با اون آدم های ظالمه نامرد ماننده اسرائیل که خدا لعنتشون کنه که این همه ظلم و ستم به فلسطین کردند و میکنند چیه؟ما که این همه دین و ایمون داریم خدا با ما اینجوری کرده اما اون اسرائیلی ها که این همه ظلم و ستم میکنند سالم تر از ما هستند و سالم تر هم روز به روز میشوند اما ما چی؟خوب نمیشیم و بلکه روز به روز بدتر هم میشویم و روز به روز بیماریمون پیشرفت هم میکنه.پس حالا قضاوت با خودتان هست.من قصده نا امیدی شما رو بخدا قسم ندارم اما اگر خدا میتونست و میخواست ما تا حالا خوب میشدیم.یا شاید هم اصلا خدا مارو نمیبینه.پس اگر خواسته باشیم منطقی قضاوت کنیم خدا ظالمه برچی بیاد بنده هاشو مبتلا به بیماریی کنه که هیچ کجای دنیا درمان قطعی براش نداند و ظاهر آدم رو هم به هم میریزه یعنی خدا اینقدر ظالمه که ظاهره بندشو به هم بریزه تا نتونه بندش توی اجتماع باشه؟پس این چه خداییه؟دوستان من دیگه واقعا دارم دیوانه میشم گاهی وقت ها بیخیال همه چی میشم و پیشه خودم مثل دیوانه ها میگم که بذار همینجوری باشم تا جونم در بیاد وقتی که درمانه قطعییی برای این بیماریم نیست پس من دیگه چکار کنم؟دوستان من اعصابم از این خورده که عشقمو بخاطر این بیماری دارم از دست میدم کسی را دوست دارم بخدا قسم اما روم نمیشه بخدا قسم با این بیماریم لعنتی برم بهش بگم که دوست دارم.و مطمئنم اگر هم برم بهش بگم دوست دارم اونم میگه نه تو بیماری. خوب بنده خدا حقم داره به هر حال هر دختری آرزو داره که شوهره آیندش خوشکل باشه.نه؟ و خودم هم دارم پیشه خودم فکر میکنم که اون بنده خدا هم داره از من دوری میکنه و انگاری که اون از من خوشش نمیاد.آخه خدا آخه دوستان ما چه گناهی توی زندگیمون کردیم که خدا با ما اینجوری کرده.آیا خدایی نکرده گناهه ما بدتر از گناهه اون اسرائیلی های نامرد هست؟راستی دوستانه گلم من با این حرفام هیچ قصده نا امیدیه شما رو ندارم فقط واقعیتو گفتم بخدا قسم.دیگه قضاوت با خودتان هست بخدا قسم.خودتان قضاوت کنید.من یک هو دوستان دلم گرفت و پیشه خودم مثله دیوانه ها گفتم که بیام پیشه شما درد و دل کنم تا شاید کمی آرو شم.بد کاری که نکردم؟نه؟ RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مسافر - ۱۳-۷-۱۳۹۰ ۰۵:۱۸ عصر (۱۳-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۴۵ عصر)سجاد نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام دوست عزیز من قران را ختم کردم اونقدر نذر و نیاز هم کردم اما هیچ فایده ای ................ سلام سجاد جان ديگه انقدر هم ناشكر و نا اميد نباش درسته كه بيماري ما ناعلاج و يا درمانش سخت و طولاني هست ولي اگر خوب به قضيه نگاه كني خواهي ديد كه شايد خدايي كه به ما اين بيماري و داده خيلي چيزهاي خوبي هم داده كه خيلي ها كه سالم هستن آرزوي آنها را دارند پس هميشه نيمه پر ليوان را هم نگاه كن و شاكر خداوند باش. بحث فلسطين و اسرائيل هم به خودشون مربوطه شايد همون اسرائيلي كه شما مي گي از ما مسلمون تر هم باشه و پيش خداوند هم جايگاه بالاتري از خيلي از ماها داشته باشه پس اگر هم قرار است فكري در اين رابطه كني به ايران خودمون فكر كن و هموطن هاي بسياري كه شبها سر گرسنه زمين مي گذارند و با سيلي صورتشان را سرخ نگه مي دارند و ما مسلمانها از كنار آنها بي تفاوت مي گذريم و از اوضاع و احوال اين هموطن هايمان بي خبريم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - سجاد - ۱۳-۷-۱۳۹۰ ۰۵:۲۱ عصر سلام.ممنون از حرفات.اخه همه به من میگن که شايد همون خدايي كه به ما اين بيماري رو داده شاید خیلی چیز های خوبی هم به ما داده آخه چی داده؟جز بدبختی و بیچارگی و... آیا چیزه دیگه ای بهمون داده؟ البته به من همه ی این ها رو داده شاید به شما نداده باشه.این ها همش شاید و اگر و اما و ... هست بله شما درست میفرمایید واقعا به نظره من همون اسرائیلی ها جایگاهشون پیشه خدا بخدا قسم که از ما بالاتره ولی مسلمون هم به نظره من فکر کنم که قطعا معلومه که نیستند و اینو همه هم تمام ایران هم میدونند.یک کلام ختمه کلام من دیگه واقعا نا امید شدم.توی این دنیای ما متاسفانه ادم هایی بلا نسبته همه گییه شما کابرانه عزیز و... نامردو خیلی ببخشید عوضی و خیلی ببخشید حروم زاده کم نیستند که دارند از ما سوءاستفاده میکنند مثل اون بنده خدایه نامردی که از آذربایجان-میدوآب بود.و آقای ترک آتیلا گفته بودند که من بهشون زنگ زدم و اونا گفتند که 50 میلیون تومن میگیرند و باید یک قرار داده 50 میلیون تومنی با ما ببندید تا وقتی که 100 درصد تضمینی کامل کامل کامل خوب شدید 50 میلیون تومن رو به ما بدید و به رنگه اولیه پوست در بیارند آخه من موندم چرا خدا با این جور آدم ها کاری نمیکنه؟آخه چرا دکتر های ما ایرانی ها تحقیقی روی این گیاهان نمیکنند تا بتونند ما رو با کمترین هزینه درمان کنند؟آخه خودتون بگید و قضاوت با شما هست که 50 میلیون تومن چه خبره آخه؟دیگه بخدا قسم من که به مرگه خودم راضی شدم.و من بازم به شما میگم که من بخدا قسم که هیچ قصده نا امید کردنه شما رو ندارم و فقط من واقعیتو بخدا قسم که به شما گفتم که تا دلم آروم بگیره.دوستان من اونقدر بخدا قسم دلم جوش برداشته بود که دیگه گفتم بیام با شما ها کمی درد و دل کنم تا شاید که کمی آرو بگیرم و بشم.بد کاری که نکردم؟نه؟.آخه من بخدا قسم دیگه خسته شدم از این همه درمان های جور با جور که هیچ تاثیری هم روی من نداره و اگر هم داره خیلی کم داره و متاسفانه از پیشرفته لکه هام هم جلوگیری نمیکنه.خسته شدم دیگه بخدا قسم از این همه رژیم های غذایی جور با جوره الکی که هیچ تاثیری هم روی بیماریه من نداره حالا شاید روی بیماری شما این رژیم های غذایی داشته باشه.خسته شدم بخدا قسم از این همه مصرف داروهای مختلفه گیاهی و شیمیایی و هومیوپاتی و... که معلوم نیست که این داروها خدایی نکرده با معده ی من چکار کرده و چکار خواهد کرد؟مخصوصا اون داروهای گیاهی که خیلی گم هستند البته داروهای شیمیایی هم بی خطر نیستند دیگه به هر حال هر چی باشه از این داروهای گیاهی خیلی بهترند بخدا قسم 180 درجه که فرق میکنند. خسته شدم از این همه دکتر های متفاوته بی تجربه که دکتره گیاهی یا همون عطار میگه که این بیماری از اعصابه دکتر شیمیایی میگه این از دست دادنه رنگدانه های اون منطقه ی پوست است باز یکی دیگه میگه این بیماری از بهداشت است و یکی دیگه میگه مثل دکتر استاد حسین خیراندیش از رسوبه بلغم است و خلاصه من سرتونو درد نکنه هر کی هر دکتری یک چیز میگه بخدا قسم من دیگه خودم نفهمیدم که این بیماری از چیه؟من که بخدا قسم بخاطره این بیماریم خیلی از فرصت ها و موقعیت های زندگیمو از دست دادم و خواهم داد اگر خوب نشم.مثل کار و درس و پول و ازدواج و ... رو کاملا من فعلا که از دست دادم.بخدا قسم که دوستان خدا واقعا خدای بی عدالتیه.البته این نظره من و نظره خیلی از کسان دیگه ای هست. و نظره شما رو دیگه من نمیدونم.خدا خدای بی عدالتیه.اگر خدا عدالت میداشت بین ما مسلمون ها و اون اسرائیلی های نامرد و جنایت کار و قاتل باید یک فرقی میذاشت.نه؟درست میگم یا نه که اشتباه میگم؟خوتان قضاوت کنید چون که قضاوت با خودتان است. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مسافر - ۱۳-۷-۱۳۹۰ ۰۹:۳۲ عصر (۱۳-۷-۱۳۹۰ ۰۵:۲۱ عصر)سجاد نوشته شده: نمايش لينك به كاربران ميهمان غير فعال است. لطفا ابتدا عضو شويد .سلام.ممنون از حرفات.اخه همه به من میگن که ......... سلام سجاد عزيز با قسمتي از حرفهات موافقم و بخشي نه ولي آرزو مي كنم كه هر چه سريعتر درمان اين بيماري كشف و همه ماها از شر اين ويتي خان نجات پيدا كنيم . علي ايحال سجادجان من يك دوره اي به شدت به جنگ اين ويتي خان رفتم و خيلي هم موثر بود و بهبود خوبي برام حاصل شده بود و تا چند سال باعث توقف پيشرفت هم شده بود كه بعلت مشكلات و محدوديتها و چون مشكل ظاهري نداشتم رهايش كردم اگر تمايل داشتي در پيام خصوصي و يا ايميل برام تمام راههاي را كه رفته اي و ساير اطلاعات را بگو شايد توانستم كمكت كنم RE: شرح حال و سابقه بیماری من - shahin61 - ۱۳-۷-۱۳۹۰ ۰۹:۴۸ عصر سلام سجاد جان حرفهایی رو میزنی که تو دل خیلی از ماها هست اما اینجا به زبون نمیاریم چون فکر میکنیم هنوز جایی داره تا خدا به دادمون برسه این نظر منه که همه چی بر حسب اتفاق هست چه تولد چه مرگ و بیماری همه مربوط به عوامل محیطی هست و خدا هیچ دخالتی در اون نداره قبلا هم گفتم نود درصد اونایی که این بیماری رو دارن همه آدمای مهربون و با خدایی هستن و تا حدودی آدمای شاد و شنگولی نیستند بلکه با دیدن غم دیگران غصه میخورن و در واقع انسانن و این افکار و غصه ها و جوش ها در واقع مانند استرس عمل میکنند شاید حتی بدتر من مطمئنم شروع بیماری همه مون با یه تغییر و اضطراب توی زندگیمون بوده امتحان کنید یه چند صباحی رو الکی خوش بی خیال بیکار بگردید میبینید که بیماریتون متوقف و بهبود پیدا میکنه اینا رو الکی نمیگم خودم امتحان کردم خدایی که اینقدر در مورد عظمتش صحبت میکنند و ناظم و قانونمند هست هیچ وقت کوچکترین قوانین رو زیر پا نمیزاره بله قبول دارم به نظر من هم این یکی از بدترین بیماریها هست چون همه بیماریتو میبینند و ازت فاصله میگرن بگو به درک اگه دنیا و زمونه رنگه پوستتو گرفته تو رنگی رو که علم گیاهی یا شیمیایی به ما داده رو جایگزینش کن نزار این زمونه مسخره شکستت بده بپوشونش برنزه کن هر کاری که میتونی بکن (برای کسایی که خیلی از رنگ صورت و دستاشون رفته ) کم نیار شکست بده این دنیایی رو که به قول خودت بهت ظلم کرده ما انسانها تنهاییم فقط خودمون میتونیم به داد هم برسیم همه چیز واقعی هست معجزه ای در کار نیست چون همه چیز طبق نظم و قوانین آفرینش هست خلاصه بجنگ و بخند مگه مایکل جکسون کم تو زندگیش داشت مگه فقیر بود مگه کمبود ویتامین داشت نه اون مدام تحت عشق (عشق به طرفداران) و هیجانات بود همیشه درگیر این بود که بهترین رو ارائه بده و دیگران رو راضی کنه شاید کسی ندونه اون خیلی خیلی مهربون بود و با بقیه فرق داشت اون چکار کرد سعی کرد درمانش کنه اما نشد در نتیجه کل بدنشو سفید کرد و عشق و شهرتش بیماریشو زیبا هم کرد RE: شرح حال و سابقه بیماری من - سجاد - ۱۳-۷-۱۳۹۰ ۱۰:۰۸ عصر سلام شاهین جان و مسافر جان ممنون از امیدواری هاتون.آخه شاهین جان آخه مگه میشه که خدا توی بیماریمون هیچ دخالتی نداشته باشه؟آقا شاهین جان حرفت کاملا منطقی و درست است بخدا قسم که گفتی همه چیز مربوط به عوامل محیطی هست اما اینکه گفتی خدا هیچ دخالتی توش نداره اشتباه گفتی چون که اگر خدا نمیخواست ما اصلا و به هیچ وجه ممکن مبتلا به این بیماری لعنتی نمیشدم من بخاطره این بیماری عشقمو همسره آیندمو از دست دادم این میدونی یعنی چی؟یعنی شکست عشقی.و شکست عشقی میدونی یعنی چی؟یعنی افسردگی و دیوانگی و آخرش میدونی که به کجا میرسه؟ شاید مرگ.من دیگه به چه امید توی این دنیا باشم؟من هیچ وقت بخدا قسم قصده نا امیدی هیچ کدوم از شما ها رو ندارم اما واقعیتی که هست را من دارم میگم.خودتون بگید من چکار کنم؟چطوری برم همسره آیندمو راضی کنم که بیا با من ازدواج کن؟اون منو خیلی دوست داره اما بخاطر این بیماری اون منو ترک کرد.خدایا خودت به دادم برس. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - مسافر - ۱۴-۷-۱۳۹۰ ۰۹:۳۰ صبح باز هم سلام سجاد جان من هم با شاهين موافقم اگر درمان نمي شود بپوشانش و به جنگش برو. نمدونم گستردگي ويتي هات در صورت و دست چقدر است راههاي زيادي براي پوشاندن هست سعس كن حالا كه هست كسي نبيندش اونوقت مي توني اعتماد به نفس تو دوباره به دست بياري پيشرفت را از سر بگيري. به خدا اگر عشق واقعي وجود داشته باشه نبايد به اين خاطر ازت دوري كنه من چند سال پيش با همين ويتي خان رفتم پاي سفره عقد و هر دو در نهان پذيرفتيمش و الان هم فعلا تا مي تونم مخفي اش مي كنم به خدا من آقايي رو ديدم كه با خانمي ازدواج كرد كه خانمه داراي ويتي زيادي بود اينم را هم بگم كه خانمه داراي مال و اموالي هم نبود كه بگيم آقاهه براي پولش گرفتش ولي عاشقش شد. پس اوني هم كه فقط براي اين موضوع مي خواد ازت بگذره عشقش كامل و واقعي نيست ، پس همون بهتر كه بگذره چون .فراموش كن و سعي كن راه جديد و خودت كشف كني و به جنگ ويتي خان بري RE: شرح حال و سابقه بیماری من - سجاد - ۱۴-۷-۱۳۹۰ ۰۹:۳۹ صبح سلام مسافر جان.حرفت کاملا درست و منطقی است بخدا قسم.اما خودت قضاوت کن که کدوم دختری دوست داره که شوهره آیندش اینجوری باشه؟اون هنوز هم منو دوست داره و گفته که تا آخره عمرم هم به پات میشینم اما باید بیماریت خوب بشه.حالا من مسافر جان پیشه دکتر خیرخواه در تهران وقت گرفتم برای هفته ی آینده برم پیشه دکتر خیرخواه تا که ببینم چی میشه؟نه مسافر جان اشتباه نکن چون که داری کاملا اشتباه میکنی چون که عشقه همسره آیندم کاملا واقعی است اما اگر اونم بیاد بهم بگه که بیا با هم ازدواج کنیم که هیچ وقت این حرف را بخاطر این بیماریم به من نخواهد گفت من میگم نه چرا؟چون که با این قیافم حاضر نیستم که برم سره سفره ی عقد بنشینم.چون که توی اون مجلس همه با هم یواشکی صحبت میکنند که داماد ویتیلیگو داره دختره بدبخت شده و...مسافر جان.اگر همسره آیندم هم حاضر بشه که با من ازدواج کنه که هیچ وقت حاضر نخواهد شد بخاطر این بیماریم پدر و مادرش نمیذاردند فقط بخاطر این بیماریم اگر پدر و مادرش هم بذارند من حاضر نیستم که بخاطر این بیماریم برم سره سفره ی عقد بنشینم.نه خدا نکنه که عشقم بگذره مسافر جان.شما نمیدونی که من چقدر اونو دوست دارم قده دنیا.ای مسافر جان ای شاهین جان من اونقدر به جنگه این ویتیلیگو رفتم که دیگه خسته شدم بخدا قسم کم دکتر رفتم؟کم داروهای متفاوت اعم از گیاهی و شیمیایی و هومیوپاتی و...خوردم؟اوه اونقدر دکتر رفتم اونقدر داروهای متفاوت شیمیایی و گیاهی و هومیوپاتی و ... خوردم که دیگه بخدا قسم خسته شدم از این همه دارو های متفاوت بی نتیجه و یا کم نتیجه.من حدود 10 درصد شاید هم کمتر روی صورتم دارم و با رنگ تقریبا صورتی رنگ و حدود 30 درصد هم روی بدنم با رنگ سفید.مسافر جان من اعتماده به نفسمو هیچ وقت نمیتونم که کامل بدست بیارم تا وقتی که کامل کامل کامل این بیماری لعنتی پوستی ویتیلیگو از من خارج شه.راستی آره مسافر حان راهی برای پوشاندن این ویتی من هست اما تا که بپوشونمش 1روز؟2روز؟3روز؟1ماه؟2ماه؟3ماه؟1سال؟2سال؟3سال؟14سال؟5سال؟100سال؟قرن؟2قرن؟3قرن؟آخه تا کی؟من حدود 10 سال شده است که این بیماری رو دارم.و دارم با این بیماریه لعنتی دست و پنجه نرم میکنم. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - v.amir - ۱۶-۷-۱۳۹۰ ۰۵:۰۱ عصر سلام باز میگم خدا وکیلی بیماری شما هیچی نیست ضرر نداره یه دفعه بیاین بیمارستان امام بیمارانی رو نشونتون بدم مثل اسکلرودرمی- یا لوپوس یا پسوریازیس ... که اصلا بیماری شما در برابرش هیچه خدا وکیلی بعضی موقع می مونیم چه قرصی تجویز بشه این قرصو میدیم واسه چشمش ضرر داره اون یکی واسه کلیش ندیم پوست و بیماریش بدتر میشه علاوه بر زیباییشون تمام اعضای حیاتی بدنشونم درگیره مرتب باید ازمایشات مختلف بدن کلیه مفاصل و... برین ببینین هیچی نیست بیماریتون این بیماریها اغلب هیچ علتش مشخص نیست واسه همین درمانش سخته یکم که بگذره علتش مشخص بشه به راحتی قابل درمان است نا امید نباشید RE: شرح حال و سابقه بیماری من - سجاد - ۱۶-۷-۱۳۹۰ ۰۶:۲۷ عصر سلام امیر جان ممنون از اطلاعات مفیدت و امیدواری هایت.موفق باشید.کمی با این حرفات امیر جان به زندگی امیدوار تر شدم.بازم ممنونم ازت.خدا به همرات.ممنون و با تشکر فراوان.ارادتمند.کوچیک شما سجاد بی باک از بیرجند.امیر جان ممنونم ازت که امیدوارم دادی. RE: شرح حال و سابقه بیماری من - hamid59 - ۸-۸-۱۳۹۰ ۰۹:۲۲ صبح من همسر حمید هستم ، همسر من هم ویتی داره ، موقع ازدواج فقط چند لکه کوچک روی ساق پاهاش بود و من بدون اطلاع باهاش ازدواج کردم . اما بعد ازدواج اونقدر محو خوبیهای ایشون شدم که نه تنها برام یک معضل نیست بلکه سعی میکنم این رو واسه خودش هم یک مورد بی اهمیت جلوه بدم و نذارم زیاد فکرش رو به این موضوع سوق بده ، همیشه و هر روز هم بیشتر از خودش واسه درمانش پیگیر هستم و بهش امیدواری میدم که اصلا مهم نیست و نگران نباشه ، چرا ؟ چون عاشقشم . اقا سجاد شما هم فقط و فقط بدنبال حل مشکلتون باشید ، عاشق واقعی تون رو هم خواهید یافت . همیشه پیروز و سربلند باشبد. |